شعرترکی درفراق فرزند
شعرترکی درفراق فرزند
جهاندا گورمسون هیچ بینوا اوغول ئولومی
هزار درد سالار ای بصاء،اوغول ئولومی
بلی آتا گوزونه صبحی تک ضیاء دی اوغول
گوزونده نور، دیزینده بیوک قوادی اوغول
آتا قوجالسا الینده گوزدی عصادی اوغول
ویر آتانین الینه عصا اوغول ئولومی
سوال ئولوندی بو سوز خاتم رسالتندن
ندی مصیبت اعظم هامی مصیبتدن
به فوری گوزلری ایسلاندی اشک حسرتدن
بویوردی قلبه ورار چوخ یارا اوغول ئولومی
شعر در فراق جوان ناکام
نبیند مادری داغ جوان را//فدا سازد به پایش جان خود را
جگرسوزددراین عالم بهداغش//به هرلحظه دلش گیردسراغش
گل پژمان مادر دیده واکن//مرا اندر کنارت جابه جا کن
که بی تو زندگی دشوار باشد//دلم تا هست با تو یار باشد
چه سنگین است این درد جدایی//کنار قبر تو آیم گدایی
بگو با مادر دلخسته تو//کجا رفتی چرا منزل نیایی
برایت آرزو بسیار دارم//کجا رفتی ترا من دوست دارم
نشد ای گل عروسیت بگیرم//تو باشی من به جای تو بمیرم
ولی افسون داغت بر دلم شد//تمام خاطراتت حاصلم شد
مرا با رفتن خود پیر کردی//بر روی خاک تو زنجیر کردی
چو شمعی من بسوزم در فراغت//سر قبرت مرا تو پیر کردی
الهی کاش من هم پر بگیرم//کنارت ای پسر ماوار بگیرم
بیا یک بار دیگر در بر من //بکش دست نوازش بر سر من
موضوعات مرتبط: شعرفراق فرزندفارسی وترکی
برچسبها: شعرفارسی , شعر برای فراق جوان , شعربرای فراق فرزند , مجلس
سبک زیبای ترکی-فراق جوان ناکام
سبک زیبای ترکی-فراق جوان ناکام
روح روانیم اویان جسمیده جانیم اویان
آچ او قرا گوزلری شیرین زبانیم اویان
وای اوغول وای دور ای حناسی قان اولان
وای اوغول وای دور ای طویی یالان اولان
نوجوانیم
غم لباسین سویمارام آغلاماقدان دویمارام
سنی گوردوم یارالی باشا حنا قویمارام
وای اوغول وای دور ای حناسی قان اولان
وای اوغول وای دور ای طویی یالان اولان
نوجوانیم
قزل گلی درمدیم چمن اوسته سرمدیم
آرزیم قالدی اورکده طوی حجلوی گورمدیم
وای اوغول وای دور ای حناسی قان اولان
وای اوغول وای دور ای طویی یالان اولان
نوجوانیم
نوحه روز عاشورا حسینی
از زبان مادر
در سبک
ویرانده نازلی بالام
ای گون قباقونده یاتان
عریان بالام لای لای
وی قیزلارین گوزدن آتان
عطشان بالام لای لای
لای لای بالام لای لای
لای لای بالام لای لای
گل پیکرون قالدی بالا
آتلار ایاقینده 2
قان لخته ویرمش گورنئجه
عطشان دوداقینده2
یاننام گئجه گوندوز سنون
درد و فراقینده2
سنسن منه روح روان
لای لای بالام لای لای 2
ای یوسف گل پیرهن
یاتدون بو صحراده2
باشدان ایاقه قانیوه
باتدون بو صحراده 2
گوز یاشیمی خون دله
قاتدون بو صحراده2
آغلار سنه یالقوز آنان
لای لای بالام لای لای2
دو گور نئجه باشه ویرور
پیغنمبر خاتم ۲
نوح نبی نوحه دئیور
سینه ویرور آدم ۲
عیسی قرا کوینک گئیوب
آغلور سنه مریم ۲
یاسه گلوب کروبیان
لای لای بالام لای لای
لای لای بالام لای لای
چولده قالوبدی قیزلارون
یانام الولانام ۲
سو سو ویرور اولدوزلارون
یانام الولانام ۲
باشین آچوب یالقولارون
یانام الولانام ۲
زینب اولوب قدی کمان
لای لای بالام لای
لای لای بالام لای
باشون کسوب شمر دنی
ایوای بالام ایوای۲
یاندیردی ظالم چوخ منی
ایوای بالام ایوای۲
ئولدوردولر عطشان سنی
ایوای بالام ایوای۲
آغلور زمین و آسمان
لای لای بالام لای لای
لای لای بالام لای لای
گویده ملکلر آغلیور
احوالیوه اوغلوم۲
قانلی بلکلر آغلیور
احوالیوه اوغلوم۲
داغلی اورکلر آغلیور
احوالیوه اوغلوم۲
ایوای دئیور پیرو جوان
لای لای بالام لای لای
لای لای بالام لای لای
احوالات عبدالله بن الحسن (علیه السلام)
چون خیمگاهه گلدی سسین خیمگاهیدن
دوشدی تمام اهل حرم اختیاریدن
هل من معین صداسی منی ایلدی هلاک
گیتدی قرار و صبر دل بیقراریدن
گلدیم بو حالیله سنه بلکه معین اولام
جان قورتاراق بو معرکه گیر و داریدن
سیندردولار قنادیمی بیرده او چانمارام
قان اغلار ایمدی عمه لریم انتظاریدن
ایمدی سکینه گوزلوری یول قارداشیم گلر
ایلر هلاک اوزینی آنام آه و زاریدن
بلدیم قولی دوشنده عمومین نلر چکوب
زخمین اذیتی بلو نر زخمدارین
گلمور یوزوم آناما دیم گل آپار منی
کام دلیمجه کام آلام اول دلفکاریدن
صیاد بیمروته باخ قصد جان ایدور
ال چکموری گینه یارالانموش شکاریدن
گلدی اجل بابا یوزیمی تپراق استه فوی
بیگانه لر ایدله تماشا کناریدن
حسرت گوزیله باخما که اغیارلر باخور
حیران باخاندا شاه دوشر اعتباریدن
مرحوم حقیر خوئی
●●●●●●●●●●
﷽
مجلس_ختم_مادر😭
خداوندا_ببخشا_مادرم_را...
زبان_حال_عزیزانی_که
پدرومادرازدست_دادن_باشه
بگو خدای من چه شب هایی که پدر و مادرم تا صبح به خاطر من بیدار موندن
😭😭😭
یادم نمیره ... تا حالم بد میشد ...
نگاه به چشمم می کردن و اشک تو چشماشون حلقه میزد ، طاقت نداشتن درد و غم منو ببینه ...
خدایا فقط خودت شاهد بودی ...
ازت می خوام پدر و مادرمو ببخشی...
امشبم که شب جمعه ست اموات چشم به راهن یادی کنیم از همۀ پدر و مادرانی که اسیر خاک شدن
😭😭
چشم به راهن تا ما یادشون کنیم
مادرم مهربونی هات یادم نمیره
😭😭😭
شب زنده داری هات یادم نمیره
کجایی مادر ... بیا دورت بگردم .... مادر
فدای دستای زحمت کشت بشم مادر ...
خدایا تو را قسم به حق اون مادری که شنیدم شب جمعه ها دست به کمر از مدینه میاد به کربلا
😭😭
ناله می کنه ...
اگه تو هم می خوای این مادر را یاری کنی
صدا ناله تو آزاد کن ،با ناله هات این مادر یاری کن تا بیاد ، آخه پهلوش شکسته
😭😭😭
هی صدا میزنه بنی بنی قتلوک ... ذبحوک...
و من الماء منعوک
غریب مادر حسین ...
شنیدم تشنه سر از تنت جدا کردن
مادرت بمیره حسین ...
*اصلاً من نمیدونم چرا هر جایی میگی: حسین ...همه گریه میکنند...روایت هم همین رو میگه،میگه:همچین که میگی: حسین! مادری تو عرش میگه: جانم...اگه حسین خودت رو میگی؟ خدا برات نگهش داره،اما اگه حسینِ منو میگی؟ کربلا بین دو نهر آب تشنه کشتنش....شب اول خیلی مهمه،مادر دَمِ در می ایسته،به همه گریه کنای حسینش خوش آمدی میگه،اما هی به سینه میزنه میگه:" بُنَیَّ قتلوک ، ذبحوک ، و من الماء منعوک
خدا رو قسم بحق حضرت زهرا...
بحق ابی عبدالله ... روضه ای که گفته شد
الساعه ثوابش طبقی از نور برسه به دست همه ی پدر و مادران آسمانی روح شون فیض ببره
از جمله پدر مادر استاد بزرگوارمون
بنی فاتحه مع الصلوات ...
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
▫️جلسه ی علمای اهل تسنن و پرسش علامه امینی
✍زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند. اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند.
به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد و هیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند.
🔹پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود ۷۰ الی ۸۰ نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت :
قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد.
اما باز آنها گفتند :
پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد. ضمناً تمام حضار درجلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد.
🔸آنان شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید.
علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید.
همه قبول کردند .
سپس علامه امینی فرمود :
قال رسول الله (صلوات الله علیه ) :
«مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَهً جاهِلیهً»:
🔹هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.
سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید کردند .
سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید :
آیا فاطمه الزهرا ( سلام الله علیها ) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت … ؟
اگر می شناخت، امام زمان فاطمه ( سلام الله علیها ) چه کسی بود ؟
🔸تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ساکت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک کردند و با خود می گفتند :
اگر بگوییم نمی شناخت ، پس باید بگوییم که فاطمه ( سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد.
اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده ؟
🔹در حالی که بخاری ( از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته :
ماتت و هی غاضبه علیهما – فاطمه ( سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی ار ابوبکر غضبناک بود “
و چون مجبور می شدند بر حقانیت و امامت علی بن ابیطالب (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند.
نوحه ترکی امام حسین علیه السلام
عشق کربلا
بنداول
شاه عطشان حسین_جان جانان حسین
عاشقــــــــــــــلرون اولا_سنه قــربان حسین
ای دینه مقتـــــــــــــدا_ارباب مه لقـــــــــــــــــــا
ئورکـــــــده واربیزیم_عشق کــــــــــــــرب وبلا
سنون قاپوندا من گدایم
عشقووه ارباب مبتلایم
ســـــــربازعشق بو ولایم
عاشق کــــــــوی کربلایم
یاثارالله یاثارالله یاثارالله یاثارالله
لبیک یاحسین(۳)ابی عبدالله
بنددوم
سسلرهــــــــــــــردم آقا_اهل عــــــــــــالم آقا
جنّتدی بیــــــــــــــزلره_بوبزم غـــــــــــــــــــم آقا
ای آئــــــــــــــــــــــــین شرف_پــــــــورشاه نجف
دعوت ایله گــــــــــــــــلاخ_کــــــــــربلایه طرف
هجروندن آخدی اشک تریم
قانه دونوبدی بوگــــــــــوزلریم
نجه دؤزوم من ای رهــــبریم
کـــــــــــــــربلایه چاتمور اللریم
یاثارالله یاثارالله یاثارالله یاثارالله
لبیک یاحسین(۳)ابی عبدالله
بندسوم
سن سن عشق علی_زهــــــــــرانون گوزلی
گوزل آدون ائدوب_قلبیـــــــــــــــمی منجلی
شهیدنیـــــــــــــــــنوا_ فـــــــــــــــــــــــــرمانده ولا
شـــــــــــــــــــــــــــــفاعت ایله بوجَمعی روزجزا
ای مِصــباحُ الهدی ای نورالعین
ایــلَروخ بیـــــزگینه شیون وشین
عزیز رحـــــــــــــــــــــمتُ اللعالمین
عشقیله سسلروک بیزیاحسین
یاثارالله یاثارالله یاثارالله یاثارالله
لبیک یاحسین(۳)ابی عبدالله
بندچهارم
شاه شیب الــــــــــخضیب_ قتلگهده غریب
زینب غمــــــــــــــــدن دئدی_ ذکرامّن یُجیب
هـــــــــــــاردادی اللّرون_ داغـــــیلدی پیکرون
سوسوزوندان سنون_ قـــــــورویوب لبلرون
سنه لایلای دییر یانان دیللر
آغلاراحـــــــــوالوه غمدن گوزلر
سنه قــــــــــــــربان اولابوعالملر
زینب باشه سالار قـــاره معجر
یاثارالله یاثارالله یاثارالله یاثارالله
لبیک یاحسین(۳)ابی عبدالله
کربلایی هادی کاظمی(عطش)