eitaa logo
𝐍𝐢𝐤𝐨𝐥
273 دنبال‌کننده
38 عکس
53 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آهنگای آرامش بخش و قشنگ از همه نوع میخوای؟ 🎧 بیو های خفن و احساسی میخوای؟ 🪐 پروفایل های جادویی و زیبا میخوای؟ 🪄 جات اینجاست گل گلی💆🏻‍♀✨
+آهنگاتو از تلگرام دانلود میکنی؟ 🧐 _ تا وقتی که این چنل هست چرا تلگرام😎
هدایت شده از forbiddenlove
داستان انتقامِ مردی که در کودکی خانوادشو از دست داده انتقامی که سال‌های سال بخاطرش بزرگ شده و حالا بزرگ ترین باند مافیا رو داره یه شب به صورت اتفاقی با دختری رو به رو می‌شه که از قضا دختر همون مردیِ که ریشه این انتقام و تو وجود علی کاشته ازدواج این دو نفر تو یه مکان که عشق ممنوعه عشقی که راوی نداره و کسی که اونجا عاشق بشه باخته و این باخت ، باختِ پادشاهِ برای خوندن این رمان جذاب و جنجالی همراهمون باشید با حضور حامیم، علی یاسینی، شروین حاجی‌پور https://eitaa.com/forbiddeenlovee
182.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ممبرا چطورین؟ ناشناس مشترک داریم با ترنم خانوم بیاین یکم دور هم بحرفیم؛💘 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kic77s8&btn=جون.دلم؟ کویرنشهه ها
هدایت شده از 𝑀𝒾𝓃𝒹𝒯𝓇𝒶𝒸𝑒/کم بفور
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از 𝑀𝒾𝓃𝒹𝒯𝓇𝒶𝒸𝑒/کم بفور
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از 𝑀𝒾𝓃𝒹𝒯𝓇𝒶𝒸𝑒/کم بفور
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از 𝑀𝒾𝓃𝒹𝒯𝓇𝒶𝒸𝑒/کم بفور
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از forbiddenlove
اولین بار تو یه رستوران که به رگبار بسته شده بود دیدمش؛ و اولین رويارويي زماني بود که اسلحه سمتش گرفته شد درست اون لحظه که از پشت قرار بود بهش شلیک بشه.. جلو رفتم و کسی که سالها منتظر دیدارش بودم و از مرگ نجات دادم با بهت زل زده بود بهم حرفش با آژیر پلیس در نطفه خفه شد این‌بار من پوزخند زدم و ادامه دادم _گفته بودم برمی‌گردم علی این نجات امروز آغاز مرگ هرروزته برای ادامه این رمان همراه من شو با حضور علی یاسینی حامیم شروین حاجی‌پور https://eitaa.com/forbiddeenlovee
هدایت شده از forbiddenlove
ماهوین_ناباور و بهت زده به تصویر شوهرم و زن کنارش خیره نگاه می‌کردم انقدر غرق بودند که حضور من و متوجه نشدن هیچوقت فکرشو نمی‌کردم با بچه تو شکمم بهم خ*انت کنی علی تلخندی زدم و واسه همیشه مردی که به اسم مال من بود و قلبش با یکی دیگه بود ترک کردم --------------- 5 سال بعد... ماهوین_ با شنیدن صحبت کردن نیک با کسی متعجب جلو رفتم با شنیدن صدای شکسته شده کسی که 5 سال ازش فرار می‌کردم یه چیزی ته دلم فرو ریخت علی بود..باز از جونم چی میخواست؟ علی_می‌خوای تابت بدم کوچولو؟ چرا تنهایی مامان و بابات کجان؟ نکنه گم شدی نیک_ نه گم نشدم عمو؛ من بابا ندارم مامانم میگه بابام خیلی ادم بدی بوده منم دوسش ندارم ازش متنفرم هیچوقت شبیه اون نمیشم مامانیمو اذیت نمی‌کنم علی_ ناخودآگاه ذهنم به 5 سال پیش پرت شد روزی که زندگیمو باختم "افرین عمو من ستاره‌های زندگیمو راحت از دست دادم" راستی من علیم اسم توچیه نیک_ علی؟ اسم بابای منم علی بوده تو بابامو می‌شناسی؟ علی_ با حرفش یکه خوردم دقیق تر بهش نگاه کردم به پسرکی که کپی خودم بود خیره شدم شک و تردید ذهنمو پر کرد نکنه با دیدن ماهوین رو به روم و نیکی که دوید سمتش انگار تمام وجودم آتیش گرفت این‌همه سال بغل گوشم بود و نفهمیدم پسرم ازم متنفر شد و نفهمیدم https://eitaa.com/forbiddeenlovee
هدایت شده از Peace of mind
385.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادتمندم🥷💕. بیاید گیف مورد علاقتون را بفرستید پی نمره بدهم . کامل گرفتی مجازات کن👺. یوزرم؟@ZahrA_3_11 چنل؟https://eitaa.com/joinchat/1649936151C0d609eab90
از جایی که فردا میرم کنسرتتت اگه نتم کار کرد براتون لایو میزاارممم👈🏻👉🏻