لا ادری/ هیچکس
بسم ربی الله این ایام ترجمه الغارات را بسیار آهسته خواندم. آهسته تر از کتابهای دیگر. تا اتمام این ک
تا الان تصور میکردم ترجمه الغارات رو اقای پناهیان نوشته
همینقدر با دقت🤦♀ ....
کاش توان وصف تک تک لحظات پیاده روی اربعین با همه ی ابعاد و زیبایی هاش بود...
تو مسیر داشت میرفت
لیوانش از دستش افتاد
برداشتم کمکش کردم
گفت : خدا به بی کسی مبتلات نکنه مادر.
بسم ربی الله
در موکب الشهدا دیدمش
نامش را در ذهن نداشتم
اما چهره اش یادم بود
میگفت من اصلا پیاده روی اربعین را قبول نداشتم
آن پیاده روی شبانهی طرح ولایت و روضه های آن شب مرا تشنه ی اربعینم کرد و آمدم.
و چه خوب که آمدم.
تا بتوانم و عمر داشته باشم هم خواهم آمد...
زیارتت قبول جانِ خواهر.
عمرت بلند و هرسال اربعین روزی قدم هایت.❤️