لا ادری/ هیچکس
بسم ربی الله امروز پاسخ های فرم نظرسنجی مدرسه را چک کردم، تعداد بالایی از والدین از فعالیت های پرورش
باید درمورد کلمه ی "ضعف" یکم باهات صحبت کنم😂
#ارسالی_مخاطبین
بسم ربی الله
چهارشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۲
امشب پذیرش اعتکاف بچه هاست،
ایام ولادت هست و مدرسه درحال انجام اقدامات ولادت است،
گفته اند امروز بازدید مدارس قرآنی صورت میگیرد و بازدید مهمی است.
دیروز مسابقات قرآن بچه ها بود و خیلی فرصت نشد کارها را پیش ببریم.
فشار کار اعتکاف بالاست. بسیار بالا.
دو سه هفته ای است دائما مشغولیم و ما که هیچ نقشی نداریم آرام نگرفتیم ، مسئولین اعتکاف که جای خود دارد.
امسال قرار است برای بچه هایمان اعتکافی اختصاصی برگزار کنیم.
همکاری و همیاری هیئت به قدری بالاست که مدیون زحماتشانیم دائما.
اما امروز به همین توصیفات ختم نمیشود.
همچنان گلایه های( چرا مراسمات جشن نمیگیرید) توسط همان افراد همیشگی پابرجاست.
اما شاید ما فقط جشنی که مد نظر عدهی محدودی است نمیگیریم!
در مقابل تمام کلاسهایمان در مناسبتها فعالاند و مشغول.
به قدری درگیرند و درگیریم که سومین استکان چای را خانم آهنگران سرد و از گلو پایین نرفته به آبدارخانه برمیگرداند و از سر دلسوزی اش به مزاح میگوید برای این دختره دیگه نباید چای بریزم. اما مادرانه همچنان زحمت میکشد و بازهم همان نتیجه...
کلاس به کلاس نماهنگ ضبط میکنیم،
کلاسها برنامه هایشان پابرجاست،
یکیشان کارت پستال روز پدر برای پدرهایشان میسازند، یکی برای شادی روح پدر دوستشان تصمیم میگیرند دلی را شاد کنند و هر کلاس به طریقی میجوشد .
اما ما همچنان باید جشن بگیریم.
یک نفر بیاید، در باد شدید و سرمای امروز بچه ها را در حیاط نگهدارد و با سیستم صوت نامشخص حیاط مدرسه برای بچه ها بخواند.
آنان هم که در جلوی صف ها هستند دست بزنند و از نیمه صف به بعد دیگر متوجه نشوند اصلا چه میگوید...
شیرینی و تقسیم آن بین تمام دانش آموزان مدرسه پیشنهاد خوبی است. گرسنه ام، اما وقتی روزی ات نباشد کار به قدری سرت هوار میشود که آن هم هِچ.
درگیریم، همه ی همکاران خصوصا سه نفرشان را به قدری به کار گرفته ام که مگویید و مپرسید.
بندگان خدا جور پرورشی را بسیار میکشند. یکی از خادمین هیئت راس هفت ونیم تا بحال است در مدرسه مانده، کلیپ های امروز را باید بزنم، او اما مشغول اسامی است، کارتهای معتکفین دانه دانه صادر میشود و آنها را قرار است فردی دیگر از خادمین برای چاپ زحمت بکشد.
پرینتر اتاقمان هم همین امروز ارور تونر میدهد و حتی آن هم هِچ...
حالا در این میان تماس تقریبا همهی خانوادههای معتکفین را هم در نظر بگیرید
آخرهای وقت کاری است. کم کم دارم از حال میروم، اما کار باقی است ، کارها پیش نرفته اند هنوز.
نماز جماعت را مشاور امین مدرسه زحمت میکشد و حتی به قدر سر زدنی به نمازخانه نمیروم.
مجدد متمرکز کار هیئت میشویم . همه رفته اند، ما ماندیم و مدیر مدرسه تا کارمان تمام شود. آن خادم عزیز هم همچنان اینجاست. کار را تمام میکند . به نتایج اندکی میرسیم و باید برگردیم برای غروب آماده بشویم.
واقعا این مدرسه مرکز عالم هستی است.
اما این تازه آغاز ماجراست...
برای عاقبتمان دعا بفرمایید.
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم ربی الله
به پایان آمد این دفتر
حکایت ...
#ریحانه هیئت معظم حداث الحسین(ع)
#هیئت_نوگلان_فاطمی(س)
_ احسنت
خادم هرآنچه از او بخواهند روی چشم میگذارد و چون و چرا نمی آورد
+حتی پول؟
🙄
بسم ربی الله
امروز داشتم برای انجام یک عملیات سراسری در مدرسه، پیشرفت های حوزه های مختلف نظام را برای همکاران یادداشت میکردم تا به ایشان ارائه کنم.
خودم از خیلی هایشان مطلع نبودم.
به این فکر فرو رفته ام که برای این نظام و برای این انقلاب من چه کرده ام؟
چه انتظاری از دیگران میشود داشت؟