eitaa logo
یک کنج:)
172 دنبال‌کننده
356 عکس
195 ویدیو
0 فایل
تراوشات ذهن! ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4684958
مشاهده در ایتا
دانلود
تو کجا نالی از این خار که در پای من است یا چه غم داری از این درد که در جان تو نیست؟
مگه ریشه از زردی ساقه هاش خسته میشه؟....
بعضی وقتا آدما یه کارایی میکنن که تو نه ازشون ناراحت میشی، نه متنفر میشی فقط به یه نقطه خیره میشی و با خودت میگی: واقعا نمیفهمه؟!
به شکل افتضاحی دارم سعی میکنم دور و بریام نفهمن که دارم از هم میپاشم و حقیقتا این فشارهای روانی داره استخون‌های روحم رو خورد میکنه
اطرافیان من اینجورین که: عه ناراحت شدی ؟ قهر کردی ؟ حالا که اینجوریه پس منم سه برابر باهات قهر میکنم؛ تازه تا نیای منت کشی هم آشتی نمیکنم تا بفهمی دیگه نباید از دست من ناراحت بشی .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
{لبخند} لبه پرتگاه ایستاد. باد تند پاییزی انتهای بارانی اش را میرقصاند. به جنگل سرخ رنگ روبرویش زل زده بود. در افکارش غرق بود. اگر قصد پریدن از صخره را میکرد کسی با فریاد صدایش میزد؟ مهم نبود. بالای آن صخره دیگر دختر کوچک رویاهایش نبود. زنی دنیا دیده بود. زنی که میدانست مرگ پایان نیست. گریه درمان نیست و فرار آسان نیست. همیشه فکر میکرد زن یعنی کسی که شوهر دارد و دختر یعنی دوشیزه اما حالا زن را در قدرت میدید. قدرت گذر از طوفان. قدرت تحمل احساسات. حالا پای آن صخره میتوانست شهادت بدهد که حمل احساسات به مراتب سخت تر از اضطراب است. باد موهای موج دارش را به صورتش کوبید. موها را پشت گوش داد با صدای بلند فریاد کشید:خداااااا گوشه های بارانی اش را به خود نزدیک کرد. نگاهی به خودش کرد. درد های زیادی کشیده بود تا این شود. تا احساسات و منطقش را با هم سر میز مذاکره بنشاند. صلحشان بدهد تا هر دو برای سعادت هم پیمان شوند. بیشتر نمیتوان گفت اما لبخند زد. لبخندی زنانه. لبخندی زنانه به روز هایی که در انتظارش بود.
اینقدر دست و پا نزنید و این‌طرف و آن‌طرف نروید شما خدا را می‌خواهید بروید دنبال همان که می‌خواهید. _ روح الله‌الموسوی‌الخمینی؛ ۱۳۵۹/۰۴/۲۱
803K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرچه‌مۍ‌خواهی‌طلب‌کن‌ ازشهنشاه‌ نجف؛ رو نزن‌ بر غیرِ حیدر رو سیاهت‌‌میکنند . .