بسم ربی الله
امروز قرار بود ارزیابی سبک باشد و تا قبل از ۱۲ تمام شود.
بماند که بیشترین داوطلبین هم نصیب ما شد.
تماس گرفتم که اگر ممکن است با کمی تاخیر به اتوبوس برسم تا از اتوبوس قم جا نمانم.
تقریبا با یک ربع تاخیر نسبت به اتوبوس رسیدم.
در راه با فاطمه تماس گرفتم که ماشین را مقابل اداره پارک میکنم سوییچ را به نگهبانی میدهم تحویل بگیر و زحمتش را بکش که دست خودت بماند.
به اتوبوس رسیدم
درب نگهبانی بسته بود و نگهبان حضور نداشت
از آقای x ( یکی از همکاران اداری ) خواهش کردم که سوییچ را حین ورود به اداره به نگهبان بسپارند تا عصر ماشین تحویل گرفته شود.
تنها خواهش سپردن یک شیء چند گرمی به نگهبان اداره بود و تمام.
اما پاسخ با لحنی بی ادبانه اینگونه ارائه شد:
_ نگهبان نیست همه تعطیل شدن
من: مگه میشه اداره بدون نگهبان؟ نگهبانی ۲۴ ساعته ست.
_شاید خواب باشه...
شما دیر رسیدی میخوای مشکل پارک ماشینتم من حل کنم؟
با نوع رفتار و لحن بی ادبانه شان کاری ندارم.
توقعی هم نیست.
این تاخیر نباید اتفاق میفتاد که البته با اعتماد به حرف همکاران اینگونه رقم خورد.
اما دلم برای آن ایامی که در اداره خود را برای رفاه حال همکارانشان به آب و آتش میزدند تنگ شده است.
و اکنون منم و عرق شرم بر جبین از شدت خجالتی که بابت رفتار ایشان در مقابل همکاران آقا بر من فائق آمد...
خداوند عاقبت ما را ختم بخیر کند.
بسم ربی الله
دلم میخواست از نقاط قوت #مسیر_معلمی روایت کنم.
حقیقتا ایام و شرایط بگونه های عجیبش میگذرد.
اینبار خستگی غلبه دارد و فرصت اندیشیدن و گفتن نیست.
لذا در حدی که نقد را برای دوستان ارسال کرده ام،
همانرا اینجا هم میگذارم.
ان شاءالله خیر نوشته بشود برایمان.
سلام و احترام
ابتدا عرضی داشته باشم و بعد وارد موارد دیگر بشوم: آغاز هر کلاس با تلاوت آیات بسیار بسیار قابل توجه و مطلوب بود.
خصوصا انتخاب آیات مشخص و مرتبط که خودِ تلاوت آیات جزء مهمی از محتوای دوره بود.
مهم ترین نقطه قوت دوره جوان بودن عوامل و مخاطبین آن بود.همراهی و درک بالا و شور و نشاط اعضا ناشی از رده سنی غالب دوره بود.
از دیگر نقاط قوت مکان برگزاری و نوع چینش برنامه ها بود. البته بهتربود اهتمام بیشتری نسبت به نماز اول وقت وجود داشته باشد ولی در کل نقاط قوت بسیاری را شاهد بودیم.
نکته مهم تر هم اساتید دوره بودند. گرچه فرصت، امکان بسط مباحث را نمیداد، اما حضور دکتر صدیقی بزگوار و گروهِ تحولیِ پا دررکابشان که سالها از محضرشان آموختیم بسیار قابل تقدیر بود.
ادب، احترام و اخلاق بسیار خوب همکارانِ خادم هم قابل توجه و مطلوب بود.
اما در رابطه با زمان برگزاری دوره که البته بسیار قابل درک هست بعد از چالش هایی مثل انتخابات و شرایط اخیر ، طبیعتا هماهنگی آسان نبود، اما با این حال بهتر بود در زمانی که تلاقی با ارزیابی آزمون استخدامی نداشته باشد برگزار شود.
همچنین جای دیگر همکاران نیز بسیار سبز بود و امیدوارم به علت مشغله های خیر و با صحت و سلامت ، توفیق تلمذ در محضرشان را از دست داده باشیم.
و یک موضوع مهمی هم که تقریبا فراگیران دوره هم به آن اشاره داشتند، بحث نوع اطلاع رسانی دوره بود.
به احتمال اگر مدیران مدارس در امر ثبت نام در این دوره به همکاری دعوت میشدند شاید استقبال از برگزاری دوره هم از نظر کمی (تعداد ثبت نامی ها و داوطلبین) هم از نظر کیفی( نزدیکتر بودن نوع دیدگاه فراگیران و تقریب نگرش و دغدغه شان نسبت به یکدیگر) افزایش مییافت.
در کل دوره بسیار عالی، و برای اولین بار واقعا با غلبهی نقاط قوت برگزار گردید.
استفاده کردیم و آموختیم.
از زحمات و الطاف و شکیبایی و سعه صدر شما و همه بزرگواران بسیار سپاسگزارم.
ان شاءالله اگر عمری در دنیا نصیب ما بود حلاوت این زحمات را در لبخند رضایت شما و همه دوستان ببینیم اگر هم عمری نبود و روزیمان نشد، نتایج این زحمات منجر به ظهور حضرتش بشود.
اطاله شد
عذرخواهم
التماس دعا
بسم ربی الله
دلی شکسته و بیتاب و مبتلا دارم
برای دیدن رویت چنین هوا دارم
غمی به دل نشسته مرا از ندیدن رویت
نوایِ آدم بی نایِ بی حوا دارم
مرا نخواهی اگر در غم زمانه و دهر
کسی شبیه تو ای ماه من کجا دارم؟
به ظلمت شب یا به آتشِ افروز
به هر کجا بروم رو به کربلا دارم
عنایت تو مرا بس که این اجابت را
به آسمان الهی همی دعا دارم
کبوتر دل رو به سوی جانان است
که بی پر و بالم ولی قوا دارم
قوای جان من امید وصل محبوب است
به دل امید رسیدن به آن سرا دارم
#بداهه
#زهرا_فرامرزی
#یارالی
Alireza Ghorbani & Hesam Naseri GahMusic.com03 - Cheshmhayash (128).mp3
زمان:
حجم:
6.4M
از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگرچه شکوه شحنه به شاه کردنست
پارسال هر چیزی آماده میکردم با مقواهای محکم و ضخیم آماده میکردم.
بعدش هم میگفتم بمونه برای بعدی ها.
سال دیگه نخوان دوباره انقدر وقت بذارن برای این مسائل.
پ.ن:🙃