.
امشب دیدم یکی از این رسانههای نانخور آمریکا، یک جمله از یامینپور درباره آقای رییسی را تیتر کرده تا مردم بیایند برایش جوک بسازند و او هم به تعداد جوکها نان، از اربابش بگیرد.
دلم به حال نادانی و بدبختی این قبیل رسانهها سوخت. هنوز که هنوز است حالیشان نشده خون شهید، مثل خون مرده نیست که سرد بشود، خشک بشود، برود زیر خاک. خون شهید تازه بعد از شهادت، از گوشت و پوستش راه میگیرد توی عالم.
من این را به چشم خودم دیدم. به گوش خودم شنیدم. نه از حرفهای فلان حزباللهی یا فلان شخص شیفته حاج آقا نه! از همین همسایه و قوم و خویش و رفیق و هموطنهای معمولی که روزی چند بار سلام و علیک داریم. نمیشد یکی در میان، اسم رییس جمهور شهید، توی مصاحبهها نباشد. هر کدامش هم مال یک گوشه کشور. مادر چهار تا بچه بود. میگفت من نشسته بودم کنج خانه داشتم بچههایم را بزرگ میکردم، فعالیت اجتماعی کیلویی چند بود برایم.حاجی که شهید شد، انگار یکی خواباند توی گوشم. یک جوری بیدار شدم که هنوز خواب به چشمم نیامده. حالا نه به همین بیمزگی که من تعریف کردم. از یک سیر تحولی درون و بیرون خودش گفته بود. او و خیلیهای دیگر شبیهاش.
یادم است شبی که مصاحبههای پروژه تمام شد، رفتم حرم. نشستم بالاسر آقای رییس جمهور شهید. همه قصهها را برایش تعریف کردم. آخرش گفتم: «حاج آقا شما خیلی زرنگ بودید؛ طوری رفتید ازین دنیا که بعد از مرگ هم به آدمها خدمت کنید.»
شادی روح مطهرشان صلوات
@koookhak
.
آدم چنین پیامی رو ساعت یازده شب از دانشجوی تازه به دانشگاه رفته مملکت، دریافت کنه، میتونه از شدت ذوق تا صبح بخوابه؟
انقد پشت دهه هشتادیا صفحه گذاشتین که تو ایمان و تقوا و عمل صالح و علم و همه چی دارن ازتون میزنن جلو.
خدایی ما با همه ادعامون تو سن اینا فک نمیکردیم بریم سراغ نشریه #سها نامی درباره زنان پیشرفت و ازش الگو و ارائه واسه هدایت دانشجو و استاد دربیاریم.
یادمه اولین ارائهام ترم اول، سرکلاس جرمشناسی درباره قتلهای زنجیرهای بود. ته ته آرمانم ازین ارائه این بود، پسرا تا آخر سال، حساب کار دستشون بیاد، دختر چادریای کلاس رو سوژه نکنن.
@koookhak
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
* 🔻آمریکا علیه پیشرفت دیگران *
حرفهای این فیلم چقدر خوب و مهم است!
جالب است بدانید همین کشورهای عربی و شرق آسیا بارها درخواستِ فناوری و محصولات هایتک ما را داشتند. این حرف را از فناوران برجسته بسیاری شنیدم. اما ناگهان همهچیز میرفت روی هوا. فکر میکنید کار چه کسی بود؟
بله. سفارت آمریکا!
با قلدری، تهدید میکردند که حق ندارید محصول یا فناوری ایرانی بخرید.
برای نمونه، سه سال پیش، قرارداد فروش ۲۰ میلیون دلاری یک نانوداروی درمان سرطان، به عراق را نقش بر آب کردند. گفتند؛ جایی که ما هستیم، فایزر باید بفروشد.
این موضوع فقط محدود به عراق نیست. خاطراتی از عمان، فیلیپین و... دارم که همه جا این قاعده حاکم است.
#فناوری #پیشرفت #صادرات
https://ble.ir/amalpezhman
کوخَک
* 🔻آمریکا علیه پیشرفت دیگران * حرفهای این فیلم چقدر خوب و مهم است! جالب است بدانید همین کشورهای ع
.
اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا، ذاتی است و نه تاکتیکی
آقا/ امروز
پ_ن: سفارتخانه که نیست مرکز توطئه علیه کشورها و ملتها. بیخود نبود امام از تسخیر لانه به انقلاب دوم یاد کرد.
@koookhak
.
و هستند هنوز عدهای در کشور که معتقدند ما نباید از دیوار سفارتخانه میرفتیم بالا. ما نباید پایمان را توی خاک کشور دیگری میگذاشتیم. یادم است استاد حقوق بینالمللمان از همین دست آدمها بود. یک خط در میان لای ردیف کردن قوانین بینالمللی به گوشمان میخواند که ما غلط زیادی کردیم از دیوار کشور مردم رفتیم بالا. ما بیکلاس بازی درآوردیم. ما حقوق بینالملل را نقض کردیم ما چنین کردیم و ما چنان کردیم و درنهایت ما چه قدر عقبمانده و جهان سومایم.
به گمانم اگر آن روزها حداقل نصفمان توی کلاس یک کتابی مثل ایستگاه خیابان روزولت را خوانده بودیم، حداقل از پس افکار آشفته خودمان و بغلیدستمانمان برمیآمدیم.
حتی کمک میکردیم استاد هم عینکش را درآورد و یک دستی به شیشههای خاک گرفتهاش، بکشد.
اما چه کنیم که گاهی چنین آثاری هم وجود دارد ولی نان یک عده باز هم در این است که توی پستو بماند و خیلی صدایش بلند نشود.
پایش به فلان جشنواره و بهمان محفل و مسابقه نرسد. سرفصل درسی در مدرسه و دانشگاه که پیشکش.
این کتاب ارزشمند با آن تقریظ متفاوت و بیسابقهاش را دریابید. واجب برای هر خانهایست. وگرنه بعد از چهل پنجاه سال هنوز آقا باید بیاید روز ۱۳ آبان برایمان بگوید که بابا جان اختلاف ما با آمریکا ذاتی است نه تاکتیکی!
@koookhak
کوخَک
. و هستند هنوز عدهای در کشور که معتقدند ما نباید از دیوار سفارتخانه میرفتیم بالا. ما نباید پایمان
حالا وسط این همه غر که زدیم بیاین از یک برنامه جذاب درین باره براتون بگم.
🇮🇷 کارگاه داستانبازی 🇮🇷
" آنجا سفارت نبود "
📡 روایتی زنده از
کشف یک جاسوسخانه
مادر گرامی!
این بار شما و دختر و پسر نوجوانتان، میهمان روزهایی فراموشنشدنی از تاریخ معاصر ایران خواهید بود.
✨ در این کارگاه:
فرزندتان در فضایی کاملاً جذاب و تعاملی، قدم به دل یک رویداد تاریخی مهم میگذارند و شما شاهد این تجربهٔ منحصربهفرد خواهید بود.
بله بچههای ما در مادرانه سبزوار دست به یک حرکت جذاب زدن.
و اون بازسازی وقایع لانه جاسوسی بود. یه نمایش و بازی زنده گیرا براساس همین کتاب ایستگاه روزولت و منابع دیگه.
این برنامه حسابی بین نوجوانها و بزرگترهاشون گرفت و استقبال شد. امروز که من با شما سخن میگویم بچهها چندین نوبت اجرا براش رفتن. انقد که تقاضا و استقبال زیاد بوده.
وقتی یک روایت هنرمندانه خلق بشه. این طوری اثرگذار میشه.
اینو من نمیگما بازخوردها میگه.
چندتاشو میذارم ببینید.
.
این فقط یه دونه از اجرای بچهها تو یک کانون تربیتیه.
فقط اون که تو نظرش نوشته اولش فک میکردم برنامه مزخرفیه:)
انقد این مفاهیم و وقایع رو یا سانسور کردیم یا درست ادبیات سازی نکردیم که با دیدن اسم این برنامهها اون نوجوان فک میکنه الان با یه چیز حوصله سربر و مزخرف طرفه:)
-4177412606472020223_278949479224629.oga
زمان:
حجم:
160.7K
پیام صوتی بعضی از شرکت کنندهها.