گفته بودم میروی دیدی عزیزم آخرش...
سهم ما از عشق شد قسمت زجر آورش؟
زندگی با خاطراتت اتفاقی ساده نیست،
رفتنت یعنی مصیبت، زجر یعنی باورش!
این شور جوانی که میگن چیه حالا جدی؟ اینی که من باهاش مواجه شدم بیشتر شبیه بحران چهل سالگیه!
دیر کردی، انقدری دیر کردی که بتونم فراموشت کنم و دیگه بهت فکر نکنم و بهت اهمیت ندم و برام مهم نباشی، تو دیر کردی، دیر اومدی، دیر نرسیدی، نخواستی که بیای نخواستی که برسی میتونستی باشی میتونستی بیای اما نیومدی چون نخواستی، دیر اومدی و بهم وقت دادی که قلبمو از تو خالی کنم و ازت ممنونم، فقط دیگه سعی نکن برگردی به جایگاه قبلیت، چون انقدر بی فایدس که انگار بخوای شنای ساحل و بشماری...