اونجایی که چاووشی آهنگشو با « تو هم از روی من رد شو..» شروع میکنه، اون «هم» بیشتر از هرچیزی سینه آدمو میسوزونه.
داره میگه همه رد شدنا ولی انتظارم از تو این نبود!
مرغ آمین،درد آلودیست، کآواره بمانده
رفته تا آن سوی این بیداد خانه
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری
نه سوی آب و دانه
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده...
_ نیما یوشیج
دلم به بوی تو آغشته است، سپیده دمان
کلمات سرگردان برمی خیزند و
خواب آلوده دهان مرا می جویند
تا از تو سخن بگویم
کجای جهان رفته ای؟!
نشان قدم هایت
چون دان پرندگان
همه سویی ریخته است
باز نمی گردی، می دانم
و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی
به پاره یخی بدل خواهد شد
_شمس لنگرودی
«گل سرخم چرا پژمرده حالی؟
بیا قسمت کنیم دردی که داری
که تو کوچک دلی، طاقت نداری...»
_باباطاهر
گر جان عاشق دم زند
آتش در این عالم زند
وین عالم بی اصل را
چون ذره ها بر هم زند
_مولوی
ظرف ها را شست ،
چراغ آشپزخانه را خاموش کرد
همه چیز مرتب بود بجز افکارش
فکرها،فکر ها...
مجالِ زندگی کردن به او را نمی دادند.