شهید سجاد زبرجدی در ۱۹ بهمن ۱۳۷۰ در تهران به دنیا آمد. او فرزند سوم خانواده بود و دوران کودکیاش را با سختیهای بسیاری سپری کرد. زمانی که تنها دو سال داشت، پدرش را از دست داد و مادرش که با مشکل تکلم و کمشنوایی دستوپنجه نرم میکرد، مسئولیت بزرگ کردن او و خواهر و برادرش را به تنهایی بر عهده گرفت. اما این مشکلات، هرگز مانع رشد و بالندگی سجاد نشدند.❤️🩹
❥•• 💠¦⇠˹@kosarr_313˼
سجاد از همان دوران کودکی، مکبر مسجد بود و به نماز اول وقت اهمیت ویژهای میداد. او که کودکی برونگرا و پرانرژی بود، با بزرگتر شدن، آرامتر و متفکرتر شد. تمام عشقش شده بود فعالیت در پایگاه بسیج محله و حضور در هیئتهای مذهبی. سجاد، هیچگاه فعالیتهایش را از روی عادت انجام نمیداد
❥•• 💠¦⇠˹@kosarr_313˼
کوثر🇮🇷
سجاد از همان دوران کودکی، مکبر مسجد بود و به نماز اول وقت اهمیت ویژهای میداد. او که کودکی برونگرا
بلکه همه چیز برایش هدفمند بود:
✔ قدم میزد برای امام زمان (عج)
✔ حرف میزد برای امام زمان (عج)
✔ نیت میکرد برای خشنودی امام زمان (عج)
❥•• 💠¦⇠˹@kosarr_313˼
به عدد ۵۹، که حاصل جمع نام ابجدیاش بود، اعتقاد ویژهای داشت. هرگاه این عدد را روی شیشه مغازهای میدید، حتماً از آنجا خرید میکرد. حتی در پیامهایش به دوستان، امضای او همیشه «سجاد ۵۹» بود.✨
❥•• 💠¦⇠˹@kosarr_313˼
کوثر🇮🇷
عازم سوریه؛ گامهای آخر به سوی شهادت:
زمانی که تصمیم گرفت به سوریه برود، برادرش به شدت با او مخالفت کرد. اما سجاد، عزمش را جزم کرده بود. قبل از رفتن، حتی خواستگاری هم کرده بود و انگشتری برای نشان خریده بود، اما درست قبل از اعزام، تماس گرفت و گفت:
"همه چیز را منتفی کنید. این مسیر من است و شاید دیگر بازنگردم."
انگار که میدانست قرار است به آرزویش برسد…
کوثر🇮🇷
شهادت در راه دفاع از حرم
در ۷ مهر ۱۳۹۵، در حلب سوریه، سجاد زبرجدی به آرزوی دیرینهاش رسید. او به شهادت رسید و پیکرش در قطعه ۵۰ بهشت زهرا (س) آرام گرفت؛ تکهای از بهشت، که هنوز هم زائران زیادی از سراسر کشور و حتی کشورهای دیگر برای زیارتش میآیند.
او شهیدی بود که حتی پس از شهادتش نیز گرهگشای حاجات مردم شد. بسیاری از زائران نقل کردهاند که در کنار مزار او درد دل کردهاند، حاجت گرفتهاند و آرامش یافتهاند.
❥•• 💠¦⇠˹@kosarr_313˼