😘وقتی میخوای نشون بدی کسی یا چیزی برایت فوقالعاده خاص و قابل احترامه، میتونی از این جملهها استفاده کنی:
✅ I admire you so much.
😘(من خیلی تحسینت میکنم.) – وقتی واقعاً به کسی افتخار میکنی.
✅ You inspire me every day.
😘(تو هر روز به من الهام میبخشی.) – نشوندهنده اینکه حضور یا کارهای طرف مقابل برات انگیزهبخشه.
✅ You have a heart of gold.
😘(تو قلبی به پاکی طلا داری.) – وقتی میخوای مهربونی و بزرگی کسی رو توصیف کنی.
˚₊‧☕ کــافــه زبــان | Language Café 🤎
↳ @language_cafe ✨
🔂 *واژه ی Cold به معنای سرد . یعنی دمایی که برای ما آزاردهنده و غیرقابل تحمله .
✅مثال :
🔻I'm cold . / I feel cold .
سردمه / احساس سرما میکنم .
🔻Do you feel cold ?
سردته ؟
🔻It's really cold outside .
بیرون واقعا سرده .
🥶معانی دیگر واژه ی Cold :
♦سرماخوردگی . مثال :
🔻I have a cold .
سرماخوردم .
♦سرد ، بی احساس . مثال :
🔻John stared into her cold eyes .
جان به چشمانِ سردِ او خیره شده بود
˚₊‧☕ کــافــه زبــان | Language Café 🤎
↳ @language_cafe ✨
🍔 *وقتی میری کافه رستوران خارجی اینا رو باید بلد باشی:
⭐️I'm famished
وای چقد گشنمه
⭐️Dig in
بزن به بدن
⭐️Grab a bite
یه لقمه بخور
⭐️Help yourself
از خودت پذیرایی کن
⭐️Could you wrap it for me?
میشه بقیشو برام پک کنی؟
˚₊‧☕ کــافــه زبــان | Language Café 🤎
↳ @language_cafe ✨
رایجترین Time Expressions برای سؤالهای How often:
• Every day = هر روز
• Every week = هر هفته
• Every month = هر ماه
• Every year = هر سال
• Every morning = هر صبح
• Every afternoon = هر بعدازظهر
• Every evening = هر عصر / هر شب
• Every night = هر شب
• Every Monday = هر دوشنبه
• Every weekend = هر آخر هفته
• Once a day = روزی یکبار
• Twice a day = روزی دو بار
• Three times a day = روزی سه بار
• Once a week = هفتهای یکبار
• Twice a week = هفتهای دو بار
• Three times a week = هفتهای سه بار
• Once a month = ماهی یکبار
• Twice a month = ماهی دو بار
• Once a year = سالی یکبار
• Twice a year = سالی دو بار
• Always = همیشه
• Usually = معمولاً
• Often = اغلب
• Sometimes = گاهی
• Seldom = بهندرت
• Rarely = بهندرت
• Never = هرگز
˚₊‧☕ کــافــه زبــان | Language Café 🤎
↳ @language_cafe ✨
🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩
🔔واژگان 🔤
⭐Mismanage 😖
◀️ بد اداره کردن، بد مدیریت کردن
✅ فعل mismanage یعنی یه کار یا موقعیت رو درست و مؤثر کنترل نکردن. این میتونه دربارهی پول، زمان، منابع یا حتی یه پروژه باشه. معمولاً نتیجهش فاجعهست
◀️مثالها:
1️⃣ The company mismanaged its funds and went bankrupt. 💸
شرکت پولهاشو بد مدیریت کرد و ورشکست شد.
2️⃣ He mismanaged the whole situation and made it worse. 😤
کل اوضاع رو بد اداره کرد و بدترش کرد.
3️⃣ They lost the game because the coach mismanaged the team. ⚽️
بازی رو باختن چون مربی تیمو بد مدیریت کرد.
˚₊‧☕ کــافــه زبــان | Language Café 🤎
↳ @language_cafe ✨