eitaa logo
🌍لبیک یا مهدی عج🌏
1.7هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
10هزار ویدیو
21 فایل
سلام برمهدی موعود‌(عج)،ودرود برشما منتظران ظهور🙏 خوش آمدید 🌹🌹🌹 ارتباط با ادمین : @rezazadeh_joybari تبلیغات: @tablighatch
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷روزتون ‌معطر به ‌عطر صلوات بر محمد و آل محمد (ص)🌷 💜اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي 💚مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد ❤️وَعَجِّل‌فَرَجَهُــم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿 بسم الله الرحمن الرحیم ✨آغاز کنم به نامت 🌸ای حضرت دوست ✨هر آنچه شود 🌸به نامت آغاز، نکوست ✨دفترچه‌ٔ عشق را اگر بگشاییم 🌸سطر از پی سطر، ✨آیتی از تو در اوست ✨سلام 🌸صبح زیباتون بخیر 🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿 ‍ ‍ بسّم الله الرحمن الرحیم کلام نور: سوره مبارکه بقره آیه 86 أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآَخِرَةِ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ اينها همان كسانند كه آخرت را به زندگي دنيا فروخته اند لذا در مجازات آنها تخفيف داده نمي شود و كسي آنها را ياري نخواهد كرد 🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿 سلام مهدی جانم پلکی بزن مولا! که ایمان جان بگیرد تا در زمین، بارانی از قرآن بگیرد ای مهر عالمتاب خوبی! جلوه گر شو تا عشق در روی زمین سامان بگیرد پلکی بزن تا دشت‌ها گندم برقصند بوی طراوت بشکفد، باران بگیرد پلکی بزن تا غنچه‌ها شبنم بخندند باغ از بهار خنده‌ی گل، جان بگیرد پلکی بزن تا ریشه‌های شب بخشکد تا صبح صادق، عمر جاویدان بگیرد ایمان به فصل سرد؟ هرگز، تا تو هستی هرگز مبادا فصل یخبندان بگیرد از دیو و دد، مولا! ملولم، جلوه گر شو تا زندگی بوی خوش انسان بگیرد مولا! بهار خنده‌ات را منتشر کن تا فصل سرما در زمین پایان بگیرد اللهم عجل لولیک الفرج 🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿 حدیث نور: 🌷 امام هادی(علیه السلام) فرمودند : ✍ بی نیازی و ثروت آن است که آرزویت کم باشد و به آنچه برایت بس است راضی باشی. 📖 الدرةالباهرة ، ج۱ ، ص۴۲ 🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿 🤲خدﺍﻭﻧﺪﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﮕﯿر: ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭﯼ ﻭ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ می گیرﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﭘﺎﮐﯿﻢ ﺭﺍ... ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﺍﺭﺗﻘﺎﺀ ﺑﺒﺨﺶ:ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺻﺒﺮ ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ مى كند ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ مى كند ... ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﻣﺒﺘﻼ ﻧﮕﺮﺩﻡ:ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﯽ ﮐه ﺍﻭﻟﯽ ﭘﺎﮐﯽ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ مى گيرد ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﺍ ... 🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿 🌹🌿باشهدا: فرازی از وصیت نامہ شهید غلامرضا پروانه ●معبودا، سرورا، به علت تعهدی که دارم به تو متوسل می‌شوم و به حرمت قرآن، به تو تکیه می‌زنم و به محمد مصطفی(ص) از تو شفاعت می‌طلبم و آرزو دارم اگر شهید شدم، همانند شهیدان گمنام، پیکرم در بیابان‌ها بماند و در میدان جنگ به خاک سپرده شود. خداوندا! می‌خواهم غریب شهـید شوم و می‌خواهم که در این بیابان بمانم تا به کربلا نزدیک‌تر باشم» فرماندهٔ گردان‌رعد لشگر ۵ نصر 🌷 شهدا روحتان شاد،روحمان با یاد شما شاد،راهتان پر رهرو باد.آمین جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا صاحب الامر(عج)آن امام عزیز وغریب،منجی دلهای خسته ولی امیدوار،مهدی موعود وشادی ارواح مطهر شهدا صلوات اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم. 🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
این صدا و طبیعت خدا روح آدمو نوازش میکنه😍 🌷الهی هیچ وقت 🌷گـل خنده 🌷از روی ماهتون کم نشه 🌷الهی همیشه سلامت باشید 🌷الهی همیشہ زیبـاتـرین 🌷تقدیرها نصیبتون باشه 🌍لبیک یامهدی (عج)🌎 🌸 @labeik_ya_mahdi
✅ در زمان غیبت باید چنین باشیم 🌸امام باقر علیه السلام فرمودند: اِصبِروا عَلي اداء الفَرائضِ، وَ صابِروا عَدُوُّكم ، وَ رابِطوا امامَكمُ المُنتَظَر 🌸صبر كنيد برگزاردن احكام شرع و شكيبايی ورزيد در برابر دشمنتان و آماده و حاضر باشيد برای امامتان كه در انتظار او هستيد. 📚الغيبه للنعماني ص ۲۷ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وعَجِّل فَرَجَهم وفرجنا بهم 🌍لبیک یامهدی (عج)🌎 🌸 @labeik_ya_mahdi
❤️ مهدی نظری به ما عنایت کن مارا به صراط خود هدایت کن مهدی! اگر از منتظرانت بودیم چون دیده ی نرگس نگرانت بودیم با این همه روسیاهی و سنگدلی ای کاش که از همسفرانت بودیم 💚 💚 🌍لبیک یامهدی (عج)🌎 🌸 @labeik_ya_mahdi
💚 🌼«صبحم» شروع می شود ✨«آقا به نامتـان » 🌼«روزی من» همه جـا ✨«ذکـر نـامتـان» 🌼صبح علی الطلوع ✨«سَلامٌ عَلی یابن الحسن» 🌼مـن دلخـوشـم بـه ✨«جـواب سلامتـان» ...!!❤️ السلام علیڪ یا اباصالحَ المهـدی 🌼 *📛انتشار وکپی برداری مطالب گروه بادرج کامل لینک، مورد رضایت ماست به جمع مابپیوندید 👇 🌎مجموعه گروههای نفوذسیاسی📛وبصیرت انقلابی🇮🇷 https://eitaa.com/joinchat/3587965022C526f837d0d 🌍لبیک یامهدی (عج)🌎 🌸 @labeik_ya_mahdi
🌺همین که خدا هست، 🌸کافیست 🌍لبیک یامهدی (عج)🌎 🌸 @labeik_ya_mahdi
🔺او می آید 👈قسمت اول / جشن عروسی ... 🌷🌷🔰🔰🔰🔰🔰🌷🌷 شیشه های ظریف و خوشرنگ مخصوص را که برای میهمانی های پرشکوه آماده می سازند، از انبار بیرون آورده اند. 👈خدمتگزاران قصر قیصر با ظرافت و دقّت بسیار، ظرف ها را گردگیری کرده و اکنون آنها را پر از نوشیدنی ساخته اند. نوشیدنی هایی با رنگ و بو و طعمی متفاوت با همدیگر. در سرتار تالار مخصوصِ جشن، شمع هایی عنبرآلود را درون تشتهای مخصوص گذاشته اند، شمع هایی که هر کدام ده ها کیلو وزن داشته و چندین شب بیدار خواهند ماند، تا به این تالار عظیم، روشنایی بخشند و فضا را با سوختن خود، عطرآگین کنند. بساطی که برای پذیرایی از میهمانها گسترده اند، بر کرسی هایی مخصوص قرار دارد، کرسی هایی با روکش طلاکاری شده و پایه هایی از جنس عاج ناب فیل! 🔴🔵🔴🔵 سینی هایی از جنس نقره بر کرسی ها گذاشته اند، سینی هایی بسیار بزرگ که در داخل هر کدامشان، مجسمه هایی کوچک از فیل، زرافه، شیر و مانند آن قرارداده اند، که جنس آن از طلا و نقره است. رسم اینگونه می باشد که قیصر این جواهرات گرانبها را بعد از پایان مراسم جشن میان میهمانان تقسیم کند. ❇❇❇❇❇ پانصد غلام سفید رو و زیبا چهره که همگی سینی های طلا در دست خواهند داشت مامور هستند که خورد و خوراک میهمانها را به آنها برسانند و پانصد غلام دیگر، با سینی های نقره ای باید ظرف های غذا و شیشه های نوشیدنی را که خالی می شوند از تالار خارج سازند. ⚜⚜⚜⚜⚜⚜ میهمانان به نسبت احترام و درجه ای که نزد قیصر روم دارند، بر کرسی ها می نشینند. قیصر بر صندلی مخصوص خویش که در مرکز تالار قرار دارد، جلوس خواهد داشت. تخت ویژه ای که برای نشستن عروس و داماد آماده کرده اند، در سمت راست او قرار دارد و میهمانان به نسبت مقام خود از سمت چپ قیصر جاهای نشستن را پر خواهند ساخت. 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 همه چیز قصر، پرشکوه است، پرشکوه! قیصر روم برای چنین میهمانی هایی که گاه گاه ممکن است پیش بیاید از هیچ نوع خرجی، چشم پوشی نکرده است؛ میهمانان جشن انتخاب و گلچین شده اند: ⚡️سرداران لشکر و صاحب منصبان سپاه روم، بزرگان حکومتی کارگزاران دور و نزدیک شهرها و سرزمین هایی که در تسلط حکومت روم می باشد، اشراف روم و ثروتمندانی که هدایا و پیشکش های استثنایی به دربار فرستاده اند، بیشترین تعداد را که چهارهزار میهمان می باشد تشکیل می دهند... 🌸🌸🏵🌻🌻 روز موعود فرا می رسد و سرانجام تالار به ازدحام و هیاهوی مردان و زنان رومی تسخیر شده و جشن شروع می شود. 🔹🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔹 عروس و داماد چه کسانی هستند؟ ☘☘عروس، دختر یشوعا و نوه ی قیصر روم است. این عروس احترام و عظمتی بی همتا در میان مردم مسیحی روم را دارا می باشد و روحانیون مسیحی نگاهی فراتر از یک شاهزاده خانم رومی بر او دارند. ✨✨✨🌟🌟🌟🌟🌟✨✨✨ دلیل این امتیاز ویژه چیست؟ شاهزاده خانم رومی که امشب به خانه بخت خویش خواهد رفت، از نسل شمعون بن صفا -وصیّ حضرت عیسی- می باشد. دختری پاکیزه و نیکو خلق و نیک اندیش که ریشه در تبار یاران عیسی مسیح دارد... داماد نیز یکی از شاهزادگان روم است؛ برادر زاده ی قیصر روم که بسیار مورد توجه و محبّت قیصر قرار دارد التهاب و هیجانی که بر تمام حاضران در تالار حاکم می باشد، با ورود عروس و داماد به اوج خود می رسد... ⏪⏪⏪ ادامه دارد... برگرفته از کتاب او می آید/ رضا شیرازی/انتشارات پیام آزادی ➖➖➖➖➖➖➖ 🌍لبیک یامهدی (عج)🌎 🌸 @labeik_ya_mahdi
🔺او می آید ‼️‼️دوستان با کلیک بر روی هشتگ های بالا می تونید قسمت های قبلی را بیابید👆👆 ‼️‼️ 👈قسمت دوم/ جشن عروسی ... ⚜⚜⚜⚜🔰🔰🔰🔰⚜⚜⚜⚜ 💢شاعران، سخنگویان، روحانیون، ورزیدگان در کار هنر و احساس، لحظه ها را؛ ذرّه ذرّه اش را، در ذهن و روح خود فرو می بلعند، تا همه چیز و تمامی دقایق حوادث را به خاطر بسپارند، تا روزها و روزها، یافته های فکر خویش را برای غایبان در این جشن بازگویند. هر کس به زبان خود و با هنری که در نزد خویش دارد، حرف ها خواهد زد. 🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻 شاید بعضی از آن مردم، درک کرده باشند که در این میهمانی، چیزی عجیب و غیرعادی وجود دارد. چیزی که می توان فقط آن را احساس کرد؛ نه اینکه بر زبانش آورد. یک احساس گنگ و مبهم که گاهی می آید، اما چهره نمی نمایاند. فقط خودش را بر قلب و روح آدمی مسلّط می سازد. 🔵🔴🔵🔴🔵🔴🔵🔴 آن وقت، آدم می بیند که در یک جریان غمگینانه، نمی تواند اندوهگین باشد یا در مجلسی که به شادمانی برپا داشته اند، در چنین شبی که همه چیز برای شادمانی و سرور برپا گشته است، شاید بتوان صداهایی را شنید، صدایی همچون آوای فرشتگان، ندایی غیبی که بر دریچه دل می کوبد و با دل سخن می گوید. بعد، دل است که چشم گشوده و به همه چیز و همه جا می نگرد. نگرشی دگرگون با هر آنچه چشم سر می بیند. آن همه زیور و تزیین شگرف تالار انگار به هیجان آمده و خروش برداشته اند. ذرّات نور، از زمین پرکشیده و به سوی سقف بلند تالار می روند. عودهای معطّر، انگار دارند تندتر می سوزند. 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸 ناگهان اتفاق می افتد! ذرّات، همه بر جای خود خشک شده اند و آدم ها بی هیجان، بدون فریاد و قهقهه، عاری از هرگونه حرکت و جنبش، سراپا چشم؛ با تمامی وجود، چشم شده اند که آن واقعه روی می دهد. ⁉️⁉️⁉️‼️‼️‼️⁉️⁉️⁉️ کدام واقعه؟! لرزه ی ستون ها و دیوارهای کاخ! لرزیدن زمین! زلزله روی داده است، زلزله! ◀️زمین بر خود می لرزد؛ آنچنان که هر چه را بر خود نهفته دارد، واژگون می سازد! ◀️دست هایی؛ دست هایی بزرگ و معجزه گر که بر این پیوند راضی نیست همه چیز را بر هم می ریزد! ◀️همگی مردان تالار بر زمین می افتند. بزرگترها و کوچکترها، همه و همه در اطراف قیصر به زمین افتاده اند. ◀️روحانیون مسیحی که همگی پاره هایی از انجیل در دست داشته و به مراسم دعای پیش از عقد مشغول بودند، اینک با صورت بر این نوشته ها افتاده اند. ◀️قیصر، ترسان و حیران از چنین اتفاق غیر منتظره ای، با چشم های از حدقه بیرون زده، هر سو را به نگاه می کاود. ⏪⏪⏪ ادامه دارد... برگرفته از کتاب او می آید/ رضا شیرازی/انتشارات پیام آزادی ➖➖➖➖➖➖➖ 🌍لبیک یامهدی (عج)🌎 🌸 @labeik_ya_mahdi
🔺او می آید ‼️‼️دوستان با کلیک بر روی هشتگ های بالا می تونید قسمت های قبلی را بیابید👆👆 ‼️‼️ 👈قسمت سوم/ شب چهاردهم ... ⚜⚜⚜⚜🔰🔰🔰🔰⚜⚜⚜⚜  بسم الله الرحمن الرحیم 💢بزرگ روحانیون مسیحی چهره ای عبوس و گرفته دارد. او نزدیکترین فرد به قیصر است و زودتر از دیگران خود را به او می رساند قیصر با لبهایی که لرزه دارد و نگاهی که انگار بر سنگ خشم آورده تا آن را به بترکاند و فروپاشد چشم به او می دوزد. بزرگ روحانیون در مقابل قیصر زانو زده و صلیبی را بر سینه خود رسم کرده و به کلامی آرام می گوید: از این حادثه بدی و نافرجامی کار مشاهده می شود امید است که قیصر روم اکنون از جاری ساختن خطبه عقد منصرف شوند تا در کار این واقعه بی سابقه تحقیق نمایند. قیصر که به گفتار روحانیون اعتقاد دارد این سخن را می پذیرد اما از سوی دیگر میل دارد تا به هر شکلی خاطره چنین شبی را در افکار و اندیشه میهمانان خود شیرین و دلنشین به یادگار گذارد؛ پس به کلامی که حیرت را در خود نهفته دارد می پرسد: کدام یک از آن دو نفر را بر تخت نحوست شومی سوار می‌بینید عروس یا داماد را؟؟!! بزرگ روحانیون سر پایین می‌اندازد و دقایقی به اندیشه مشغول می شود: عروس؟! او که ریشه در چنان اصالت پاک و برجسته ای دارد؟؟! نه... نه... بر او چگونه میتوان شک برد! داماد؟! مردی که وابسته به خانواده سلطنتی است و این امتیازی بزرگ برای او به حساب می‌آید اما با تمام شایستگی هایش این داماد شایسته چنان عروسی نیست. بزرگ روحانیون وقتی سر بالا می آورد نیم‌نگاهی به داماد دارد قیصر روم نحسی داماد را باور می‌دارد. باید بر چنین نحوستی که پدیدار گشته است غالب آمد. مردی دیگر که شایستگی ازدواج با دختر  یشوعا را دارد در ذهن‌ها جستجو می شود و سرانجام یافته می شود: برادر داماد؛ او هم برادرزاده دیگر قیصر است و ویژگی‌های خاص خویش دارد. شاید غفلتی شده باشد؛ ممکن است اشتباهی پدید آمده است. کسی چه میداند این برادر! او ممکن است شایسته عروس ما باشد. قیصر روم، تحت تاثیر اندیشه های اطرافیان خویش چنین دستور می‌دهد: 🔻🔻🔻🔻🔻🔻 - دست به کار شوید و همه چیز را بر جای خودش قرار دهید تا فرمان ما صادر شود. خدمه و کارکنان تالار جشن کارهای عادی خود را رها ساخته و به بازسازی آنچه واژگون شده است می‌پردازند. هنوز فرمان تازه قیصر راجع به داماد جدید در گوش روحانیون مسیحی جاری نگشته است که بار دیگر جنبش آغاز می‌شود. تالار جشن این بار تکان شدید بر خود می بیند. دنیای پر هیاهو و شادمانی که یک بار دیگر میل آغاز دارد به بیابانی از وحشت و حیرت بدل می‌شود. 🔰🔰🔰🔰🔰🔰 چراغ های عودسوز و شمع‌های عطرآگین خاموش می شوند. فریاد ترس و گریز مهمانان در دود غلیظی که نفس ها را تنگ ساخته است، می پیچد. شعله مرده چراغ ها همچنان دود می‌کنند. ظرف های غذا و جامهای نوشیدنی که در زیر دست و پای مردم افتاده است تعادل و حرکتی را اگر باشد، بر هم می‌زند. چهره ها مشخص نیست. آنچه دیده می شود، تاریکی و سایه است که روی زمین بر هم می غلتند. چه کسی را می توان محکوم دانست؟! این پرسشی است که جان قیصر را به درد آورده است اما او هر چه بیشتر می اندیشد کمتر می یابد. حادثه ای که پدید آمده است، کاملاً بی سابقه بوده و از میدان تجربه و دانش دانشمندان رومی بیرون می باشد. بر همین اساس است که نمی‌توان فکر را بر کسی یا چیزی خاص، متمرکز ساخت... اکنون، از آن واقعه هولناک ساعت ها میگذرد. ساعتی هم از رفتن مهمانان گذشته است. خدمه و کارکنان تالار جشن، خسته و سر در لاک خویش به کار جمع‌آوری و مرتب کردن چیزهایی مشغول هستند که بر زمین پخش و پلا گردیده است. قیصر که همچنان سر به گریبان خویش دارد، افسرده و غمگین بر تخت خویش نشسته است. کسی را یارای آن نیست تا در چنین دقایق پرتشویشی، با او همدم شود و سخن گوید. عروس، دختری خلیده در دگر گونی بی‌سابقه‌ای که روح او را به یکباره تسخیر کرده است، به اتاق خویش پناه می برد و در تنهایی خود گم می شود و انتظار می برد تا خواب چه هنگام از راه فرا رسد. ⚜⚜⚜⚜⚜⚜   شب چهاردهم چهارده شب میگذرد. از آن شبی که واقعه هولناک روی داد، زمین لرزید، تخت قیصر روم و میهمانان جشن عروسی واژگون شد و همه چیز به هم ریخت چهارده شب میگذرد. دختر یشوعا در همان شبی که واقعه اتفاق افتاد خوابی عجیب دید: عیسی با شمعون و تعدادی دیگر از حواریون ابتدا پیش او آمدند. آنگاه منبری به شفافی نور و از جنس ناب ترین و مصفاترین بلورها را در میان تالار جشن بر زمین نهادند. دیوارها را از میان برداشته بودند ➖➖➖➖➖➖➖ 🌍لبیک یامهدی (عج)🌎 🌸 @labeik_ya_mahdi