eitaa logo
یک کنج:)
156 دنبال‌کننده
351 عکس
195 ویدیو
0 فایل
تراوشات ذهن! ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4684958
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بی‌نهایت
غدیر است و به لب جُز ذكر یاحیدر نمی‌‌آید
فراوانی انگور است و مستی سَر نمی‌‌آید

غدیر است و به جز آوای ”أكْمَلْتُ” نمی‌‌جوشد
غدیر است و به لب جز سوره‌‌ی كوثر نمی‌‌آید

نجف گفتم به انگشترفروشان ذكر می‌‌خواهم
همه گفتند: بر دُر غیرِ یاحیدر نمی‌‌آید

بجوی از ریشه‌‌ی این بیت‌‌ها در الغدیری كه
به اثبات غدیر از آن سند بهتر نمی‌‌آید

مساوی دیده دولت را و آب بینی بز را
كز او رنجاندن موری به كاهی بر نمی‌‌آید

علی كه از علی‌بودن نمی‌‌افتد به غفلت‌‌ها
طلا كه در كنار خاك و خاكستر نمی‌‌آید

علی جز از برای حفظ دین رزمی نكرده‌ست و
سخن جز از عدالت بر سر منبر نمی‌‌آید! 

برادر خواند حیدر را پیمبر، خوب می‌‌دانست
كه از آن نابرادرها برادر در نمی‌‌آید

سخن جایی تمایل كرد كه قافیه شد سختش
اگر حقی ز ما خورده شده، باشد سر وقتش

به گردابی در افتادم كه پایانش نمی‌‌بینم
شباشب خواب اگر بینم جز ایوانش نمی‌‌بینم

بنازم در مصاف كفر برق ذوالفقارش را
بنازم با یتیمان پلك‌‌های بی‌قرارش را

بیات ترك می‌‌بالد به خود شأن و مقامت را
مؤذن‌‌زاده وقتی می‌‌برد با شوق نامت را

نمی‌‌خوانم نمازی كه اذانش بی‌علی باشد
علی بود و علی بود و علی هست و علی باشد

خدا وقت وداعش با محمد یاعلی گفته
خدا الحق والانصاف گل گفته‌ست و در سُفته

چه خوشبختیم كه مستیم جامی از ولایش را
خدا از ما نگیرد سایه‌‌ی ترد عبایش را
✍🏼: حامد عسکری ♾ @binahayat_ir
نه🤡ببین🤡دیگه🤡این🤡چند🤡روز 🤡گوشیو🤡میزارم🤡کنار🤡پر قدرت🤡درس🤡میخونم🤡
حقّا كه حقیقتاً علی حق باشد حق است علی ز حق كه بر حق باشد
"شدم دلتنگ کویِ حیدر و آرامش محضش .. ندیدم از نجف بهتر به عمرم سرزمینی را‌...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جا دارد اگر که از حریم ِنجفت ، تا کشور خود عقب عقب برگردم
صفحه‌ صفحه بارها تاریخ را خواندم ولی ؛ غیر ِحیدر یک امیرالمؤمنین پیدا نشد
زندگی توی اون شبایی خلاصه شد که سرمونو گذاشتیم رو شونه هم و یک آه از ته دل کشیدیم.
هر کجا از عشق جانی درهم است محنت اندر محنت و غم در غم است
آدمم عجیبه ها. حتی ناراحت بودنم کنار یک سریا دوست داره:)
گاهی چه بی گناه ، دلت پیر میشود اینجا همان دمی است که زود دیر میشود گاهی به رغم تشنگی عشق ، عاقبت با حسرتی فقط ، عطشت سیر میشود گاهی همان دو چشم که رامت نموده بود بی رحم چون کمان کمانگیر میشود گاهی همان گلی که به دل پروراندیش خارش به سینه ات چه نفس گیر میشود گاهی که آرزوست بغل سازیش به مهر تنها سراب اوست که تصویر میشود گاهی نیایشت که فقط بهر وصل بود چون نیست قسمتت ، به دلت تیر میشود گاهی صدای بارش باران که دلربا ست با چتر تک سواره چه دلگیر میشود گاهی که ضرب و جمع به راهی نمی رسد من کم شوم ز یار ، چه تفسیر میشود گاهی مسیر عشق ، ز پیکار عقل و دل از تیزی و خطر ، چو شمشیر میشود گاهی که منطقت ندهد پاسخت به دل باید نشست و دید ، چه تقدیر میشود . . .