eitaa logo
کانون مداحان وخادمیاران رضوی چهارمحال وبختیاری
166 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
روسیاهی آمده شاید که مهمانش کنید این گدای بی نوا را غرق احسانش کنید مژده ی درمان درد لاعلاجم داده اند درد عصیان دارم امشب زود درمانش کنید معصیت خشکانده چشمم را بحق فاطمه این کویر چشم من را خیس بارانش کنید من دل آلوده ام را روی دست آورده ام بعد تطهیرش پر از تقوا و ایمانش کنید بنده ی نفسم شدم این مشکل سخت من است با نگاهی مشکلم را سهل و آسانش کنید نو بهاران آمده اما نیامد دلبرم پس تمام چار فصلم را زمستانش کنید او پریشانِ پریشان حالی ما می شود خواهشاً این ماه ما را هم پریشانش کنید بر دل هرجایی ام ای کاش قلاده زنید تا نجف برده همانجا کلب دربانش کنید (سیزده را دوست دارم زاد روز حیدر است) جان من را سیزده دفعه به قربانش کنید نیمه ی ماه خدا ماه خدا هم میرسد کام دل را مست ذکر یا حسن جانش کنید نان ما را می رساند دست بی منت.. ولی رزق مشهد، کربلایم را فراوانش کنید راه کج رفتم ولی دلتنگ راه کربلام پای من را همدم خار بیابانش کنید روزه ی ما بی حسین فاطمه بی معنی است روزه ام را تشنه ی آن کام عطشانش کنید : جار میزد بی حیایی : اهلبیتش را اسیر ... سنگها را هم نثار ذکر قرآنش کنید
مناجات چشمه ی نور همین اشک روانم باشد ذکر العفو الهی به زبانم باشد آنچه که شب به شب از عمر گدایت رفته فرصت عاشقی در رمضانم باشد من ضرر کرده ام و فصل جوانی طی شد ناله ی هر شبم از درد و زیانم باشد اینهمه بار گناهم که به دوشم دارم علت خستگی و قد کمانم باشد مرده بودم که مرا ذکر حسین احیا کرد اشک روضه بخدا قوت جانم باشد همه ی زندگیم نوکری ارباب است گریه بر حضرت دلدار نشانم باشد کی بدل واهمه از درد و بلاها دارم؟! مجلس روضه ی او کهف امانم باشد از اذانی که علی نیست در آن بیزارم نام زیبای علی اصل اذانم باشد سینه ی من شده ایوان طلای حیدر (یا علی حق مددی) هر ضربانم باشد حیدری تر زحسین نیست خودش فرموده: که علی نام تمام پسرانم باشد روضه میخواند کنار بدنی صدپاره اینکه افتاده زمین روح و روانم باشد کربلا پر شده از بوی علی واویلا قطعه قطعه همه جا جسم جوانم باشد
مناجات سائلی بر لب خود ذکر خدایا دارد کرمت را دل بیچاره تمنا دارد تو همان رب کریمی که همه میدانند با گنهکار گرفتار ، مدارا دارد ناله عبد گنهکار و نگاه لطف و کرم هر شبت ای یار تماشا دارد این چه ماهیست که حتی دل آلوده ی من هوس رفتن تا عرش معلا دارد دست پر آمده ام ، بار گنه آوردم چه کسی محضر تو قدرت حاشا دارد ؟! صید دنیا نشود نوکر حیدر هرگز که هوای دل ما را خود مولا دارد هر که در خانه ی ارباب بیاید مردم کی بدل واهمه از موج بلایا دارد ؟!! از نمازم همه دم بوی حسین می آید چونکه سجاده ی من تربت اعلا دارد یاحسن گفته ام و پیش کریم آمده ام ذکر زیبای حسن معجزِ عیسی دارد ::::::::::::: جان عالم بفدای دل بی تاب حسن در دلش روضه ی نا خوانده ی زهرا دارد هر سر موی سفیدش بخداوند قسم خبر از قصه ی آن کوچه غم ها دارد کوچه و مادر و مشت و لگدِ آن نامرد من بمیرم برایش بخدا جا دارد
مناجات با امام زمان عج شکر لله حضرت صاحب زمانم بوده ایی در خوشی و نا خوشی کهف امانم بوده ایی من همیشه بی وفای بی وفا بودم ولی تو همیشه باوفای مهربانم بوده ایی مهربانی ات دلم را گرم کرده مهربان مِهر پشت ابرهای آسمانم بوده ایی بهر دنیا رو به هرکس میزنم ، ای وای من غافل از اینکه شما روزی رسانم بوده ایی لقمه نانی که حلال است، چون غذای حضرتی ست رازق بی منت هر لقمه نانم بوده ایی تو مرا دعوت به بزم روضه ها کردی ولی من نفهمیدم که آقا میزبانم بوده ایی در هجوم غصه های بی امان روزگار بین این دلشوره ها آرام جانم بوده ایی اشک و آهت را در آوردم اگر شرمنده ام شاهد عصیان چشمان و زبانم بوده ایی بارها شد روضه ایی بر ما حواله بی خبر تازه فهمیدم خود تو روضه خوانم بوده ایی یاد آن لحظه که حیدر وقت غسل فاطمه با خجالت گفت ای زهرا تو جانم بوده ایی زخم هایت را که دیدم ، سوختم ، فهمیده ام ذولفقار خسته جان و قد کمانم بوده ایی بعد تو دیگر علی پشتش شکسته از غمت فاطمه جان تو همه تاب و توانم بوده ایی ✍️
. غزلمثنوی پیامبر مهربانی ای تماماً مهربانی ای تماماً نور نور هر بدی از ساحت پاک جلالت دور دور شعر و آب و آینه یعنی زلال نام تو واژه ها سر مست حا و میم و دال نام تو این زیارات بعید و این همه نور جلی یا ابانا یا محمد ، یا ابانا یاعلی در دل طوفان دنیا اکفیانی گفته ام شعر را تنها برای هم زبانی گفته ام تو کِه هستی ؟ که علی آن مالک ملک مدد گفته من عبدم به درگاه محمد تا ابد از تو کم گفتیم اگر ، شرمنده از نام توایم کفتران چاهی وامانده از بام توایم با مقامت طعنه بر کل عوالم میزنی تو به اخلاق بشر ، مُهر مکارم می زنی گفته لاتحصوا خدا از بهر نعمات قلیل * شد قلم از گفتن خُلق عظیم تو علیل ای نرفته مکتب استاد فنون دلبری بعد خالق از تمام ما سوا تو برتری مصطفایی ، دلربایی ، بی نظیری مه جبین تو امانت دار قلب عاشقانی ، یا امین تو که هستی ؟ کوثر جاری حق تا محشری دخترت زهرا بود به به چه والا گوهری می شود یک قطره از مدح شما طوفان نوح واژه ها را می برد از هوش این فرّ و شکوه از تو کم گفتیم اگر مخمور دنیا بوده ایم راه را گم کرده و بیراهه را پیموده ایم من ندیده عاشق نام و مرامت بوده ام من غلام بن غلام بن غلامت بوده ام چون یتیم سوره ی انسان مرا نانی بده بر دل افسرده ی پژمرده ام جانی بده هیچ کس اندازه ی تو اینهمه اذیت نشد غصه دارِ غصه های مردم رعیت نشد ای طبیب زخم های طایفه ، سنگت زدند ؟ طعنه ها بر مهربانی دل تنگت زدند ؟ تو ولی نفرین نکردی ، ای اجابت بنده ات شد غروب غصه ها با هر طلوع خنده ات مثنوی باید غزل می شد برای خواندنت حق برایت گفته ( أقرا ) ، ای صفای خواندنت تو که هستی ؟ با خودت عطر بهار آورده ایی چشم من باران شده در ابتدای خواندنت مشرک پنبه به گوشم ، آمدم قرآن بخوان ... غرق توحیدم نمایی پا به پای خواندنت لحنِ داوودی تو احیاگر عیسا ب‍ُوَد می کُشی ، جان می دهی ، با آیه آیه خواندنت تو کلامت ضامن دنیا و عقبای من است عاقلانه این بُوَد باشم گدای خواندنت تا سحر بیدارم و هستم دخیل دست تو ای اجابت خفته در هر ربنای خواندنت می شود هر نغمه و سازی برای او عذاب هر کسی یک دفعه گشته آشنای خواندنت جهل را زنده به گورش کرده ای ، ای مهربان دختران را زنده کردی با نوای خواندنت هرچه حق گفته علی ، هر چه که می گویی علی می رسد بوی علی از لا به لای خواندنت این نَفَس تنگ آمده آقا به فریادم برس من نفس میگیرم امشب در هوای خواندنت یارسول الله ؛ که خواندت دخترت... گفتی به او تو مرا بابا بخوانم ای فدای خواندنت کاش عمارت شوم یا که بلال محضرت میخرم بر جان و دل آقا ، بلای خواندنت هستی اش را داده در راه شما و در عوض سنگها خورده خدیجه در ازای خواندنت حمزه و جعفر ، ابوطالب فدای تو شدن کُشته مرده دارد آخر ماجرای خواندنت کُلِّ اولاد تورا کُشتند ... اما این وسط کُشته ما را قتلگاه کربلای خواندنت اول و آخر تویی حیدر تویی مهدی تویی می شود زیبا جهان در انتهای خواندنت ۱۴۰۳/۰۶/۲۸ ✍ * مردی از اميرالمؤمنين امام علی(علیه السلام) درخواست كرد که اخلاق حضرت رسول اكرم(ص) را برايش وصف کند و بشمارد! حضرت(ع) فرمود : تو نعمتهاي دنيا را بشمار تا من نيز اخلاق آن حضرت(ص) را برايت بشمارم! آن مرد عرض كرد: چگونه ممكن است نعمتهای دنيا را احصاء كرد و به شمارش آورد، در حالی که خداوند در قرآن کریم مي فرمايد: «وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللهِ لا تَحْصُوهَا» اگر نعمت های خداوند را بشماريد، نمی توانيد آن را به پايان برسانيد.(نحل ۱۸) اميرالمؤمنين(ص) فرمود : خداوند تمام نعمت های دنيا را قليل و كم می داند، در اين آيه كه مي فرمايد : «قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ» بگو متاع دنيا اندك است!(نساء ۷۷) در حالی که خداوند متعال اخلاق رسول اكرم(ص) را در اين آيه عظيم شمرده و چنانچه مي فرمايد: «اَنَّكَ لَعَلَي خُلُقٍ عَظِيمٌ» تو را خوئی بسيار بزرگ است.(قلم ۴) اينك تو چيزی كه قليل است نمی تواني بشماري، من چگونه چيزي كه عظيم و بزرگ است شمارش كنم! ولی همين قدر بدان، تمام پيامبران مظهر يكي از اخلاق پسنديده بودند، چون نوبت به آن حضرت(ص) رسيد تمام اخلاق پسنديده را جمع كرد و از اين رو فرمود: «اِنِّي بُعِثْتُ لِأُتَمّمَ مَكارِمَ الْاَخلَاقِ» من برانگيخته شدم تا اخلاق نيكو را تمام كنم و به کمال برسانم.السُنن الکبری بیهقی، ج۱۰، ص۳۲۳ قَالَ: مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ. آن حضرت فرمود كه: هيچ نبى آن مقدار ايذا نيافت كه من يافتم... 📚کشف الغمة
دلشوره ی ما مثل معما شد و رفتی دنیا به عروج تو تماشا شد و رفتی از بسکه شبیه ایی تو به آقای غریبت گودال برای تو مهیا شد و رفتی امروز که یوم فرحت آل یهود است سهم دل ما غصه و غم ها شد و رفتی در جمعه موعد ، دقیقا دم مغرب آغوش علی بهر شما وا شد و رفتی ای سیدما ! دلبر ما ! قلب و دلِ ما ... ... بر ماندن تو غرق تمنا شد و رفتی ای نصرت حق خورده گره بر تو و نامت خون تو همان فتحِ مبینا شد و رفتی تو رفتی و ما مانده در این ظلمت دنیا دنیای تو زیبا تر ‌از اینجا شد و رفتی حالا که شهید ست برازنده ی نامت ... ...حالا که شهادت به تو امضا شد و رفتی ... ... مارا تو فراموش نکن محضر ارباب سید تو دعا کن به دل خسته و بی تاب ✍️
مرثیه ایی برای سید مقاومت تا ثریا می رود هر آه ما آه دنیا رفته نصر الله ما رفته سید ، نصرت حق باقی است میکده مخمور جام ساقی است واژه واژه احترامش می کند مثنوی دارد سلامش می کند زمزمه : یا لیتنا کنا معک خنده بر زخم جگرها شد نمک روز جمعه بود عاشورا غروب کشتنش در روز جمعه تا غروب مثل جدش لاله ی پر پر شده او شناسایی ز انگشتر شده شعر من را غرق بارانش کنید مثل ضاحیه پریشانش کنید گفتن داغ جگر آسان که نیست با غزل چند جمله آسانش کنید این زمان هست انتقامش ، التیام اندکی شاید که جبرانش کنید امر آقا ؛ یاری لبنان شده امتثال امر و فرمانش کنیم نیت شعرم رجز بوده ولی قسمتش شد مرثیه خوانش کنید چشم را که روضه دار داغ اوست جرعه جرعه گریه مهمانش کنید پیکرش از زیر خاک آورده اند زخمی است و لاله بارانش کنید ( سینه مالامال درد است ای دریغ ) با دم ارباب درمانش کنید شیعتی ما ان شربتم خوانده ام با شهیدان پای روضه مانده ام او سمعتم بغریبٍ او شهید چشم ما جز کربلا چیزی ندید... جان ما قربان آن عریان بدن آخرش شد بوریا او را کفن ✍️