eitaa logo
لا ادری/ هیچکس
132 دنبال‌کننده
385 عکس
155 ویدیو
1 فایل
معلم. همین و دیگر هیچ....
مشاهده در ایتا
دانلود
لا ادری/ هیچکس
بسم ربی الله از روزی که به سمت مشهد حرکت کردم تا همین اکنون، دائم به پنج سال پیش می اندیشم، روزی که دانشجو شدم، و به سالهای بعد از دوران دانشجویی ... با تمام جانم حس میکنم تغییر کرده ام بسیار زیاد. خوب یا بد، نمیدانم! اما خیلی تغییر کرده ام. شاید روزی درباره اش بیشتر بنویسم... شاید هم نه! و در رابطه با این روزها، اوضاع به سامان است. به شرایط کمی عادت کرده ایم. سختی ها جای خودش باقی است. از نبود کولر درست و حسابی تا سردی آب های حمام . شوری آب آشامیدنی و بیمار شدن هم‌خوابگاهی‌ها یکی پس از دیگری که جز دلسوزی و همدردی و البته دعا کاری از دستمان بر نمی‌آید و همین بسیار آزار‌دهنده است. زیبایی‌ها هم کم نیستند. اساتید پر‌شورتر و با قدرتی افزون درحال اتمام کتب ثلث اول هستند و نزدیک امتحانات است. بچه ها عجیب و غریب درس میخوانند و راستش را بخواهید هرچه تلاش میکنم نمیفهمم چگونه میتوانند فرصت مطالعه داشته باشند. مثلا همین الان که درحال نوشتن این گزاره‌ام، پس از فرایند سخت و جان‌فرسای لباس شستن و دوش آب یخ و درد قلب و عروق و یخ زدگی معابر رگهای جاری در جسم فانی، اندک فرصتی یافتم که بنویسم. تنها و تنها برای اینکه خود را مجبور کنم حتی تکرار‌ها را نیز تکراری نبینم. و مطمئنا در کسری از ثانیه پس از تخلیه ی ذهن پر از هیچ و پوچم غش خواهم کرد و یک یا دوساعت بعد مجدد باید برای نماز بیدار شوم و بعد مجدد بنابر خواب آلودگی شدید غش کنم و ۵ دقیقه به آغاز کلاس از جا پریده و خود را به کلاس برسانم. دور باطلی است حقیقتا... و سم خالص نیز هم. اما زیبایی ها کم نیست. مثلا سمیه دیشب را بخاطر درس خواندن بیدار ماند، و از صبح تا الان بدون اینکه وعده‌ای ارتزاق کند خوابیده است. بچه ها هنگام نماز جماعت از کت و کول باباهایشان بالا میروند و پسر بچه‌ای همیشه از انتهای صف، که طولانی و بسیار باشکوه است واقعا، در دل جمعیت زده و بابا گویان خود را به صف اول و آغوش پدر میرساند. فلفل غذاها را هر روز بیشتر از دیروز حس میکنیم و با مورچه ها هم، هم‌زیستی مسالمت آمیزی برقرار کرده ایم. راستی ، اینجا همه، درحال تلفن صحبت کردن‌اند و من همچنان تا فرصتی پیش می آید میخوابم. حقیقتا دوستانمان تعجب کرده اند و نگران اند. ولی واقعا نمیتوانم درک کنم که بیشتر از پانزده دقیقه چه حرفی برای گفتن به خانواده میتوانم داشته باشم. مهم تبادل خبر و احوالپرسی است که نهایتا بشود یک ربع! اما میان اینهمه، قرار یافته ایم و برقراریم. آرامیم و مسرور. اینجا هوایش متفاوت است. حال و هوای اینجا را هیچ کجای این عالم نمیتوان یافت. اینجا پر از نور و عِطر حریم گنبد طلای شاه طوس است. برقراریم بر قرار وجودش . تا باد چنین بادا... و البته شرمنده اطاله شد. 🍃https://eitaa.com/la_adri
بسم ربی الله چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲: عرفه روز عجیبی است، روز یافتن و رها شدن ، یافتن خود و رهایی از خود... روضه میخوانی. روضه ی غریب‌ترین آشنای این عالم. میخوانی تک تک واژه‌ها را ، از چین های روی پیشانی‌اش تا محل روییدن دندانهایش... روضه‌ از زبان یک غریبِ جوان از دست داده، لحظه ی شکر بخشش اسماعیل به پدرِ مطیع و تسلیمش، ابراهیم! روضه اوج میگیرد، یا رازق الطفل الصغیر.. و تو پرواز میکنی. رها که میشوی، میابی آنرا که باید. میابی که هیچی؛ هیچِ مملو از محبوب! برای یافتن، نیاز به سیر و سلوک و ریاضت‌ نیست، کافی است نجوای غریب الی الحبیب مولایمان و مولای عالم را با چشم دل بخوانی و بدانی که تو همان ضعیف محتاجی در اوج نیازت به آنکه رب و تابنده ی نور وجود توست. آنکه از لحظه ی نبودنت تو را بیش از همه ی عالم عاشق بود . دعاگوییم و ملتمس دعا. 🍃https://eitaa.com/la_adri
بسم ربی الله گاهی یک حکم تو را از مسیر باز‌می‌دارد. فریاد برمی‌آورد: پا روی نفست بگذار! و همین میشود تصمیم تو... اینبار دل‌بریدنی دشوارتر از آنچه در گذشته متحمل شده ای... باید دل برید باید رفت. همین! پ‌.ن: حقیقتا یکی از سخت ترین تصمیم های ممکن را با تکیه بر یک حکم گرفتم ‌. پ.ن۲: امروز کلاسهای ترم ۱(خداشناسی و معرفت شناسی) به پایان رسید و با اساتید این ترم خداحافظی کردیم. از حضورشان آموختیم و خداوند متعال ایشان را از بلایای دنیا و آخرت و ما را از علم لاینفع محفوظ بدارد. ان شاءالله 🍃https://eitaa.com/la_adri
نبود فلفل را در غذاهای اردوگاه نمیتوان تصور کرد. بنابراین وجود فلفل برای غذا در اینجا ضرورت دارد. در نتیجه فلفل در غذاهای اردوگاه واجب بالذات غذاست🤦‍♀
انگار همه آخوندا باهم نشسته بودن سوال طرح کرده بودن
من امیدم به اینه باهم تجدید بشیم
بسم ربی الله من از آن حسن روز‌افزون که یوسف داشت فهمیدم ‌که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را 🍃https://eitaa.com/la_adri
زندگی شطرنج نیست که هرکس هرطور دلش میخواد حرکت کنه و مهره جابجا کنه. مثل تخته نرد هست. با این تفاوت که تاس‌ها شانسی نیستن. یه تقدیراتی مقابلت قرار میگیرن. و مهم اینه که با اون مهره‌ها چطور بازی کنی.
بسم ربی الله گل چو خندید محال است دگر غنچه شود سر چو آشفته شد از عشق، به‌سامان نشود آقاجان! حواستان هست، نمک گیرتان شدیم؟ بعد این چله، الی من تکلنی؟ نسپاری به غیر خود ما را؟ 🍃https://eitaa.com/la_adri
مسعود پیرایش1_5195681273.mp3
زمان: حجم: 3.2M
خونه ات آباد که شدم خونه خرابت❤️