eitaa logo
لا ادری/ هیچکس
132 دنبال‌کننده
385 عکس
155 ویدیو
1 فایل
معلم. همین و دیگر هیچ....
مشاهده در ایتا
دانلود
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و خدا رحم کند اینهمه دلتنگی را ...
لا ادری/ هیچکس
کم شد از جمع خسته دلان یار دیگری.... بسیجی شهید محمد حسین دریس
خبر چه سنگینه... جهادگرِ بسیجی سیدمحمود مجیدی هم پر کشید
تربت رو دادم دست صدرا، گفتم مراقبت کن ازش جای خوبی نگهداری کن سید محمود که از بیمارستان مرخص شد بده بهش بگو دیگه نبینیم حالت بد بشه؟ نیم ساعت نشد صدرا گفت دیدی تربت به دستش نرسید؟
همه نگران بودن همه دلواپس یکی حدیث کساء میخوند یکی دعای توسل یکی ذکر میگفت یکی صدقه میداد... هرکس یه جور التماس خدا رو میکرد که سید محمود برگرده... پیام دادم به فرمانده گفتم اینجا همه نگرانن زنگ نمیزنم چون میدونم شلوغه سرتون فقط به هوش اومد یه پیام بدین خیال همه راحت شه... و تنها پیامی بود که در این چندسال فرمانده هیچوقت جوابش رو نداد...‌
از هرکسی تونستم بنویسم، الا تو....
بسم ربی الله سبک موی پسرانه سلبریتی های زن، انواع فیلم های مرتبط با همجنسگرایان، و موج راه افتاده در افغانستان و پاکستان و به تبع آن ایران، نشان از موج جدیدی از جنبش های آزادی خواهان وابسته به غرب دارد. زن زندگی آزادی، اینبار قالب جدیدی خواهد داشت. و زمین بازی نامش همجنسگرایی خواهد بود. گرچه بسیار نزدیک است و گامهای اساسی آن برداشته شده، اما امیدوارم مجدد خواب نمانیم و بعد در زمین بازی دشمن به دفاع بپردازیم و آخر هم موج سواری نصیب آنان شود. تا مادامی که گفتمان توحیدی رواج نیابد، قصه همان است و بازی همان. فقط روایاتش متفاوت خواهد بود.
ماجرای آب ، آبش کرده بود
بسم ربی الله امروز قرار بود ارزیابی سبک باشد و تا قبل از ۱۲ تمام شود. بماند که بیشترین داوطلبین هم نصیب ما شد. تماس گرفتم که اگر ممکن است با کمی تاخیر به اتوبوس برسم تا از اتوبوس قم جا نمانم. تقریبا با یک ربع تاخیر نسبت به اتوبوس رسیدم. در راه با فاطمه تماس گرفتم که ماشین را مقابل اداره پارک میکنم سوییچ را به نگهبانی میدهم تحویل بگیر و زحمتش را بکش که دست خودت بماند. به اتوبوس رسیدم درب نگهبانی بسته بود و نگهبان حضور نداشت از آقای x ( یکی از همکاران اداری ) خواهش کردم که سوییچ را حین ورود به اداره به نگهبان بسپارند تا عصر ماشین تحویل گرفته شود. تنها خواهش سپردن یک شیء چند گرمی به نگهبان اداره بود و تمام. اما پاسخ با لحنی بی ادبانه اینگونه ارائه شد: _ نگهبان نیست همه تعطیل شدن من: مگه میشه اداره بدون نگهبان؟ نگهبانی ۲۴ ساعته ست. _شاید خواب باشه... شما دیر رسیدی میخوای مشکل پارک ماشینتم من حل کنم؟ با نوع رفتار و لحن بی ادبانه شان کاری ندارم. توقعی هم نیست. این تاخیر نباید اتفاق میفتاد که البته با اعتماد به حرف همکاران اینگونه رقم خورد. اما دلم برای آن ایامی که در اداره خود را برای رفاه حال همکارانشان به آب و آتش میزدند تنگ شده است. و اکنون منم و عرق شرم بر جبین از شدت خجالتی که بابت رفتار ایشان در مقابل همکاران آقا بر من فائق آمد... خداوند عاقبت ما را ختم بخیر کند.
هم الفائزون💔❤️