eitaa logo
336 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
487 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
اما‌میتوان‌نفس‌راوُسعت‌بخشید بھ‌طوری‌کھ‌آسِمان‌وزمین‌را‌دربرگیرد🌿ـ •• ↷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#j๑ïท🌱 @khybariha ✌️🏻📿
.
#قسمت_پنجاه_و_یکم🦋 ادامه.... او برای ما یکی از نشانه‌های در #خدا ذوب شدن بود. ترازویی بود که ما
🦋 ادامه.... گفت: « شما می دانید من از خمپاره می ترسم.» گفتم: «بله.» متعجّب نگاهش می کردم. 🤔 ادامه داد: «من خوابی برای شما تعریف می کنم و بعد مرّخص می شوم.» گفتم : «چه خوابی؟!» اینطور گفت : _دیشب خواب دیدم حضرت با دو نفر سید دیگر وارد سنگر من شدند و گفتند : «حاج آقا فقیه چه کار می کنی؟!» گفتم: «هیچی، اینجا نشسته ام.» امام فرمودند: «حاج آقا فقیه، از خمپاره می ترسید؟» گفتم: «بله آقا؛ ولی نمیدانم چرا؟» 😥 امام گفتند: «حالا بلند شو، همراه ما بیا برویم خط. می خواهم بازدیدی از بچّه ها بکنم. تو هم نگاه کن.» از جا بلند شدم و همراه امام آمدیم بیرون. از آسمان و زمین خمپاره می بارید و ترکشها به عبای امام می خورد و چیزی نمی شد.» امام نگاهی به من کرد و فرمود: «می بینی فقیه؟ تا خدا نخواهد ترکش به ما اصابت نخواهد کرد.» بعد فرمود: «فقیه، من از تو خواهش میکنم از فردا غذای بچّه‌ها را جلوی سنگر به آنها بدهی. اینها خسته می شوند. مطمئن باش این بچّه ها تا زمانیکه در این خط هستند، زخمی یا نمی شوند.» صحبت های حاج آقا فقیه که تمام شد، گفت : «حالا حمید آقا، اگه می خواهید مرا بیرون کنید، حاضرم.» او را بغل کردم و بوسیدم. بعد با هم گریهٔ حسابی کردیم. 😭 ما مدت چهار ماه در زبیدات بودیم و روز و شب هم خمپاره می زدند؛ اما یک نفر هم زخمی یا شهید ندادیم. این مسائل را ما کم ندیدیم. یعنی باورمان شده بود که در هستیم، و فرمان هم فرمان (علیه السّلام) است. در این جنگ کسی بود که می داند در چه مقام اعلا و متعالی سیر می کرد. 👌 شهید...زنگی را می گویم. روزی...... •• ↷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#j๑ïท🌱 @khybariha ✌️🏻📿
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از .
♡‌|بہ نام خــدا بہ یاد خــدا براے خــدا|:)🕊
«🥀🖤» برات سرود نمیگم الان! برات میخوام افسانه شب عملیات بگم؛ که می گفت: با صورت میخوابم روی سیم خاردار! بگو بچه ها از روی کمرم رد شن... که چشم بچه ها تو چشم من نیفته! گوشت چرخ کرده شده بود لای سیم خاردار حلقوی... تو کش به سر ناخنت بره،یک ماه چرک میکنه... حالا ایثار ما کجاست! اخلاص ما کجاست! که دست یکی رو بگیریم و تو شب عملیات دنیا! برسونیم اون طرف معبر؛ که خداست... که امام زمان.. . . •• ↷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#j๑ïท🌱 @khybariha ✌️🏻📿
برادران و خواهرانم! شما را به خون شهیدان قسم می دهم که تقوا را و ترس از خدا را پیشه خود قرار دهید و آن چنان پشت سر امام مان بایستید که دشمنان را یارای نگاه کردن به سوی شما را هم نباشد . . . •• ↷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#j๑ïท🌱 @khybariha ✌️🏻📿
•غفلت•مآاز•غیبت•تۅغم‌انگیز‌تراسٺـ •{🌻}• . . •• ↷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#j๑ïท🌱 @khybariha ✌️🏻📿
.
#قسمت_پنجاه_و_یکم🦋 ادامه.... او برای ما یکی از نشانه‌های در #خدا ذوب شدن بود. ترازویی بود که ما
🦋 ادامه.... گفت: « شما می دانید من از خمپاره می ترسم.» گفتم: «بله.» متعجّب نگاهش می کردم. 🤔 ادامه داد: «من خوابی برای شما تعریف می کنم و بعد مرّخص می شوم.» گفتم : «چه خوابی؟!» اینطور گفت : _دیشب خواب دیدم حضرت با دو نفر سید دیگر وارد سنگر من شدند و گفتند : «حاج آقا فقیه چه کار می کنی؟!» گفتم: «هیچی، اینجا نشسته ام.» امام فرمودند: «حاج آقا فقیه، از خمپاره می ترسید؟» گفتم: «بله آقا؛ ولی نمیدانم چرا؟» 😥 امام گفتند: «حالا بلند شو، همراه ما بیا برویم خط. می خواهم بازدیدی از بچّه ها بکنم. تو هم نگاه کن.» از جا بلند شدم و همراه امام آمدیم بیرون. از آسمان و زمین خمپاره می بارید و ترکشها به عبای امام می خورد و چیزی نمی شد.» امام نگاهی به من کرد و فرمود: «می بینی فقیه؟ تا خدا نخواهد ترکش به ما اصابت نخواهد کرد.» بعد فرمود: «فقیه، من از تو خواهش میکنم از فردا غذای بچّه‌ها را جلوی سنگر به آنها بدهی. اینها خسته می شوند. مطمئن باش این بچّه ها تا زمانیکه در این خط هستند، زخمی یا نمی شوند.» صحبت های حاج آقا فقیه که تمام شد، گفت : «حالا حمید آقا، اگه می خواهید مرا بیرون کنید، حاضرم.» او را بغل کردم و بوسیدم. بعد با هم گریهٔ حسابی کردیم. 😭 ما مدت چهار ماه در زبیدات بودیم و روز و شب هم خمپاره می زدند؛ اما یک نفر هم زخمی یا شهید ندادیم. این مسائل را ما کم ندیدیم. یعنی باورمان شده بود که در هستیم، و فرمان هم فرمان (علیه السّلام) است. در این جنگ کسی بود که می داند در چه مقام اعلا و متعالی سیر می کرد. 👌 شهید...زنگی را می گویم. روزی...... •• ↷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#j๑ïท🌱 @khybariha ✌️🏻📿
الهی‌هَب‌لی‌کمالَ‌الانقطاع‌الیک... ((: خدایایه‌کاری‌کن‌تا ازهمه‌چی‌بگذرم‌به‌خاطرتو...♥️ •• ↷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#j๑ïท🌱 @khybariha ✌️🏻📿
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از .
♡‌|بہ نام خــدا بہ یاد خــدا براے خــدا|:)🕊
•••{﷽}••• [ اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یَا رَحْمَةِ اللهِ الْوَاسِعَة وَ يَا بَابَ نِجَاتِ الاُمَة يَا سَيِدَنَا یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ ...] ‏واقعاً چقدر بودیم در اگر حُسَیْنْ♥️ نبود...!!!