11.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقین🌷
🌐حقالناسی که گردن شهید مدافع حرم بود
💢ایمان عبدالمالکی در تجربه کما با شهید امین کریمی از شهدای مدافع حرم دیدار میکند.
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقین🌷
🌹دوم فروردین ولادت شهید سردار سبزعلی خداداد
💐متولد روستای هکته پشت، شهرستان بابل
🌿فرمانده تیپ مالک اشتر مریوان، گردانهای مسلم و انصار لشکر ۲۵ کربلا در دوران دفاع مقدس به علی چریک معروف بود.
برادران عزیزم! قدر این رهبر را بدانید همیشه و در همه حال مطیع امر رهبر باشید و فرمانشان را با جان و دل پذیرا باشید، سرپیچی از دستورات ایشان سرپیچی از دستورات امام زمان عجل الله تعالی فرج الشریف است و خداوند از این امر راضی نیست و امت اسلامی باید رهبر داشته باشد چونکه بدون رهبر و بدون هادی از هم خواهد پاشید.
بخشی از وصیت نامه
🌹شادی روح امام و شهدا صلوات
🌷لاله های روشن 👇🏼
┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄
https://eitaa.com/lalahayroshan
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقین🌷
🌹دوم فروردین شهادت شهید محمدرضا ارفعی
هنگام شهادت ۲۲ سال بیشتر نداشت و در اوج رشادت و جوانی شهد شیرین شهادت را نوشید و آسمانی شد.
💢معاون تيپ جواد الائمه و قائم مقام شهيد برونسي بود.
🕊در جبهه، شهيد برونسي در يکي از سخنراني هايش وقتي غمناک از يک پيشامد ناگوار نظامي سخن مي گفت، دردمندانه مي ناليد که اگر ده نفر مثل ارفعي داشتم، مشکلي نداشتم.
💠خواهر شهيد:
به دليل شدت جراحات، پزشکان اجازه نمي دادند محمد رضا آب بياشامد.
من با باندي خيس لبهاي خشکيده را مرطوب مي کردم. شدت عطش وي باعث مي شد که باند خيس را با ولع بمکد.
🔹گفتم: انشاالله به زودي معالجه خواهي شد و هر چقدر خواستي مي تواني آب بخوري.
🔸با خنده گفت: فردا به من آب خواهند داد!
🌿گفتم: فردا که نه، ولي به زودي با بهبودي جراحات مي تواني هر نوع آشاميدني که بخواهي يبخوري.
🕊با جديت گفت: باور نمي کني، به ولاي علي فردا من سيراب خواهم شد!
🕯من در آن لحظه نتوانستم به مفهوم کلام وي پي ببرم ولي روز بعد که براي ديدنش به بيمارستان رفتم و با پيکر بي جانش رو به رو شدم، دريافتم که خبر شهادت و سيراب شدنش، توسط ائمه به وي الهام شده بود.
🌹شادی روح امام و شهدا صلوات
🌷لاله های روشن 👇🏼
┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄
https://eitaa.com/lalahayroshan
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقین🌷
☀️کامل شدن دین و شهادت آرزوی بسیاری از رزمندگان در دوران دفاع مقدس بود.
آنها با پیروی کامل از دستورات الهی، زندگیشان را بر پایه معنویت و پاکی بنا میکردند
و همین مسیر درست راه رستگاری و سعادتمندی را نشان شان میداد.
🌷لاله های روشن 👇🏼
┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄
https://eitaa.com/lalahayroshan
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقین🌷
میخواست هنگام شهادت سرش بر دامان امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد
🌹شهید یک سال قبل از شهادت تشکیل زندگی داد و برای ازدواجش دلایل محکم و مهمی داشت.
🔶بیبی بتول نعمتی، دلیل ازدواج پسرش را اینگونه روایت میکند:
«با اینکه مدام به جبهه میرفت، خیلی اصرار داشت تا ازدواج کند.
🏷روزی یکی از اقوام به او گفت:
«شما با این حضور دائمت در جبهه، معلوم نیست عمری طولانی داشته باشی... آن وقت میخواهی داماد شوی؟»
🌼🌺محمدرضا جواب داد: «شهیدی که متأهل باشد در لحظه شهادت، سرش بر دامان امیرالمؤمنین (ع) خواهد بود؛ در حالی که شهدای مجرد، فقط موفق به رؤیت آقا میشوند.
🏷میخواهم بعد از شهادت، سر بر دامان مولایم بگذارم.»
تازه آن وقت بود که دلیل اصرارش را فهمیدم.»
🌹شادی روح امام و شهدا صلوات
🌷لاله های روشن 👇🏼
┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄
https://eitaa.com/lalahayroshan
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقین🌷
🌹دوم فروردین سالروز شهادت شهید حسین میزانچی
💠احترام به والدین در سیره شهید
با خانواده پدر شوهرم در یک خانه دو طبقه زندگی می کردیم. حسین که از سر کار می آمد اول می رفت طبقه بالا سری به مادرش می زد و از او احوال پرسی می کرد بعد به خانه خودمان می آمد.
💠خانواده داری در سیره شهید
ماه رمضان بود. یک ساعت بعد از اذان آمد خانه. هنوز تشنه و گرسنه بود . نشست کنار سفره افطار و روزه اش را باز کرد. حتی در چنین شرایطی هم بدون خانواده چیزی نخورده بود
💠حمایت از انقلاب و اسلام
تازه زایمان کرده بودم که دیدم حسین میزانچی دوباره ساکش را بسته. با التماس گفتم:
اگه می شه الآن نرو. بذار بچه مون یک مقدار بزرگ بشه.
نه ما سرباز امامیم. اگه ما نریم کی بره جبهه؟
🌹شادی روح امام و شهدا صلوات
🌷لاله های روشن 👇🏼
┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄
https://eitaa.com/lalahayroshan
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقین🌷
🌹شهید هادی جعفری
☀️تولد: سه فروردین ۱۳۶۵
🌺شهادت: سه فروردین ۱۳۹۴
💠احترام به پدر و مادر در سیره ی شهید:
🌿می گفت برای من خیلی مهم است که شما احترام پدر و مادرم را حفظ کنید.
خیلی به پدرو مادرش احترام می گذاشت. هروقت که خسته از شهر دیگری که دانشگاهش بود بر می گشت تا پدرو مادرش کاری را می گفتند همانجا روی پله کیقش را می گذاشت و می رفت دنبال کاری که خواسته بودند.
💐دو روز بعد از مراسم عروسی، راه افتادیم به سمت تهران و از زمانی که حرکت کردیم از خانه خودشان تا خانه پدرم برسیم، و خداحافظی کنیم، آقا هادی گریه میکرد،
🔻به او گفتم: من که تک دخترم گریه نمیکنم شما چرا اینقدر ناراحتی؟
🔺گفت: «من خیلی به پدر و مادرم مدیون هستم میترسم نتوانم ذرهای جبران کنم و در خدمت آنها باشم.»
🌹شادی روح امام و شهدا صلوات
🌷لاله های روشن 👇🏼
┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄
https://eitaa.com/lalahayroshan