eitaa logo
لا ادری/ هیچکس
132 دنبال‌کننده
386 عکس
155 ویدیو
1 فایل
معلم. همین و دیگر هیچ....
مشاهده در ایتا
دانلود
این میزان آرایش را بین عوامل و کادر ارزیابی برنمی‌تابم....
بسم ربی الله دلی شکسته و بی‌تاب و مبتلا دارم برای دیدن رویت چنین هوا دارم غمی به دل نشسته مرا از ندیدن رویت نوایِ آدم بی نایِ بی حوا دارم مرا نخواهی اگر در غم زمانه و دهر کسی شبیه تو ای ماه من کجا دارم؟ به ظلمت شب یا به آتشِ افروز به هر کجا بروم رو به کربلا دارم عنایت تو مرا بس که این اجابت را به آسمان الهی همی دعا دارم کبوتر دل رو به سوی جانان است که بی پر و بالم ولی قوا دارم قوای جان من امید وصل محبوب است به دل امید رسیدن به آن سرا دارم
Alireza Ghorbani & Hesam Naseri GahMusic.com03 - Cheshmhayash (128).mp3
زمان: حجم: 6.4M
از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند این هم اگرچه شکوه شحنه به شاه کردنست
ولی من بجز درآوردن گل و بلبل و ساخت جغد ، استعدادهای دیگه ای هم دارم... دلم میخواد بازرسان پروژه مهر،مدیران ادارات، و همه ی دست‌اندرکارانِ مسبب این احوالات رو به حضرت ملک الموت علیه السلام معرفی کنم.
پارسال هر چیزی آماده میکردم با مقواهای محکم و ضخیم آماده میکردم. بعدش هم میگفتم بمونه برای بعدی ها. سال دیگه نخوان دوباره انقدر وقت بذارن برای این مسائل. پ.ن:🙃
لا ادری/ هیچکس
ولی من بجز درآوردن گل و بلبل و ساخت جغد ، استعدادهای دیگه ای هم دارم... دلم میخواد بازرسان پروژه مه
ولی بازرسان پروژه مهر به گل و بلبل درآوردن های من محل هم ندادن... و از این بابت خوشحالم‌ . این عزیزان را از لیستِ مسببین وضع موجود حذف می‌نماییم. مسئله گویا طور دیگر است.
حاج احمد: هروقت به انتهای افق رسیدی وپرچم را کوبیدی بعد برو استراحت کن.
محمد الحجیرات10360.mp3
زمان: حجم: 10M
سامحینی و هذه آخر کلمة ما بینچ و بینی
_ وقتی قصه زندگیتو مرور میکنم مغزم سوت میکشه. + منم همینطور رفیق. منم همینطور...
بسم ربی الله رهبر عزیزمان در دو مورد از عدد ۲۵ (سال) استفاده فرمودند. یکی در بحث نابودی اسرائیل. یکی هم در بحث تربیت نسل در آموزش و پرورش. ارتباط این دو مسئله با هم غیر قابل چشم پوشی است‌.
بسم الله الرحمن الرحیم در چهار راه، پشت چراغ قرمز ایستاده ام ؛ گوشی را بر می دارم و می روم به مجازستان... چند لحظه بعد که سرم را بر مي دارم می بینم زنی از آن سوی خیابان به سمت ماشین می آید؛ مانتو بلندی پوشیده و کیفی به شانه انداخته و سر به زیر و تسبیح بزرگی که در دست دارد... آرام آرام نزدیک تر می شود و صورتش نمایان تر...حالا از این فاصله می توان ردّ اشک بر گونه هایش را هم دید و از پنجره ماشین صدای نجواهایش را شنید...او دارد گریه می کند و با خدا حرف می زند. چیزی شبیه التماس... او یک مادر است؛ آیا مریضی در بیمارستان دارد یا فرزندش گرفتار است؛ کدام دلهره و نگراني او را چنین پریشان کرده.. نمی دانم... او مادر است... @molavihossein