بسم الله الرحمن الرحیم
رَّبِّ أَدۡخِلۡنِي مُدۡخَلَ صِدۡقࣲ وَأَخۡرِجۡنِي مُخۡرَجَ صِدۡقࣲ وَٱجۡعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلۡطَٰنࣰا نَّصِيرࣰا
بسم ربی الله
کتاب خاورمیانه عصر ظهور را خواندم.
کتاب با نگارش خوب آقای مصطفی امیری و با ترتیب صحیحی پیش رفته است.
حجم کتاب معقول است و زیاد نیست اما باید علاقه به بحث داشته باشید که یک روزه آنرا به پایان برسانید.
بررسی تحولات منطقه و روایت های مختلف پیرامون ظهور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه ذهن را بسیار درگیر میکند.
این کتاب کار تطبیقی انجام نداده و صرفا به تبیین وقایع پرداخته.
و همین امر ذهن را به کوشش بیشتری وا میدارد.
البته نه اجازه ی تطبیق در این امر به ما داده شده و نه اجازه ی اعلام پیش از موعد.
اما همین بس که مسئله ی ظهور ، روز به روز افزون بر گذشته، به عنوان تنها نقطه ی امیدِ ما و عالم بشریت، جهان را به سمت نور پیش خواهد برد.
ان شاءالله.
بسم ربی الله
استادمان میفرمود: اگر بدانید رنج، چقدر برای شما مفید است ، آنرا به بیشترین بها خریدار میشوید.
آره رفیق!
سخته، ولی قشنگه.
هر که بینی ز ره دیده گرفتار دل است
آنکه دل داده و روی تو ندیده است منم
#دهقان_سامانی
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
#شهریار
لا ادری/ هیچکس
بسم ربی الله
استاد دکتر محمدسجاد صیدی ، که با اختلاف واقعا بهترین استاد ما در طول دوران کارشناسی بودند، یک مسئله ای را دائما تاکید داشتند و این بود که زمانی که فردی آسیب دیده به شما مراجعه کرد دو موضوع را حتما در نظر داشته باشید.
اول اینکه او انسان است و بنده ی خداست و مشکل و مسئله اش هرچه باشد عزت نفس او بسیار مهمتر است.
و دوم اینکه در مواجهه با مراجع ، خودتان باشید!
یعنی اگر جایی از اتفاقی که رقم زده است عصبانی میشوید به حد معمول و متعارف حتی حق داد زدن سر او را دارید. اما نه اهل اغراق باشید و نه اهل مسامحه.
قرار نیست برای مراجعتان فیلم بازی کنید که او شما را تایید کند.
صحبت بسیار است اما خلاصه ی کلام اینکه ، دنیا محیط کوچکی است. واقعا کوچک.
نه می ارزد به جنگیدن برای بدست آوردنش نه آنقدر بیهوده ست که به خود اذن خروج از آنرا بدهیم.
دنیا فرصت عجیبی است.
تکرار هم نخواهد شد .
و مهم تر اینکه همه ما انسانیم و همه مان بدون شک سراسر خطاییم . اگر قرار بر مچ گیری و آبروریزی پیرامون مسائل دیگران باشد، دیگر نه طبیب معنا خواهد داشت و نه دارو.
این پیام متعلق به یک مادر است. مادری که چند روز است بخاطر نگرانی فرزندش نخوابیده.
اما بیشتر از اینکه از خطای فرزندش عذاب بکشد، از قضاوتها و رفتار اطرافیان در عذاب است.
او بسیار نگران است.... بسیار زیاد.
بسم ربی الله
مدارس و دانش آموزان و معلمان ،همه و همه در حال آماده شدن برای ورود به سال تحصیلی جدید هستند.
اما این میان،
دلم در کنار آن دانش آموز باصفای روستایی، که در دور ترین نقاط ،شاید تصورش زمین تا آسمان با تصور ما متفاوت از آغاز مهر است، بیتوته کرده...
راستی!
آغاز سال ،
بدون تو؟
آن روز، آن لحظه، تو کجا خواهی بود؟
شعرهای شاعرِ در پاییز عاشق شده را به یاد داری؟
پاییز و شعر هستند،
تو را کجا بیابم؟
من دلم میخواست نسبت به تبلیغات انتخاباتیم پشیمان بشوم،
دلم میخواست در برابر آقای پزشکیان شرمنده بشوم ،
حتی تا پایان عمر بخاطر قضاوت اشتباه ایشان مدیونش بمانم،
اما حداقل او و روند ریاست جمهوری اش طبق پیش بینی های ما پیش نمیرفت...
...