eitaa logo
کانون مداحان وخادمیاران رضوی چهارمحال وبختیاری
166 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📝 🖊 🖊 🖊 "ع" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت سر خمّ می سلامت شکند اگر سبویی قربون چشم خیس بارونت آقا می میرم با دیدن پلک لرزونت آقا شال سیاهت پرچمه ماه غمه سینه یِ پُر دم من خیمه ی محرمه می دونم که ماتم داری / می دونم که گرفتاری منو تنها نگذاری / آقام آقام ای آقام بی تو می میرم / ای لیلای صحرا گرد سخته بی تو زندگی / ای جانه زهرا برگرد رشتۀ عشق و / من از تو نمی بُرم آخر یه روزی آقا / من به دردت می خورم همین روزا که گریونی / برات می شم یه قربونی با چشمای بارونی / آقام آقام ای آقام شد ماهه گریه / مولا گریونه امشب نوحه ی عالم شده / امون از دله زینب ناله ی زهرا / غریب مادر شده ماهه سینه زنهای / ارباب بی سر شده فدای لبهای پارت / فدای طفل و گهوارت دخترهای آوارت... کوفه نامرده / کوفی بی عار و درده کوفه بدقولی کرده / ای کاش آقام برگرده می ترسم آقا / از پای پر آبله تیرای سه شعبه رو / دیدم دست حرمله دلم خونه دلم خونه / پریشونه پریشونه مسلم روضه می خونه... کوفه میا حسین جان کوفه وفا نداره کوفی بی مروت شرم و حیا نداره ( یک نفر هست پر از سوز، پر از یا زینب تک و تنهاست و در ناله که تنها زینب به لبش هست میا، آه میا با زینب داد از این کوفه، از این شهر، از اینجا زینب آه از امروز ولی وای ز فردا زینب آخرین لحظه ی او بود دعا کرد و گریست ظرف خونین شد و از دست رها کرد و گریست روی خود را به سوی کرب و بلا کرد و گریست بدنش تا به زمین خورد صدا کرد و گریست داشت با گریه مناجات خدا یازینب عرق شرم من از آمدنت خونین است ننگ بر کوفه که هر بیعتشان ننگین است غم صد کوچه ی بن بست عجب سنگین است سرم از سنگ شکسته است و سرم پایین است به من آتش زده اینجا، چه کند با زینب دارم امید که کار تو به اینجا نکشد میکشم داغ تو تا اهل تو آن را نکشد کار زینب به تماشا، به تماشا نکشد یا برای سر تو کار به دعوا نکشد وای از کوفه و از چشم چرانها زینب کوفه آخر ته گودال مرا گیر انداخت دست گرمی به سویم حرمله هم تیر انداخت به زمین ضربه ی نامرد کمانگیر انداخت بعد بر بازوی من حلقه ی زنجیر انداخت بعد من نوبت گودال تو ،آنجا زینب به زمین خوردم و دیدم به زمین می افتی بین صد حلقه نیزه به کمین می افتی می کشی تیر ز پشت،از سر نی می افتی سر یک شیب تو با زخم جبین می افتی تکیه بر نیزه دهی تا که مبادا زینب رسمشان است که از آمدنت دم بزنند بعد با هر دم تو ضربه دمادم بزنند بعد از آن دوره کنند و همه با هم بزنند بعد بر دخترکت سیلی محکم بزنند روی نیزه سر تو، زیر قدم‌ها زینب ) 1 1- شاعر :