eitaa logo
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
240 دنبال‌کننده
33 عکس
0 ویدیو
0 فایل
ིྀ 𝑴𝒂𝒉𝒆 𝒌𝒂𝒎𝒆𝒍 ིྀ 📝𝟭𝟰𝟭 "عضو جمعیت نویسندگان📖" @Pv_Nikaaa💫 کپـی؟ به هیچ وجه راضی نیستم🤎 ✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪ೄྀ
مشاهده در ایتا
دانلود
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟏 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیلا:چشممممممم حامی:خواهرته؟ نیلا:ناتنی حامی:اوی پناه:نیلا بیا نیلا:جان نیکا:اونو ببین نیلا:پسره؟ نیکا:اره نیلا:خبببب نیکا:عام خب نیلا:شیطوننن نیکا:اسمش رادوینه نیلا:اومممممممم نیکا:اله نیلا:کادو چی بهت داددددد نیکا:اون گله با موتور نیلا:به بهههههههههععععع نیکا:حیح جانا:بیاید عکسسسسسسس همه رفتیم و عکس گرفتیم بعدشم کیک خوردیم و خوراکی ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟐 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ نیکا:خب، بیاید بازی کنیم رادوین:چه بازی؟ حامی:میتونیم مـ..فیا بازی کنیم نیلا:اره اره پناه:عجبا نیلا:😂😂 کارت هارو پخش کردن و یکی از رفیقای نیکا گرداننده شد من مـ..افیا بودم نارسیس:شب میشود مـ....افیا چشمهاشون رو باز کنن من، حامی،اریا مـ...افیا شدیم به به هیچکس نمیفهمه نارسیس:روز میشود نیلا شروع کن نیلا:خب من دلقکتونم چیزه من شهر بازی ام تارگتی ندارم تا بازی بچرخه بازی رو تا اخر انجام دادیم و تیم ما برنده شد نیکا:اقا شما خودتون این کاره این خبببببب حامی:دیگه دیگههههه تاحالا حامیو انقدر شیطون ندیده بودم جانا:شیطون شدی برادر من حامی:عه نیلا:ارهههه حامی:خوبه کهههههههه نیکا:🤣🤣🤣🤣 پناه:من شـ....یپ میکنم حتی به غلط حامی و نیلا به معنای واقعی اب شدم رفتم تو زمین اخه زنه حسابیییییییی نیلا:پناه جان گـ...اله ی اندیشه رو میبندی؟ پناه:ناح جانا:تنها حرف درستی که پناه زد نیکا:دقیقا🤣 نیلا:که اینجوریه تو و رادوین هم خیلی بهم میاید رادوین:اینکه یه حقیقته چشای نیکا اندازی توپ شده بود🤣 نیلا:کیلیلییییییی
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟑 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ اون شب هم تموم شد فردا پنجشنبه بود برای همین تا هروقت میخواستم میتونستم بخوابم ارایشمو پاک کردم لباس راحتی پوشیدم ولو شدم رو تـ..خت پناه هم توی اون یکی اتاق خوابید با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم شماره ی ناشناس بود ولی انگار این شماره رو قبلا دیده بودم روی ایکون سبز نگه داشتم صدای اشنایی گفت:«الو انگار خیلی وقت پیش شنیده بودم نیلا:بفرماید مینا:خوبی دخترم؟ نیلا:مامان تو ای؟ مینا:اره دورت بگردم نیلا:کجایی تو مینا:تهران نیلا:واقعا؟؟؟ مینا:اره، اومدم تورو ببینم نیلا:مامان بیا خونه ی من مینا:ادرس بده میام نیلا:باشه گوشی رو قطع کردم و فرستادم سریع زنگ زدم به نیکا و اونم قرار شد بیاد همیشه دوس داشت مامان منو ببینه مامانمم ازدواج نکرد چون حق طـ.لاق با اون بود بعدش رفت کانادا و موند اونجا پناه:نیلا برو درو باز کن خب نیلا:چطوری زلزله نیکا:حیح، مینا ژون کی میاد نیلا:یکم دیگه نشستیم حرف زدیم که صدای زنگ اومد دویدم و درو باز کردم ولی خب متاسفانه اریای مزاحم بود نیلا:واییییییی چی میخوای توووووو اریا:پناهو نیلا:نمیاد اریا:چرااااا نیلا:میخواد عشقشو ببینه اریا:منم نیلا:نوچ پناه:مینا ژونننننن اریا:مینا کیه نیلا:مامان من اریا:عا، منم میام بینمش نیلا :میزنمتا
چی شده؟ ناشناس میزارم انقدر کویر میکنید فقط باید حاشیه باشه تا ناشناسو پر کنید؟ نمیشه که من کلی وقت بزارم پارت بنویسم بعد شما توی ۱ دقیقه بخونید تهش هم ناشناس میزارم هیچ یا حتی بعضیا رمانو نمیخونن فقط وقتایی که حاشیه هست میان ناشناس منم کار دارم درس دارم زندگی دارم ولی میام براتون پارت مینویسم تو مسافرت بودم براتون مینوشتم بعد حاضر نیستین یه پیام فقط یه پیام بزارید 239نفرین ناشناس که میزارم تهش 5 تا پیام میدید فقط وقتی حاشیه هست پر میکنید خب منم خسته میشم دیگه نمیتونم همش تو حاشیه باشم که نمیتونم که پارت بنویسم شما هیچی نگید واقعا میگم ناشناس بعدی کویر باشه چنل پایان میخوره...