🔲امشب رسیده شام هجران خدیجه
عالم همه نالان وگریان خدیجه
◾️بیت نبوّت غرق در ماتم شد امشب
صاحب عزا پیغمبرخاتم شد امشب
▪️درمکّه بیت مصطفی بیت الحزن شد
بادست پیغمبر خدیجه درکفن شد
🔲◾️▪️دهم رمضان سالروز رحلت حضرت"خدیجه کبری" سلام الله علیها همسر با وفای حضرت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم ؛مادر گرامی صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ؛به محضر نورانی حضرت صاحب الزمان ارواحنافداه و مقام معظم رهبری مدظله العالی وشما تسلیت .
🏴 سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
🍀بسم الله الرحمن الرحیم
🌺 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
☀️ صبح روز سه شنبه ،بیست و سوم فروردین و دهم رمضان به خیر
📿 ذکر روز سه شنبه:صد مرتبه
💐 یاارحم الراحمین💐
☘️🌷☘️🌷☘️🌷☘️
ای دوش تا دوش پیمبر تا همیشه
دین خدا را یار و یاور تا همیشه
ای همسر شایستۀ پیغمبر وحی
ای مادر زهرای اطهر تا همیشه
با بودنت زهرا به عالم فخر می کرد
از این که دارد چون تو مادر تا همیشه
اسلام ما با یاری تو پا گرفته
ای اولین اسلام آور تا همیشه
با بودن تو مصطفی دل گرم می شد
ای بر سر دین سایه گستر تا همیشه
از بی پسر بودن نریز ای با وفا اشک
زهرای تو نسلی ست برتر تا همیشه
تا فاطمه داری تو دیگر غم نداری
طوبای زهرا می دهد بر تا همیشه
با مرتضی شمشیر، پیغمبر اگر داشت
با بودن تو لحظه لحظه او سپر داشت
با رفتنت اسلام از بال و پر افتاد
بار غمت بر شانۀ پیغمبر افتاد
چشمان زهرای تو مانند صدف بود
از این صدف با داغت آخر گوهر افتاد
روی مزارت بارها جبریل آمد
هر بار آمد دید زهرا با سر افتاد
افتاد پیغمبر ز پا از داغت اما
در این میان زهرات خیلی بدتر افتاد
آتش به روی چادر او پنجه انداخت
با یک لگد زهرای تو پشت در افتاد
رفتی نبودی تا ببینی دختر تو
در کوچه ها در پیش چشم شوهر افتاد
تابوت او را مرتضی با گریه می برد
روی مزارش نیمه شب ها حیدر افتاد
رفتی ندیدی از کبوتر پر بریدند
رفتی ندیدی از حسینت سر بریدند
شاعر : مهدی نظری
نوكرنوشت:
حـسـیـن جـان
سحــر روز دهم باز دلـم حیــران است
یاد آن پیراهَـنُ...آه زبــانم لال است
و دوباره به لـبم زمـزمـه است اين جمله
امشبىراشه دين در حرمش مهمان است
صلي الله عليک يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
وفات مادر گرامی اسلام حضرت خدیجه کبری (س) بر همۀ مسلمانان تسلیت باد
#مناجات
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#ماه_مبارک_رمضان
#غزل
اگرچه سائل از اینجا بی ادّعا نگذشت
کریم، لحظه ای از خواهش گدا نگذشت
به رغم اینهمه گردن کِشیدنم یکبار
ز حرمتِ منِ بی آبرو خدا نگذشت
مرا خرید و دمی هم به خویش وا نگذاشت
چه سود! عمر منِ پست، بی خطا نگذشت
گناهِ تازه بلاهای تازه هم دارد
درست توبه نکردم که این بلا نگذشت
مسیرِ کهف ِخودش را همیشه گم کرده
کسی که از طرف مشهد الرضا نگذشت
برو حرم که بفهمی علی چقدر آقاست
بجز علی کسی از اشتباه ما نگذشت
قرار بود در آتش بسوزد این دنیا
حسین واسطه شد، بد به بنده ها نگذشت
فدای اشک شهیدی که ارباً اربا شد
گذشت از سر و جانش، ز کربلا نگذشت
حسین پیش علی روی زانویش افتاد
لبش ز بوسه به صد جای دست و پا نگذشت
چه زود جسم علی شد تبرکی حرم
علی چه دید ز بابا که از عبا نگذشت
فدای غصهء زینب شوم بجای حسین
که راحت از وسط قوم اشقیا نگذشت
#رضا_دین_پرور
زیارتنامه حضرت خدیجه سلام الله علیها:
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاَْنْبِیاءِ، وَ نَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاَْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَ بلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَكِ بِما أَوْلاكِ اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْكِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ .
سلام بر تو اى مادر مؤمنان، سلام بر تو اى همسر سرور فرستادگان، سلام بر تو اى مادر فاطمه زهرا سرور بانوان دو جهان، سلام بر تو اى نخست بانوى مؤمن، سلام بر تو اى آن كه دارائیش را در راه پیروزى اسلام و یارى سرور انبیا هزینه كرد و دشمنان را از او دور ساخت، سلام بر تو اى آن كه بر او جبرئیل درود فرستاد، و سلام خداى بزرگ را به او ابلاغ كرد، این فضل الهى گوارایت باد و سلام و رحمت و بركاتش بر تو باد.
#حضرت_ام_المومنین_خدیجه_س_مدح_و_وفات
امین مکه دیگر جان پناهش را نخواهد داشت
پس از دستان مهرت تکیه گاهش را نخواهد داشت
سپاه من نگاه مهربانت بود بی تردید
پیمبر بی تو دیگر آن سپاهش را نخواهد داشت
دلم محکم شد از ایمان محکم تر ز کوه تو
دلم بعد از تو حال روبه راهش را نخواهد داشت
تو راه چاره ی شعب ابیطالب شدی روزی...
که دین مانند آن روز سیاهش را نخواهد داشت
کسی در قلب من جای تو را هرگز نمی گیرد
بدان که آسمانم بی تو ماهش را نخواهد داشت
تو ام المؤمنینی در نگاه احمدت بانو
که با هر کس به جز تو این نگاهش را نخواهد داشت
خدایت مژده داده هر که رضوان مرا خواهد
بدون مهر زهرای تو راهش را نخواهد داشت
شاعر: #حسن_کردی
#حضرت_ام_المومنین_خدیجه_س_مدح
نیست عشقِ اینچینِ دیگری
همسر و یار متینِ دیگری
بود همراه نبی هنگام وحی
جبرئیلِ با یقینِ دیگری
داشت پیغمبر(ص) میان خانه اش
حضرت روح الأمینِ دیگری
عاشقش بود و خدا را شکر داشت
جز علی(ع) حبل المتینِ دیگری
بر رکابِ نام احمد تا ابد
خوش نمی آید نگینِ دیگری
جز خدیجه(س)؛ مادر زهرا(س) مگر
هست أم المؤمنین ِ دیگری؟!!
هر که گوید هست. با اسلام نیست...
می رود دنبالِ دینِ دیگری!
شاعر: #مرضیه_عاطفی
#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#وفات
#مربع_ترکیب
مسندنشین عالم بالا خدیجه
فخر قریش و همدم طاها خدیجه
ام الائمه مادر زهرا خدیجه
مادربزرگ زینب کبرا خدیجه
اسلام ما مدیون اسلام خدیجه است
هرجا علی گفتیم پیغام خدیجه است
با جان و با دل جور دلبر را کشیده
با شانه اش بار پیمبر را کشیده
با چشم گریان، آب کوثر را کشیده
با نور ایمان، نور حیدر را کشیده
آنگونه که تسبیح با نخ سودمند است
دین خدا هم با خدیجه سربلند است
او که همان اول به داد غم رسیده
وقت گدایی یادش افتادم، رسیده
از برکت او خرجی ما هم رسیده
با نیت خیرش به ما پرچم رسیده
بر دین و دینداری خود پابندمان کرد
از مال خود بخشید و ثروتمندمان کرد
تحریم کردند از شقاوت مرد او را
دیدند نزدیکان بی بی طرد او را
هی مسخره کردند آه سرد او را
مردم نفهمیدند اصلاً درد او را
آن بانوئی که کنیه، ام المومنین داشت
مثل امیرالمومنینش درد دین داشت
صدیقه شد زهرا پس از مادر که رفته
همدرد مولا بوده پشت در که رفته
حتماً علی را دیده بی لشکر که رفته
چون شوهرش حیدر شده حیدر، که رفته
انداختند او را کنار در که میسوخت
میسوخت او هم با علی، حیدر که میسوخت
او را زدند آنجا که با غم خو بگیرد
نگذاشتند آئینهء ما رو بگیرد
فرصت نشد که دست بر به پهلو بگیرد
یا راه آتش را به سمت مو بگیرد
وقتی صدای رنج مادرها زیاد است
یعنی مصیبت های دخترها زیاد است
ای وای از غم، از پر آتش گرفته
از ماجرای دختر آتش گرفته
از غصهء موی سر آتش گرفته
زینب کجا و معجر آتش گرفته
روی کلام او به آقای نجف بود
با خولی و شمر و سنان دیگر طرف بود
ای وای از آن شب، از شب درد و بلاها
گم شد میان سم مرکبها صداها
آتش گرفته دامن ناموس طاها
می رفت زینب در پی طفلان کجاها
او که عزا هم داشت از داغ برادر
می زد به قلب شعله ها مانند مادر
می سوخت خیمه، آه زینب سوخت از درد
چشم کسی این صحنه را طاقت نیاورد
بازادهء زهرا ببین دنیا چه ها کرد
سر از تنور خانهء خولی درآورد
باید به پای غصه هایش مُرد امشب
با دست بسته تا کجاها رفت زینب
#رضا_دین_پرور
#حضرت_ام_المومنین_خدیجه_س_مدح_و_وفات
نبوت را نگینی یا خدیجه
شفاعت آفرینی یا خدیجه
برایم مادری کن روز محشر
تو اُم المؤمنینی یا خدیجه
*
تو داری آنچنان حق عظیمی
که در ایمان و دین ما سهیمی
نه تنها دخترت! بعد از تو دیدند
مسلمانان همه داغ یتیمی
*
نگاهت از غمی جانکاه می گفت
ز صدها داغ با هر آه می گفت
میان کوچه خالی بود جایت
که زهرای تو «وا اُماه» می گفت
شاعر: #یوسف_رحیمی
هم نفس مصطفی
وقتی که یار و هم نفس مصطفی شدی
نور خدا گرفتی و از خود جدا شدی
در دیده ی ملائک و در محضر خدای
درسایه ی رسول خدا باصفا شدی
تواولین زنی که به اسلام رو نمود
در آستان وحی به دین آشنا شدی
گوهرشناس تر ز تو هرگز ندیده ام
در دیده نبی و خدا پُر بها شدی
محبوبه ی رسولی و محبوبه ی خدا
شایسته ی سلام و درود خدا شدی
گلخانه ی بهشت برین است دامنت
مادر به یاس جنت وخیرالنسا شدی
محوقنوت بندگیت گشت جبرئیل
هرگاه غرق ذکر خوش ربنا شدی
زانو زدند پیش مقامت بهشتیان
والامقام مثل همه اولیا شدی
هرگز قدم عقب نکشیدی ز راه دوست
حتی اگر به محنت و غم مبتلا شدی
در سایه ی نبوت و در آفتاب حُسن
ام الائمه ، مادر خیر النسا شدی
گفتند روز آخرعمرت دراین جهان
یک باره بهر فاطمه غرق عزا شدی
وقت سفر زعالم خاکی رسیده بود
ای مهر آشکار،نهان در عبا شدی
گفتم عبا و اشک امانم نمی دهد
یاد آور حسین و غم کربلا شدی
وقتی کنار اکبرش آمد به گریه گفت
بابا چرا میان بیابان رها شدی
بگذار تا به روی عبا چینمت علی
ای وای ،تکه تکه و از هم جدا شدی
بس کن «وفایی» و ،آتش مزن به جان
خاموش شو،که آتش این ماجرا شدی
#سید_هاشم_وفایی
#مناجات_با_خدا
#حضرت_ام_المومنین_خدیجه_س_وفات
بی تاب لقاییم الهی بخدیجه
دنبال فناییم الهی بخدیجه
ما را برهان از قفس علقه به دنیا
تا پر بگشاییم الهی بخدیجه
جمعیت درمانده و بیچاره شنیدی؟
آن طایفه، ماییم الهی بخدیجه
یک سوم مهمانی خوبت سپری شد
محتاج عطاییم الهی به خدیجه
شرمنده از اعمال خطاییم، مدد کن
تا توبه نماییم الهی بخدیجه
اذنی بده تا باز سوی مرقد سلطان
با گریه بیاییم الهی بخدیجه
محروم ز نوریم، خدا مرحمتی کن
دلتنگ رضاییم الهی بخدیجه
لطفی بکن امسال شب قدر ببینیم
در کرب و بلاییم، الهی بخدیجه
محتاج عطا و کرم مادر زهرا
در هر دو سراییم الهی بخدیجه
از اشک یتیمیِ غریبانه ی زهرا
در حال بکاییم الهی بخدیجه
**
هر جا سخن از روضه و از داغ حسین است
با آل کساییم الهی بخدیجه
با یاد غم غارت انگشتر ارباب
مشغول عزاییم الهی بخدیجه
عمری است که دلخون و پریشان شده از آن...
انگشت جداییم الهی بخدیجه
شاعر: #محمدجواد_شیرازی