عارف ناشناخته: مرحوم آیت الله حاج سیدمهدی امامی قمشه ای
سیدمهدی امامی قمشه ای
ناشر و مولف: سیدمهدی میرمسیب
@kotob113
📚شهره شهر، نگاهی گذرا به زندگی عارف بزرگ آیة الله امامی
مولف اقای حسن عرفان
@kotob113
📚خزائن کشمیری
مولف سید علی اکبر صداقت
@kotob113
📚مسافری غریب، شرح احوال و آثار علامه سیدحیدر آملی و بررسی موضوع ولایت در آثارش؛
مولف اسماعیل منصوری لاریجانی
ناشر: شرکت چاپ و نشر بین الملل (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)
@kotob113
عرفان مجلسی (پژوهشی پیرامون علامه محمد تقی مجلسی)
نویسنده: رحیم قاسمی
ناشر: آیت اشراق
@kotob113
قهرمان معنویت (سیره علمی و عملی استاد آیتالله حاج شیخ ابوالحسن ایازی)
مؤلف: ابراهیم بابائی
ناشران: جام جوان، آوای منجی، ائمه (ع)، مبین اندیشه، مارینا
@kotob113
قوام الدین "ایازی از ملکوت": شرح حال عالم زاهد و معلم بزرگ اخلاق علامه شیخ ابوالحسن ایازی
نويسنده:محمد امیریسوادکوهی
ناشر: سلسله
@kotob113
خاطراتی از صالحان
مؤلف: احمد شهامتپور
ناشر: مسجد مقدس جمکران
@kotob113
آیینه فقاهت و معرفت: شرح حال فقیه و عارف کامل حضرت آیهالله العظمی حاج ملامحمد اشرفی معروف به حجهالاسلام اشرفی همراه با سه رساله از ایشان
مؤلف: عبدالکریم کوهستانی
ناشر: سلسله
@kotob113
نفس مطمئنه: تازههایی از عارف کامل، حضرت آیهالله بهجت (ره)
مؤلف: مهدی عباسی
ناشر: موج علم
@kotob113
🚨شهیدی که در هوا سجده میرفت
💠 شهید احمدعلی نیّری یکی از شاگردان خاص مرحوم آیت الله حق شناس بود؛ وقتی مردم دیدند که آیتالله حق شناس در مراسم ترحیم این شهید بزگوار حضور یافت و ابعادی از شخصیت او را برای مردم بیان کرد، تازه فهمیدند که چه گوهری از دست رفته است! مرحوم آیتالله حق شناس درباره شهید نیّری گفت: در این تهران بگردید. ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا میشود یا نه؟ ایشان در مجلس ختم این شهید با آهی از حسرت که در فراق احمد بود، بیان داشتند: رفقا! آیت الله بروجردی حساب و کتاب داشتند. اما من نمیدانم این جوان چه کرده بود؟ چه کرد که به اینجا رسید؟ سپس در همان شب در منزل این شهید بزرگوار روبه برادرش اظهار داشتند: من یک نیمه شب زودتر از ساعت نماز راهی مسجد شدم. به جز بنده وخادم مسجد، این شهید بزرگوار هم کلید مسجد را داشت. به محض اینکه در را باز کردم ، دیدم شخصی در مسجد مشغول نماز است. دیدم که یک جوانی در حال سجده است. اما نه روی زمین بلکه بین زمین و آسمان مشغول تسبیح حضرت حق است. جلوتر که رفتم دیدم احمد آقا است. بعد که نمازش تمام شد پیش من آمد و گفت تا زندهام به کسی حرفی نزنید.
منبع :
کتاب عارفانه
@kotob