دختر پرتقالی.pdf
حجم:
3.3M
دختر پرتقالی – یوسِتین گُردر
این کتاب داستان نوجوانی است به نام جورج که پدر او سالها پیش در زمان کودکی جورج مرده است.
#کتاب
ما از نفوذ سایههای شک در
باغهای بوسههامان رنگ میبازیم
ما در تمام میهمانیهای قصرِ نور
از وحشت آوار میلرزیم...
فروغِ جان
من از اینجا اصلاً خوشم نمیآید. اینجا زندگی روح ندارد و مردم خیلی ماشینی هستند. وقتی تویِ پاركهایِ عمومی دخترها و پسرها را میبینم که زیباترین و تاریكترین لحظات عشقی را در نهایتِ عادی بودن میگذرانند، دلم میخواهد فریاد بزنم. اینجا عشق یعنی یك قلعۀ فتح شده و یا یك کتابِ خوانده شده. هیجان معنی ندارد و عشق در نهایتِ ابتذال است و من از این وضع خیلی ناراحت هستم. دلم برایِ تو تنگ شده، و هیچوقت خوبیهایِ تورا فراموش نمیکنم. هرقدر بیشتر میانِ مردم فرومیروم و در آنها دقیقتر میشوم دوری تورا احساس میکنم و بیشتر در مییابم که چقدر نسبت به تو حق ناشناس و بیگذشت بودهام.
نامه های بانو فروغ :)
لایا
عمه ای که هات اسپات میزنه>>>
وفتی نازمو میکشه >>>>
میگه خوراکی های مورد علاقه ات رو خریدم >>>