༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟔
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
تولد تموم شد و من با حامی و اریا رفتم عمارت
حامی:خب ببین
جمعه یه مهمونی دعوتیم که میدونی تو باید نقش زن من رو داشته باشی
ولی خب مشکل اینه که ما باید شناسنامه ببریم و باید واقعا عقد کنیم
فردا صب میریم عقد میکنیم
بعد از این مراسمات اگه خواستی طلاق میگیریم
باشه؟
نیلا:حله
اریا:چه راحت قبول کردی
نیلا:بحث جونمونه
حامی:خوبه که فهمیدی
اریا:شب میمونی؟
نیلا:اره دیگه
فردا بریم عقد کنیم.
حامی:برو تو اتاق 12 تا نیامده بهت لباس بده
نیلا:باشه
رفتم تو اتاق و نیلماه برام وسیله اورد
برای فردا یه دست جمع کردم
اوه راستی به مامان گفتم بهت پیام میدم میرم کجا
گوشیو برداشتم و بهش پیام دادم و توضیح دادم
در جواب نوشت.
مراقبت کن💞
جوابشو دادم
چشم زندگیم🤍
گوشیو گذاشتم کنار و به سه نکشید خوابم برد
نیلماه:نیلا جون پاشو دیگه
نیلا:جانم؟
نیلماه:پاشو اقا حامی گفت حاضر شو بریم
نیلا:چشمممممم
خب خب
خانم خوشگله اول مسواک میزنن بعد ارایش میکنن.
مسواک نیوردم که وای.
تو کشور هارو گشتم ولی نبود
دستم توی یکی از کشو ها بود که دیدم یکم جلوعه
کشیدمش به سمت خودم
جلل خالق
کشو مخفی داره
توش مسواک بود
یکی برداشتم و رفتم تو دسشویی
بعد اومدمو بقیه میکاپ رو انجام دادم
بعد هم لباس
استایلم خیلی شیک بود
از دیشب یه کاپ کیک داشتم اونم خوردم با یه شیرر
نیلماه:اوه چه جیگری
نیلا:پدر سوخته 🤣😔
نیلماه:بدو برو منتظرن
نیلا:چشمممم
نیلماه:ندزدنت
یکم رفتم جلو و بعد داد زدم
نیلا:چشمممممم عباس اقااا🤡
حامی داشت سوار میشد که برگشتو منو نگاه کرد
نیلماه هم با خنده های ریز ریزش داشت دیونم میکرد
ادامه دارد...
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟔 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ تولد تموم شد و من با حامی و اریا رفتم عمارت حامی:خب ببین جمعه
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟕
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
نیلماه:برو برو تا گند نزدی
نیلا:بای
رفتم و خیلی مجلسی انگار نه انگار چیزی شده نشستم
حامی:گلوت خوبه؟
نیلا:اره، چرا؟
حامی:با اون دادی که تو زدی
نیلا:اوههههه ببخشید.
حامی:نه بابا
دیگه حرفی بینمون رد و بدل نشد تا اونجا
وقتی وارد شدیم چند نفر جلومون بود
حامی که انگار چشمش خورد به یکی پاشد و رفت تو حیاط
اریا:پناه خوبه؟
نیلا:باهاش حرف نزدم
اریا:چیزی شده؟
نیلا:نه، مهم نیست
اریا:بگو خب
نیلا:سرم درد میکنه یکم
داشتم جلومو نگاه میکردم
برگشتم سمتش
اریا:شیرینی؟
نیلا:نه، مهم نیست حالا
من رفتم تو گوشی
اریا هم رفت تو گوشی
نوبت رسید به ما
اریا به حامی پیام داد و اومد
شناسنامه هارو دادیم
بعد از چند دقیقه شناسنامه هامونو دادن
نیلا:چرا اسممون رو نپرسیدن؟
حامی:گفته بودم بهشون
نیلا:اها
حامی:میای عمارت؟
نیلا:اگه مشکلی نیست
حامی:نه بیا
حرکت کردیم بالاخره از یه طوفان ماشین عبور کردیم و رسیدیم به عمارتتتتت
تا رسیدیم دویدم رفتم بالا و وسایلمو عوض کردم
نیلماه:شب مهمونی دارین
نیلا:مهمونی رسمی تو خونه؟
نیلماه:یس
نیلا:حله
یه ست اماده کردم و رفتم سراغ میکاپ
نیلماه:اماده ای؟
نیلا:نههههههه
نیلماه:بدبختا امادن
نیلا:تو کجا؟
نیلماه:به عنوان همراه شروین
نیلا:او
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟖
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
نیلا :بریمممم
رفتیم پایین
حامی درو واسم باز کرد
اخه چطوری بهش بگمممممم
وایییی
کی از رئیسش خوشش میاد واییییی
حامی:نیلا کجایی
نیلا:هوم جانم
حامی :بفرما
نیلا:مرسی
وارد تالار شدیم
چشمم خورد به یه دختر اشنا
رفتم سمتش
نیلا:نیکااااا
نیکا:نیلاااا
نیلا:اینجا چیکار میکنی
نیکا:مهمونی یکی از دوستای رادوین بود اومدم
نیلا:اوه
نیکا:بیا عکس بگیریمم
نیلا:بیاااا
رفتیم کلی عکسای خوشگل گرفتیم
جانا هم بود
وای اگه حامی بفهمه
حامی:اون جانا نیست؟
نیلا؛ نه بابا
حامی :خوردی؟
نیلا:اره.حامی من دوست دارم
حامی:نیلا پاشو بریم
نیلا:نه عشـ..قم من جایی نمیام
حامی:نیلا پاشو
نیلا :هوف
پاشدیم بردم تو ی اتاق درم بست
ادامه دارد...
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟗
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
حامی:نیلا تو اصن نخوردی چی میگی
نیلا:زیاد نخوردم
چطوری بهت بگم خب
ب ببین چیزه
حامی:هیس
فهمیدم
بیا بریم بیرون تا تابلو نشه.
نیلا:ب باشه.
رفتیم بیرون
دستامو گرفته بود
دستام میلرزید
نمیدونستم چی گفتم. چی شد
حامی:چته تو عزیزم؟
نیلا:هی هیچی
نیکا:کـ.اپل شدین؟ (در گوش نیلا)
نیلا:فکر کنم
محمدی:سلام اقای صالحی
چه بانوی زیبایی
ما شمارو ملاقات نکردیم قبلا؟
حامی:سلام
ایشون همسرمه تو جلسه دیدینش
محمدی:حیف شد سیـ..نگل نیستین
حامی خواست چیزی بگه که. خودم زبون باز کردم
نیلا:بودم هم عمرموو حروم شما نمیکردم جناب نسبتا محترم
دست حامی و نیکا رو گرفتم و رفتیم پیش نیلماه و شروین
جانا هم یه جوری فراری دادیم
نیلماه :خوبین؟
نیلا:اری
رادوین:سلام به همگی
همه :سلامممم
نیلماه :معرفی میکنی نیکا ژون؟
نیکا :رادوین پـ..ارتنر منه🙈
شروین:به بهههههه
نیلا:هوی
حواست به اجیم باشه هاااا
رادوین:چشم😂
نیکا:😂😂
جناب صالحی شما ام حواست باشه هااااا
حامی:چشمممم
شروین:جاننننن
نیلماه:چییییی
حامی:همین که خواهر زنم گفت🤣
نیکا:بح بححححح
نیلا:🤣🤣🤣
رادوین:چطوری شـ.وهر خواهر زن🤣
حامی:شما چطوری 🤣
ادامه دارد...
{𝗠𝗮𝗵𝗲 𝗸𝗮𝗺𝗲𝗹}
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅ 𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟗 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ حامی:نیلا تو اصن نخوردی چی میگی نیلا:زیاد نخوردم چطوری بهت بگم
پارت ༆جدید خدمتتونೄྀ
شنوای نظرتون هستم...💘🌚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8wgj3u4&btn=𝓝𝓲𝓴𝓪
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟎
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
خلاصه اون شب هم با شوخی و خنده گذشت...
هرکی رفت خونش
منم وقتی رسیدم خونه
مامان و پناه خواب بودن
عجیب بود که چرا مامان نرفته
منم لباس عوض کردم و خوابیدم...
صبح با صدای پناه بیدار شدم که داشت با تلفن حرف میزد
پناه :اگه بشه فردا
_ممنون
_اره عالیه
_خدانگهدار
نیلا:چی میگی اول صبی
پناه :دکتر بودد
نیلا:ک ج؟
پناه :دقیقا
نیلا:بح بح
حالا برا کی نوبت گرفتی؟
اخخخخخ
پناه :چی شددددد
نیلا :پوست لـ..بمو کندمم
پناه: هعی خدا از دست این
خـ...ون اومد؟
نیلا:یکم
گوشیم؟
مامان؟
پناه:بیا
رفت خرید.
راستی بلیطش کنسل شد برای جـ..نگ
نیلا:اوه
گوشیمو چک کردم که دیدم حامی پیام داده
_درود
نیلا خانم خواستم بگم اگه موافقین امروز بریم بیرون
+ارادت
حتما، ادرس رو لطف میکنید؟
_این چه حرفیه، میام دنبالتون
+زحمت میشه اخه
_اصلا
+خیلی ممنون
_خواهش، پس ساعت ۶ اماده باشین
+چشم، خدانگهدار
_بدرود
از صفحه چت اومدم بیرون و رفتم یه صبحانه ی خوشمزه اماده کنم
پناه رفت بیرون
مامانم که رفت خرید
تا بیان امادس
توی گوگل زدم اموزش بروینی
نمیدونم درست نوشتم یا نه ولی خب اورددد🥸
وسایل رو در اوردم و شروع کردم به درست کردن کیک
این وسط ها یه ناخنک خم میزدم
داشتم درست میکردم که صدای در زدن اومد
رفتم درو باز کنم که دیدم
ادامه دارد....
༅𝐌𝐚𝐡𝐞 𝐤𝐚𝐦𝐞𝐥༅
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟏
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
دیدم یه باکس گل خوشگل دم دره.
بله دیگه
اقا اریا فرستادن برا پناه خانم
اوردمش داخل و گذاشتم رو میز
ادامه دادم به پخت و پز
تموم که شد گذاشتم تو فر و درو بستم
اخیشششششش
نشستم رو مبل و رفتم تو گوشی.
یه زنگ زدم به نیلی
نیلماه:بلیییی
نیلا:نیلی امروز۶ با حامی قرار دارم تموم شد بگم بیای بریم پاساژ
نیلماه:حله بای
نیلا :بای
بح
به این میگن مکالمه ی سالم
نه حرف کم نه اضافه
بقیه حرفا میمونه برای چشم تو چشم گفتن
اینا چرا نیومدنننن.
همینجور فکر میکردم که صدای زنگ اومد
با سه پرش جانانه رسیدم به در و باز کردم
مینا:دخترم اسبی مگه؟
پناه :🤣🤣
گلروووووو
نیلا:اقا اریا اورد برا شمااا
پناه :واقعاااااا
حیحححححح
نیلا:هعی
بیاید صبونه
کیک رو در اوردم و تا کاراشون روح
بکنن تزیین کردم و عکسشو استوری کردمممم
خیلی ناز شد
برش دادم و برای خودم با ماچا و شیر
برای پناه و مامان هم با قهوه گذاشتم رو میز
مینا:به به دخترم چه کرده
پناه :خدایی خیلی خوب شده
نیلا:نوش جونننننن
بعد از اینکه خوردیم
ظرف هارو شستم و رفتم دوش گرفتم
موهامو استایل کردم ، میکاپ کردم
خودمم لباس پوشیدم و دابسمش گرفتم
حامی پیام داد
دم درم
هیچکس خونه نبود
کفشامو پوشیدم رفتم پایین
تو اسانسور عکس و داب گرفتم و رفتمممم
نیلا :سلامممم
حامی:سلامم چطوری
نیلا:خوببب تو چطوریییییی
حامی:عالی
نیلا :کجا میریمممم
حامی:تجریش؟
همیلا سنتر؟
چیتگر؟
نیلا:تجریشششش
حامی:حله
ادامه دارد...