دوست داشتن آدمها یعنی خواستن اونها به همون شکلی که واقعا هستن، تیره، زیبا، زخمی، ادامه دهنده، شکسته.
متوجه نمیشم چرا انقدر دوست داشتن و دوست داشته شدن، سخت و پیچیدهست. بچه که بودم فکر میکردم کافیه که فقط یک قلب داشته باشی. چیه این حسابوکتاب و وزن کردن و شک و تردید و ترس و جنگ بزرگسالی
از آدما چون دوسشون داریم، «خودمون» یه چهرهی کامل و بینقص میسازیم. بعد یه مدت «خودمون»میفهمیم اصلا اونی نبودن که فکر میکردیم و بعد «خودمون»رو سرزنش میکنیم. آخرشم به همین علت «خودمون»بدبین و بیاعتماد میشیم. واقعا هرچی میکشیم از دست «خودمون»ـه.