«همیشه تک و تنها بود. حالا هم ایستاده بود آنجا و انگار خودش هم نمیدانست دقیقاً چه میخواهد. شبیه آدمی بود که راهش را گم کرده.»
بعد از خوندن از لیوتالستوی ، داستایفسکی و صادق هدایت الان هیچ امیدی به زندگی ندارم و حس میکنم زندگیم اخراشه .