eitaa logo
مداحی و ختم خوانی نوحه های ناب
2.7هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
1.5هزار ویدیو
94 فایل
قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد به مدیریت کربلایی محمد تقی سبحانی مداح اهل بیت (ع) @mohammadd1352
مشاهده در ایتا
دانلود
زمان: حجم: 784.3K
🎤با نوای معرفت علیزاده شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام در آهنگ گل باجی آل اصغری مندن محبس بغداده رضا گل حبسیده احوالیمه آغلا عمق سیه چالدا چیخور جان گوزلریمی گل بالا باغلا اسیر هجرانم. غریب و نالانم ستملن مسمومم. شهید زندانم رضا جان گل. رضا جان گل بس که رطوبتدی بو زندان طاقت و آرامیمی آلدی بی کس آتان ذوب اولوب اوغلوم ذهنه گلور نقش و خیالدی غریق آلامم انیسیم زنجیریم چیخار عرشه هر گون بو. آه. شبگیریم رضا جان گل. رضا جان گل گورموشم از بس که شکنجه تاریدی عالمده. گوزومده شکر. اولا. وار. علم امامت ایتدی گئجه مده گونوزومده آنام زهرا گلمیش یانور بو احواله رضا گل سنده اول. آناملان هم ناله رضا جان گل. رضا جان گل ایستمیشم مرگ و رهایی سنده گرفتارم اوغول گل آیرییام ایللردی وطندن حسرت دیدارم اوغول گل چوخ آغلار بو غمده. عزیزیم معصومه سن اما. ائت شیون. حسین مظلومه رضا جان گل. رضا جان گل التماس دعا رحیم شایان ارومیه
🌸🍂🌸🍂 📚 و ✍مرحوم مجلسی نقل کرده است : که هارون، خلیفه مقتدر و بی‌حیای عبّاسی دستور داد کنیز زیبا صورتی را برای خدمت کردن به امام موسی بن جعفر علیه‌السلام به زندان بردند و منظورش بدنام کردن حضرت بود. امام پیغام داد : «بَل انتُم بِهَدیتکُم تَفرَحُون(نمل:۳۶)؛ این شما هستید که با هدایای خود شادمان می‌شوید»؛ من به کنیز و امثال آن نیازی ندارم. 🔺هارون از این پیام سخت خشمگین شد و گفت: به او بگویید ما به رضای تو کنیز را به زندان، نزد تو نفرستادیم، دستور داد که کنیز را نزد حضرت بگذارند و باز گردند. مدتی گذشت، هارون خادمش را به زندان فرستاد تا خبری بگیرد. خادم به زندان رفت. با کمال تعجب دید آن کنیز به سجده رفته است و مرتب می‌گوید: قُدّوس سُبحانکَ سُبحانکَ، جریان را به هارون گزارش داد. هارون گفت: 🔺به خدا سوگند! موسی بن جعفر او را سحر کرده است، کنیز را بیاورید. کنیز را به حضور هارون آوردند، نگاهش را به آسمان دوخت و ساکت ایستاد. هارون پرسید : تو را چه شده؟ گفت : خبر تازه‌ای دارم! وقتی مرا به زندان بردند دیدم این مرد مرتب نماز می‌خواند، بعد از نماز مشغول تسبیح و تقدیس خداوند می‌شود. به او عرض کردم: مولای من! شما کاری ندارید برایتان انجام دهم؟ 🔺فرمود: با تو چه کار دارم؟ عرض کردم: مرا برای خدمت به شما آورده‌اند. آن بزرگوار با دست اشاره کرد و فرمود: پس اینها چه کاره‌اند؟! نگاه کردم، باغی دیدم بسیار وسیع و زیبا که اول و آخر آن ناپیدا بود، فرش‌های نفیس در آن گسترده بود و حوریه‌های بسیار زیبا با لباس‌های آراسته در آن جا بودند که هرگز نظیر آنها را ندیده بودم. با مشاهده آنها در برابر خدای خود به سجده افتادم و در سجده بودم که خادم تو به سراغم آمد و مرا نزد تو آورد. هارون گفت: ای ناپاک! شاید وقتی به سجده رفتی اینها را در خواب دیدی؟ 🔺گفت: نه! به خدا سوگند! این واقعیات را پیش از سجده دیدم و بعد از مشاهده آنها به سجده افتادم. هارون (به فردی) گفت : این ناپاک را بگیر و مراقب باش کسی این مطلب را از او نشنود، اما کنیز بدون درنگ مشغول نماز شد. از او پرسیدند: چرا چنین می‌کنی؟ گفت: عبد صالح موسی بن جعفر علیهماالسلام را چنین یافتم… راوی این داستان می‌گوید : این کنیز زندگی خود را به همین منوال در بندگی خدا سپری کرد تا از دنیا رفت. این قضیه چند روز قبل از شهادت امام کاظم علیه‌السلام رخ داد. 📚بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۲۳۸
(یا محمد) یا  محمد  از  همه  والاتری سروری و  از  همه  بالاتری مبعث ات بادا‌مبارک برهمه ای پیمبر  از  همه  مولاتری رحمت  لِلعالمینی    خاتمی مهربانی   از  همه  زیبا تری نوریزدان باشی وفخرجهان اشرفی و  از  همه اولا تری (بیقرارت)عالمی ازجان ودل یا   محمد  از  همه‌   بالاتری بیقرار اصفهانی
🏴شهادت امام موسی کاظم علیه‌السلام 🏴 🎼سبک : ای شمع حرم خانه قربانون اولوم عباس... ال سینه ده گوزیولدا، ایمداده رضا تئزگل، ایمداده رضا تئزگل مسموم ائلویوب هارون، فریاده ضاتئزکل فریاده رضاتئزگل لبلریمدن آخورزهریله قانیم گل گوریم گول ئوزون چیخسون بوجانیم گل اوغول گل اوغول آرام جانیم(۲) تاپشوردی منی هارون بوسِندجفاکاره زنجیره ائدوب بسته ایلویوب منی آواره زندانی رطوبتدی قالموبدی دی منه چاره یرایلدی زنجیری گورجسمیم اولوب یاره هارونلا گوردیلر بیکس ومظلوم زهرخرماییلان ایلوبله مسموم گل اوغول گل اوغول آرام جانیم(۲) هارون لعین ائتدی سندیله جفاتئزگل جدیمدن علی ائتموب بیرلحظه حیا تئزگل آل باشیمی دیزاوسته سن ایله نوا تئزگل غربتده سئنان قلبه وئرایندی صفا تئزگل جان وئریم غسلیله ایله کفن گل بوزاره بغدادی اولدی وطن گل گل اوغول گل اوغول آرام جانیم(۲) فریاده رضاگلدی گوردی چئخوری جانی زهریله اولوب مسموم لبلردن آخور قانی غسلیله کفن ائتدی گئتدی گویه افغانی جدی یادینادوشدی یاندی ئورگی آنی دوغرانوب اکبری. کرببلاده ذبح اولورباشیمی قانلومناده گل اوغول گل اوغول آرام جانیم(۲) صاحبله یانورسیفی گوداله دوشوب پیکر مولایارالی دوشموش اوستونده قلج خنجر غارت اولونوب جسمی حتی کسیلوب اللر باش ذبح اولونوب دالدان گلموبدی علی اکبر اون ایکی ضربتلن ذبح اولدی باشی نهراوسته صدپاره دوشوب قارداشی گل اوغول گل اوغول آرام جانیم(۲) ✍ حاج عباسعلی دهقان(صاحب )۱۴۰۳/۱۰/۲۹ ___________
سوگ پدر» رفتی واتش زدی بر جسم وجانم ای پدر گشت تاریک از فراقت اشیانم ای پدر چون به یاد ارم محبتهای دیرین تورا می رود ازکف برون تاب وتوانم ای پدر تو ملک بودی گمانم من ترا نشناختم حال دانستم حقیقت بود،گمانم ای پدر کی ز خاطر میبرم ان مهربانیهای تو بهر تو ریزم سرشک از دیدگانم ای پدر چون نصیحتهای شیرین ترا ارم به یاد اتش غم میزند شعله به جانم ای پدر زان نکویی ها که میکردی بمن ای نازنین مغفرت جویم ز حی مهربانم ای پدر
گلی از بوستان زندگی رفت بهار جاودان زندگی رفت ببار ای دیده اشک ماتم امروز که آن سرو روان زندگی رفت چه مردی با صفا و پاک طینت ز پیکر جسم و جان زندگی رفت بنال ای دل ز هجرانش دمادم که آن صبر و توان زندگی رفت دل یاران ز داغش داغدار است که آن پرتو فشان زندگی رفت ز داغش هر دلی در آه و افغان فروغ دیدگان زندگی رفت غلام درگه شاه شهیدان برفت و بر حسین گردیده مهمان
🔹زبانحال دختر (پسر) در فراق پدر و مادر🔹 چهلم شاعر: جعفری زینجناب به سبک : بو غربتده آلله گوزوم یولدادی 👇👇👇 بو قیخ گونده آلله سونوب شمعیمیز آنامیز غمینده یانیب قلبیمیز دِیَن یوخ نولوبدی ، هامی گول سولوبدی (آناجان آنا ) آنا هجر اوتوندا ، اورک قان اولوبدی (آناجان آنا) : آناجان آناجان، جانیم سنه قربان (آنا جان آنا ) ۲بار 🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳 بو قیخ گونده هر آن آخیر گوزیاشیم دوشوبدور غمونده بلایه باشیم یاسون ساخلارام من ، سینه داغلارام من (وفالی نَنَه) گورنده یرون بوش ، یانیب آغلارام من (وفالی نَنَه) : آناجان آناجان، جانیم سنه قربان (آنا جان آنا ) ۲بار 🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳 سوم: زبانحال دختری که در کودکی یا قبل از ازدواج مادرش را از دست داده 👇👇 منیم هر نَه واریم ،تالان اولدی آنا اورک آرزیلاریم ، یالان اولدی آنا منیم غصّه لی گویلومی ،کیم آلاجاق (وفالی نَنَه) منی بخت اِوینَه یولا کیم سالاجاق (وفالی نَنَه) : آناجان آناجان، جانیم سنه قربان (آنا جان آنا ) ۲بار : با جای گذاری کلمه ی آتا به جای کلمه ی آنا میتوانیم در فراق پدر نیز بخوانیم . 🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳🖤🔳 ✍شعر از: جعفری زینجناب