تمام امروز رو سر کردم
که بعدش سر راه بیام جایی که قراریه بر همه ی بی قراری ها.
هیچی رفیق.
ماشین خراب شد.
موند کانون.
🙃
به تمسخر گرفتن مردم ،
دقیقا زمانیه که طرف میشه رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان تو کلانشهری مثل اراک.
با انواع حیله ها رای میارن
حسابی که راه باز میشه و جاده هاشون صاف،
میبینن اوضاع خراب شده و خوبه یه ماهیگیری درست حسابی داشته باشن و یه فتنه هم دست و پا کنن
مجددا از جهل مبارک مردم سوءاستفاده میکنن و علی الظاهر خودشون رو متعجب و مخالف نسبت به اتفاقات کنونی نشون میدن.
از هیچکس شرم ندارید، طبیعیه.
از خدا بترسید...
واقعا ما الان در نقطه ای از تاریخ هستیم که بعدا تمام وقایعش تو امتحان میاد و همش مهمه...
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی عمر زندهام من و این بس عجب مدار
روز فراق را که نهد در شمار عمر
حافظ
بسم ربی الله
تازه کتاب "باردیگر شهری که دوست میداشتم" را آغاز کرده بودم به خواندن، که کتاب "موهبت اختلاف" به دستم رسید.
سفارش بسیاری شده بود به خواندن کتاب.
با خود گفتم در اولویت بعدی باشد تا قلم نادر ابراهیمی به پایان برسد.
یکدفعه کار اوج گرفت.
در اداره،
در هیئت
حتی در زندگی یکی از دوستان اختلافات نمایان شد.
گویا وقت خواندن موهبت اختلاف بود نه کتاب دیگری.
اولویت را تغییر دادم.
البته کمی سرعت کتاب خواندنم با "موهبت اختلاف" کاهش پیدا کرد.
آرام تر باید خوانده میشد و دقیق تر.
اما لازم بود.
تک تک کلمات دکتر صیدی(استاد دوران کارشناسی ام در کرمانشاه) در مقابل چشمانم ظاهر میشد.
گویا این کتاب را پیش از اینکه بخوانم در کلاسهای ایشان آموختهام.
کمی که دقت میکنم ، خیلی از افرادی که تجربه های گران سنگ و تلاطم های شدیدی در زندگی اجتماعیشان داشته اند، گویا هزاران بار موهبت اختلاف خواندهاند.
زندگی تشکیلاتی آنها را ساخته است.
و چه تعارضاتی که به فرصت های ناب میتواند تبدیل شود اگر موهبت اختلاف را بخوانیم و بدانیم.
از استاد ارجمند جناب آقای دکتر مولوی سپاسگزارم از معرفی و پیشنهاد این کتاب ارزشمند.
@molavihossein