eitaa logo
کانون مداحان وخادمیاران رضوی چهارمحال وبختیاری
166 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
184 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خیر کثیر حضرت کوثر که جاری است عمری قرار هر تپش بی قراری است چشمی که دوختم به رهش، چشم یاری است از نفحه‌اش هوای زمستان بهاری است گل در جوار فاطمه نیکوسرشت شد دی ماه‌مان به برکتش اردیبهشت شد تا عطر کوثرانه بگیرد بهارمان در دست اوست گردش لیل و نهارمان دنیا بدون او که نیاید به کارمان تقدیم حضرتش همه دار و ندارمان بانی فیض و برکت هر سال فاطمه‌ست آئینه‌ی محول الاحوال فاطمه‌ست زهرا همان صبیه‌ی پیغمبرآفرین زهرا همان مطهره‌ی حیدر آفرین زهرا یگانه والده‌ی شبّرآفرین گفتا به خلق فاطمه‌اش داور: آفرین هرجا قلم ز حضرت صدیقه یاد کرد لولاک...را نوشت و بر آن استناد کرد کمپانی عاجز است چنان نیّر و فواد درک بشر کم است و کمالات او زیاد زهرا نگو، بگو که علمدار عدل و داد تندیسی از مقاومت و مادر جهاد بنیانگذار مشی و مرام حسینی است یک جلوه نیز از جلواتش خمینی است هستی پس از تولد او آبرو گرفت باید برای بردن نامش وضو گرفت روزی که داد سفره‌ی ما عطر و بو گرفت رهبر که رزق کشور خود را از او گرفت... ...چشمش به دست حضرت زهرای اطهر است جانم به این پسر که بدهکار مادر است افلاک از او، ستاره از او، خاک و خشت از او دارد زمین طراوت و عطر بهشت از او دارم حلاوتی علوی در سرشت از او بهتر ز من رضای مؤید نوشت از او (اشکی بُود مرا که به دنیا نمی‌دهم این است گوهری که به دریا نمی‌دهم عمری بُوَد که گوشه‌نشین محبتم این گوشه را به وسعت دنیا نمی‌دهم در سینه‌ام جمال علی نقش بسته است این سینه را به سینه‌ی سَینا نمی‌دهم سرمایه‌ی محبت زهراست دین من من دین خویش را به دو دنیا نمی‌دهم گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا یک ذره از محبت زهرا نمی‌دهم) قالب شکست و با غزلی زیر و رو شدم در اختیار ام ابیهاست هوش و دم بی آبرو رسیدم و با آبرو شدم تنها نه او که عاشق عشاق او شدم در بزم انس؛ نوکر زهراست مونسم من دستبوس تک تک سادات مجلسم توفیق نوکری در این خانه قیمتی‌ست شیعه به نام مادر سادات غیرتی‌ست در هر دعای حضرت صدیقه برکتی‌ست این دور هم نشستن امروز نعمتی‌ست شعرم کشید زحمت حرف نگفته را شاید تلنگری زند اذهان خفته را دیروز شهر را تب بالا فراگرفت هر کوچه را شمیم مسیحا فراگرفت روح خدا زمین و زمان را فراگرفت درس از مرام حضرت زهرا فراگرفت آن ناخدا که در دل طوفان بلند شد با اقتدا به شاه شهیدان بلند شد بعد از خدا قسم به الفبای انقلاب خون داده‌اند ملت ما پای انقلاب دیگر چه گویم از برکت‌های انقلاب ماییم و صبح روشن فردای انقلاب این انقلاب مظهر الطاف مادر است این مرز و بوم، کشور زهرا و حیدر است امروز زیر سایه‌ی دین پاگرفته‌ایم از دشمن ابتکار عمل را گرفته‌ایم در صدر فاتحان زمان جاگرفته‌ایم امروز زهر چشم ز دنیا گرفته‌ایم دیگر به ظلم ابرهه ما تن نمی‌دهیم در معرکه مجال به دشمن نمی‌دهیم پایان حکمرانی حکام ظالم است با شعیان هرآنکه در افتاد نادم است تنها علاج کار به دستان قائم است آن قائمی که منتقم آل فاطمه ست آن‌ها که در سپاه ولیعصر لازم‌اند سیدرضی موسوی و حاج قاسم‌اند فردای قاسطین فلج دیدنی شود تصویر کفر و گردن کج دیدنی شود روز ظهور جشن فرج دیدنی شود مهدی رسد، مناسک حج دیدنی شود راهی شود به نیت آزادی بقیع ماییم و رونمایی از آبادی بقیع ✍️
افتاده بر پایش قلم‌هایی که قادر نیست یعنی که از زهرا نوشتن کار شاعر نیست باید یکی همواره از ما بهتران گوید روح القدس باید خودش از عمق جان گوید باید بگوید نور در اوزان نمی‌گنجد در شعر شاعر روحِ الرحمن نمی‌گنجد ناموس حق، گهواره جنبانش ملک باشد تنها فدک نَه! سهم الارثش نُه فلک باشد هفت آسمان را هم بگردی مثل زهرا نیست معراج رفته تازه می‌فهمد که زهرا کیست محتاج زهراییم در معبرگشایی‌ها هستند زیر منت او کربلایی‌ها مدیون زهرا بود هر نسلی حسینی بود اندیشه‌ی زهرا در افکار خمینی بود ما را به راه راست دعوت می‌کند زهرا با فعل و تقریرش هدایت می‌کند زهرا قصدش ز مسجد آمدن دشمن‌ستیزی بود در صحنه تدریس بصیرت می‌کند زهرا تحریم هم باشد توافق در مرامش نیست تفسیر صبر و استقامت می‌کند زهرا در انتقامی سخت سیلی کار مادر بود میدان که می‌آید قیامت می‌کند زهرا از نقش سربند شهیدان می‌توان فهمید یک عمر بر دل‌ها حکومت می‌کند زهرا توصیف ما از فاطمه تفسیر قرآنی‌ست شاگرد درس مکتبش قاسم سلیمانی‌ست رزمنده‌ها را نهضت زهرا به خط کرده زهرا، سلیمانی ما را تربیت کرده زهرا طریقش جز طریق پایداری نیست در مکتب او جای خِفّت، جای خواری نیست باید شناسایی کنیم اهداف دشمن را باید بشارت داد فرداهای روشن را سیدعلی‌مان فتح خیبر می‌کند فردا فرزند حیدر کار حیدر می‌کند فردا ما سر به داران مطیع رهبری هستیم آماده‌ی دستور فتح خیبری هستیم موسی! عصا بر کف بیا هنگام طوفان است فرمان دهی، حیفای‌شان با خاک یکسان است با سر می‌افتد قوم فرعون زمان در نیل شیعه کمر بسته به نابودی اسرائیل از جبهه‌ی حق می‌رسد آوای پیروزی قطعاً تماشایی شود فردای پیروزی در قدس اگر فردا نماز جمعه‌ای برپاست سیدعلی‌مان خطبه خوان مسجدالاقص‌ ست مشی و مرام صهیونیست از یاد خواهد رفت حیثیت پوشالی‌اش بر باد خواهد رفت راهی برای عده‌ای یاغی نمی‌ماند نامی از اسرائیل هم باقی نمی‌ماند فردا که شوق هر فلسطینی تماشایی‌ست بیت المقدس تا مدینه راهپیمایی‌ست دنیا به کام مهدی موعود خواهد شد صبح فرج وهابیت نابود خواهد شد ✍️
سرمنشاء خیر و برکاتی زهرا بـانـیِّ تــمــــام هَیَئاتی زهرا با دست تو کربلای ما امضا شد تو بـــرگ بــرات عتباتـی زهرا ✍️
💠بر کوکب آسمان عصمت صلوات بر فاطمه گوهر نبوت صلوات بر مادر یازده امام برحق از صبح ازل تا به قیامت صلوات 🌸 با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و مبارک باد. 💠 نشانه شیعه واقعی مردی به همسرش گفت: پيش فاطمه زهرا عليها السلام برو و بپرس: آيا من از شيعيان اهل بيت هستم؟ ـ زن آمد و پرسيد. 🌼 حضرت زهرا عليها السلام در پاسخ گفت: به همسرت بگو: اگر به آنچه تو را فرمان داده ايم عمل مى كنى و از آنچه نهى كرده ايم پرهيز نموده اى از شيعيان خواهى بود و در غير اين صورت از شيعيان نيستى. 📗بحار الأنوار ،ج۶۸، ص۱۵۵ / تفسیر منتسب به امام حسن عسکری علیه السلام
🔻حضرت فاطمه (علیها‌السّلام): سه چیز از دنیا برای من دوست داشتنی است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و کمک به نیازمندان در راه خدا. 🔹ولادت با سعادت سرور بانوان جهان، حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) و روز مادر را به شماوخانواده محترم تبریک عرض می‌نماییم.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
از آسمان قدوسیان آواز کردند درهای رحمت را دوباره باز کردند در موسم میلاد یاس باغ عصمت در باغ جنت بلبلان آواز کردند در آسمان‌ها عرشیان با شور و شادی جشن سرور و شادمانی ساز کردند در وصف و مدح کوثر ختم رسولان امشب تمام قدسیان لب باز کردند او محرم راز خدا بعد از نبی بود گر مکه را آیینه‌دار راز کردند امشب ملائک بر نبی تبریک گفتند تا صبح گرد خانه‌اش پرواز کردند آندم که سر زد روی زهرا بر دو عالم سادات زین مادر به عالم ناز کردم حیرت مکن ای دل اگر گویم به عالم پیغمبران با مهر او اعجاز کردند در هر گرفتاری و غم حتی امامان با ذکر نامش درد خود ابراز کردند امروز آمد از جنان امّ "وفائی" خلق جهان را بعد او آغاز کردند ✍️
هستی ما چو پلک وا می‌کرد به حضور تو التجا می‌کرد ما ندیدیم خلقت خود را لب تو شرح ماجرا می‌کرد کیمیا بود نقرهٔ اشکت که مس قلب را طلا می‌کرد بانوی زندگانی ساده با تو دنیا چگونه تا می‌کرد دست تو آب می‌کشید از چاه دست تو گندم آسیا می‌کرد و چنین «إنّما یُریدُ الله» جلوه تنها در این کسا می‌کرد ما در این باغِ گل، وطن کردیم عمر خود نذر پنج تن کردیم :: عطر گل‌های آرزو داری یک بغل یاس پیش رو داری ای پیاله پیاله خم غدیر ای که کوثر سبو سبو داری گل داودی بهشت خدا که مناجات در گلو داری ما نداریم آبرو، بانو! تو دعا کن که آبرو داری تو دعا کن که از دعای تو نور می‌کشد شعله تا به وادی طور :: ای پر از شوق تو صدای علی از تو سرشار لحظه‌های علی ای که مثلت نمی‌شود هرگز هیچ‌کس هیچ‌کس برای علی جان خود را گرفته‌ای بر دست همهٔ عمر پا به پای علی گفتی این جان مگر چه می‌ارزد جان زهرا شود فدای علی این ز پیوندها فراتر بود امتزاج غدیر و کوثر بود ✍️
تو آمدی به جهان کآفتاب را بتکانی که از دوپلک زمین گردِ خواب را بتکانی تو آمدی که از اندام نقره‌داغ بیابان به یک اشاره‌ی چشمت، سراب را بتکانی درخت‌ها همه چشم‌انتظار دستِ کریمت که با عصای پیمبر، سَحاب را بتکانی غمی به شانه‌ی مردانه‌اش چگونه بماند؟ اگر تو پیرهنِ بوتراب را بتکانی تو ای قرارِ دلِ مرتضی! نمی‌شود آیا که از زمانه‌ی ما اضطراب را بتکانی؟ تویی قیامت کبری که با خِطابه‌ی غرّاء غبارِ غفلتِ قوم از کتاب را بتکانی تو بس که پاک و زلالی بعید نیست که اول برای دیدن خود، حوضِ آب را بتکانی و چیست درّه و دریاچه؟ کاسه‌های گدایی که باز سفره‌ی نان و گلاب را بتکانی ✍️
ای بهشت آرزوهای علی ای دو چشمت دین و دنیای علی شام غم را پرتوِ اُمّیدِ من كوكب من، ماه من، خورشید من! ای نچیده گل زِ رویت آفتاب وی ندیده شب، شبِ مویت به خواب در دل هر ذرّه، نور مِهر تو مِهر هم، سایه‌نشینِ چهر تو یك نگاهت بِه ز صد خُلد بَرین نی، كه یك ایمای تو خُلدآفرین!... خانۀ ما گرچه از خِشت است و گِل خشت روی خشت نَه، دل روی دل آستانش، آسمانِ آسمان سقف، بالاتر ز بام كهكشان پایۀ دیوار آن، بر طاق عرش وز پَرِ خود عرشیان آورده فرش خاك آن را، شُسته آب سلسبیل گَرد آن را رُفته، بال جبرئیل ناودان‌ریزش، بِه از ماءِ مَعین بوریایش، گیسوانِ حور عین روشنی زین خانه دارد، نور هم روزَنَش، بُرده سبق از طور هم كی به سینا پای، موسی می‌گذاشت گر سُراغِ خِشتی از این خانه داشت «لَنْ تَرانی» بوده زین سینا جدای رفته از این خانه، هركس تا خدای هر تنی جان و، ز جان جانانه‌تر هر گُهر از آن گُهر، دُردانه‌تر دخترانت بانوان مریم‌اند هر دو در عِزّت عَلم در عالم‌اند تا تو هستی قبلۀ كاشانه‌ام كعبه می‌گردد به گِرد خانه‌ام... رو بدین سو دارد از هر سو، بهشت تا بگیرد از تو رنگ و بو بهشت خانۀ ما گُلبنِ صدق و صفاست فاش ‌گویم خانۀ عشق خداست نورها از پرتو روبند توست آفتاب خانه‌ام لبخند توست... ای تبسّم، آرزومند لَبَت ای سحر، مست از مناجات شَبَت گو بگردانند روی از من همه دوست تا زهراست، گو دشمن همه! گو به آن، كز تیغ من در واهمه‌ست ذوالفقارم جوهرش از فاطمه‌ست ✍️
بگو به راه تو عطر سحر بیفشانند فرشتگان خدا بال و پر بیفشانند درخت‌های جهان را صدا بزن بانو، که پیش مقدم سبزت ثمر بیفشانند و نخل‌ها به هوایت به پای خاسته‌اند مدینه را رطبی تازه‌تر بیفشانند زمین بهشت، زمین دشت نور خواهد شد غباری از سر کویت اگر بیفشانند به قدر ارزنی از لطف تو نمی‌کاهد بهار، عشق، غزل، هر قدَر بیفشانند بر این قریحه‌ی بی‌جان که خاک درگه‌ توست به یمن نام تو ای کاش، زر بیفشانند ✍️
تابیدی و به مهر تو جان آفریده شد پلکی زدی، زمین و زمان آفریده شد از تار و پود معجر تو پایه‌های عرش از چین چادر تو جهان آفریده شد از خرده‌های خوان تو در هفت آسمان منظومه‌های خرد و کلان آفریده شد عشقت دوید در رگ بی‌مایهٔ حیات در قلب زندگی ضربان آفریده شد پنهان میان فطرت یاس و بنفشه‌ها گل کرد خنده‌هات و جنان آفریده شد آراستت خدا به هزاران هزار حسن تاجی برای فخر زنان آفریده شد او فاطر است و فاطمه‌ای تو! خدای من! با تو چه رازها که عیان آفریده شد دیدند و دیده‌ایم که با حب و بغض تو معیار هرچه سود و زیان آفریده شد تا سرنوشت تیرهٔ آدم چه می‌شود چشمان روشنت نگران آفریده شد آنقدر رنج‌های زمین را گریستی تا چشمه چشمه رود روان آفریده شد اهل گناه راه نجاتی نداشتند سوی تو آمدند، امان آفریده شد از خاک بی‌‌نشان تو ای آسمان‌ترین! در راه دوست سنگ نشان آفریده شد… ✍️