کوخَک
. علامت پیروزی ما ایرانیها مشت گره کرده است. @koookhak
.
و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود...
چه روضهها باید اقامه کرد و چه حماسهها باید سرود برای این دست مبارک مشت شده.
آقای شهید ما! از ساعتی که رفتید، هنوز مشت دستهای ما باز نشده و تا روز پیروزی باز نخواهد شد إن شاءالله.
@koookhak
.
دیشب هنوز لقمه اول افطار از گلویمان پایین نرفته بود که بوی دود توی خانه بلند شد. دوستم اول یک نگاهی به آشپزخانه انداخت و بعد تندی دوید سمت اتاق خواب. پشت سرش رفتم ببینم چه خبر شده.
پسرک شش سالهاش، کارت عکس و لباس مسی را انداخته بود وسط اتاق و زیرش فندک گرفته بود. خدا رحم کرد زود رسیدیم وگرنه اتاق را به آتش میکشید. مادرش از عصبانیت داشت منفجر میشد. اشاره کردم برود بیرون. پسرک را نشاندم روی پایم.
_خاله داشتی چیکار میکردی؟
_این آشغالو آتیش میزدم.
_کی؟
_همین مسی.
_چرا؟ تو که خیلی دوسش داشتی.
_دیگه ندارم. اون دشمن ماست.
_کی گفته؟
_خودم دیدم. پیش ترامپ واستاده بود اون که همه اماما و پلیسای ما رو شهید کرد.
توی دلم گفتم این بچهها از حالا با همین قد و قواره کوچکشان دارند أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ را زندگی میکنند. یاد رجزهای بچههای غزه افتادم جلوی سربازهای اسرائیلی. هروقت تماشایشان میکردیم میگفتیم این بچهها چه زود دارند بزرگ میشوند.
@koookhak
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
جُند ما، سپاه ما، مردم ما غالبند، این سخن خدا تخلفناپذیر است. اگر یک جا دیدی گویندگان کلمه حق مغلوب شدند، بدان جند خدا نبودند. شرایط جند خدا بودن در آنها نبوده. جامعه اسلامی آن روزی که جند خدا باشد، پیش میبرد. آن روزی که عقب میماند جند خدا نیست. سپاه خدا نیست. لشکر خدا نیست.
*حاصل در دو کلمه خلاصه میشود، علت شکستها از سویی و غلبهها و پیروزیها از سوی دیگری، هرجا پیروان پیغمبر ایمان کامل و یقین کامل در خود به وجود آوردند و سر سخن حق خود ایستادند، مسلم موفق شدند و پیش بردند؛ شکست در کارشان نیست.*
طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن؛ فصل نبوت
@koookhak
.
ساندویچ فلافل را هُل میدهد توی پلاستیک و یک دانه برچسب، برایش جدا میکند. روی برچسب نوشته؛ خیابان با ما، میدان با شما. ساندویچ را میگیرد طرفم که بچینم توی سبد و میگوید: «دیدی بالاخره ما هم جنگیدیم. پشتیبانی جنگ درست کردیم.» گوشی را در میآورم تا از قطار ساندویچها عکس بگیرم. میگویم: «نه! این دفعه با هم داریم میجنگیم.»
میپرسد: «یعنی چی؟» اشاره میکنم به جمله روی نایلون ساندویچ. میگویم: «مردم خیابون رو نگه داشتن که مزدورهای مسلح شهر رو قبضه نکنن، نیروهای نظامی هم مرزها رو نگه داشتن و جلوی مزدورهای خارجی ایستادن. الان دیگه پشت و جلو جبهه معنی نداره. این شب و روزا همون مرد و زن و بچه عادی هم تو خط مقدم جنگن.»
@koookhak
کوخَک
. ساندویچ فلافل را هُل میدهد توی پلاستیک و یک دانه برچسب، برایش جدا میکند. روی برچسب نوشته؛ خیابان
.
به تجربه فکر میکنم نوع برچسبی که به نیروهای اجتماعی میزنیم در شکل آرایشی که به خودشان میگیرند اثر دارد. خیلی فرق دارد که تو کسی را برای خطمقدم فراخوان کنی یا پشتیبانی جنگ.
کسی که میخواهد برود خط مقدم هم ابزارش برای مقابله فرق دارد هم زندگی روزمرهاش شکل دیگری میگیرد. هم توان جسمی و روحی ویژهتری میآورد پای کار.
این روزها مردم ما در خط مقدماند نه پشت جبهه.
.
هرسال چهارشنبهسوری کوچه و خیابان جهنم بود. جرات نمیکردی پایت را از خانه بیرون بگذاری. اما امسال بیعقلی دشمن نه فقط شب چهارشنبهسوری که نزدیک هجده شب است از خیابانهایمان بهشت ساخته. مردم کف خیابان، نماز میخوانند، افطار میکنند، دعای توسل و فرج زمزمه میکنند و سیل پرچم راه میاندازند. سیلی که تا حالا تاریخ کشور به خودش ندیده.
@koookhak
.
نشستهام گوشه خیابان، کمی خستگی در کنم. گوشی را درمیآورم تا چند خطی بخوانم و از مقرری گروه مطالعاتی شعاع جا نمانم. اولین کتاب برای خوانش جمعی، تاریخچه نزاع اسرائیل و فلسطین انتخاب شد.
رسیدهام به این صفحه. درست وقتی که توی خیابانهای شهرمان هستیم تا صهیونیستهای پلشت، فکر دستاندازی به آب و خاکمان را از سرشان بیرون کنند.
@koookhak
.
سالهای سال، مشهد این شب و روزهای دم عید چه حال و هوایی داشت. میرفتی حرم میدیدی دارند ازین سر تا آن سر داربست میزنند. کتیبهها را نونوار میکنند. در و دیوار شهر پر میشد از عکسهای آقا. از شب قبل، چه هول و ولایی داشتیم که کی راه بیفتیم تا آن دور دورها هم شده به رواق امام، یک جای کوچکی نصیبمان شود بلکه صدای مبارک آقا را بشنویم و همین بشود برکت کل سالمان.
از وقتی آقا پایش را میگذاشت مشهد، چه شور و شوقی به آدم دست میداد. همش با خودت میگفتی الان داریم زیر آسمان شهری نفس میکشیم که آقایمان مهمانش شده.
حالا چهکار کنیم با این همه دلتنگی. با اول فروردینی که پیام نوروزی شما را نمیشنویم. چهکار کنیم با بغضی که به قول فاطمه خانم، گیر کرده نه میرود نه میآید. فقط تبدیل شده به کار و کار و کار. چون همین است که الان از دستمان برمیآید. چون همین است که یقینا شما را خوشحال میکند.
@koookhak