چقدر دلم برات میسوزه دختر.
چقدر تو مظلوم بودی.
چقدر تو حواست بود.
تو نگران همه بودی و هیشکی نگرانت نبود:)
حواست به همه بود و هیشکی حواسش به تو نبود؛)
دخترم خسته ای؟ استراحت کن.
برای همیشه بخواب عزیزم!
دختر دل نازک و لطیف پشت اون نقاب باید نقابشو برداره و استراحت کنه.
کسی بهت نگفت ولی من میگم خسته نباشی. خدا قوت. عالی بودی. کافی بودی.
#دیالوگ
روزهای عجیبی است. اشک میریزم ولی حالم بد نیست. امروز رو درس نخوندم و استرس نداشتن رو یادم اومد. لذت های کودکی ام را یادآوری کرد.
کاش میتوانستم در غالب کلمات بیان کنم. میخواهم ساعت ها اشک بریزم ولی دلخور نیستم. جزئیات اندکی رهایم کردند. شعله های درونم همچون این آتش به زیبایی افروخته شده است. دیگر چیزی ندارم. خدا را شکر:)
#دست_نویس
هدایت شده از - صَدوسیوسه -
پامو تکون میدم و ساکت میشم که یهو اون وسط نزنم زیر گریه لطفا مزاحمم نشید.
#اندر_حوالات