از خیر قدر، قضا گذشته
کار دلم از دعا گذشته
شبهای بلند بیعبادت
در حسرت ربّنا گذشته
سلطان شده روز بعد، هر کس
از کوی تو چون گدا گذشته
گیرم که گذشت آه از حال
حالا چه کنیم با گذشته
طوری ز خطای ما گذر کرد
ماندیم ندیدم یا گذشته
تصمیم به توبه تا گرفتم
فرمود گذشتهها گذشته
هر جا که رسید گریه کردیم
آب از سر چشم ما گذشته(:
در راه نجات امّت خویش
از خون خودش خدا گذشته!
میخی که رسیده از مدینه
از سینهی کربلا گذشته
یک تیر به حلق اصغرت خورد
از حنجر او سه تا گذشته
وا شد دهن کمان و حرفش
از گوش، هجا هجا گذشته
از روی تن تو یک نفر نه!
یک لشکر بیحیا گذشته
عباس کجاست تا ببیند
بر خواهر او چهها گذشته...
هدایت شده از مبتلایِحسین:)
وطن آغوشِ حسین است، خوشا عبدالله
لاأقل جان نسپرده است به دور از وطنش..((:
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الحمدلله اجل مهلتم داد
دوباره تو روضه نفس کشیدم(:
هدایت شده از 「حُب」
راویازسرزمیننینوا
قاسمابنالحسنراکهدیدنوشت:
[وَخَرَجَ غُلامُوکَاَنّوَجهَهُشِقَّةُقَمَرِ]
نوجوانیازخیمههابیرونآمد؛
کهصورتشبهسانِپارهیماهبود(:
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیا دو آیه بخوان غم شود فراموشم
به جای خانهی خولی بیا در آغوشم(:💔