༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟎
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
خلاصه اون شب هم با شوخی و خنده گذشت...
هرکی رفت خونش
منم وقتی رسیدم خونه
مامان و پناه خواب بودن
عجیب بود که چرا مامان نرفته
منم لباس عوض کردم و خوابیدم...
صبح با صدای پناه بیدار شدم که داشت با تلفن حرف میزد
پناه :اگه بشه فردا
_ممنون
_اره عالیه
_خدانگهدار
نیلا:چی میگی اول صبی
پناه :دکتر بودد
نیلا:ک ج؟
پناه :دقیقا
نیلا:بح بح
حالا برا کی نوبت گرفتی؟
اخخخخخ
پناه :چی شددددد
نیلا :پوست لـ..بمو کندمم
پناه: هعی خدا از دست این
خـ...ون اومد؟
نیلا:یکم
گوشیم؟
مامان؟
پناه:بیا
رفت خرید.
راستی بلیطش کنسل شد برای جـ..نگ
نیلا:اوه
گوشیمو چک کردم که دیدم حامی پیام داده
_درود
نیلا خانم خواستم بگم اگه موافقین امروز بریم بیرون
+ارادت
حتما، ادرس رو لطف میکنید؟
_این چه حرفیه، میام دنبالتون
+زحمت میشه اخه
_اصلا
+خیلی ممنون
_خواهش، پس ساعت ۶ اماده باشین
+چشم، خدانگهدار
_بدرود
از صفحه چت اومدم بیرون و رفتم یه صبحانه ی خوشمزه اماده کنم
پناه رفت بیرون
مامانم که رفت خرید
تا بیان امادس
توی گوگل زدم اموزش بروینی
نمیدونم درست نوشتم یا نه ولی خب اورددد🥸
وسایل رو در اوردم و شروع کردم به درست کردن کیک
این وسط ها یه ناخنک خم میزدم
داشتم درست میکردم که صدای در زدن اومد
رفتم درو باز کنم که دیدم
ادامه دارد....
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟎 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ خلاصه اون شب هم با شوخی و خنده گذشت... هرکی رفت خونش منم وقتی
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪