eitaa logo
«لقاء..💫»
31 دنبال‌کننده
341 عکس
199 ویدیو
1 فایل
بسم الله النور ✨ به امضای صاحب قلم🌱 . . . پ.ن: هرگونه کپی و نشر مطالب با #جانان، بلا مانع است. مطالب باز نشر شده با ذکر منبع کپی شوند :)
مشاهده در ایتا
دانلود
یا ما رو واسه ی خدمتگزاری به اسلام حفظ کن، یا ما رو هم شهید کن :)
من هنوز به عکس های شما نگاه نمی کنم... هنوز به صدای شما هنگامی که در حال پخش شدن است گوش نمی دهم .. من هنوز جرات نمی کنم متن آن نامه ای که هیچگاه به دستتان نرسید را برای خودم بخوانم ... و من هنوز برای شما نگریسته ام... جز صبحگاهان خبر که به حال خودمان می گریستیم من هنوز برای شما هیچکدام از آن کارهایی که همه انجام داده اند را انجام نداده ام. گاهی از خودم می پرسم واقعا واقعی است؟ گمان می کنم شما هنوز در همان بیتی که مشرف شدم نشسته اید و من از دور میتوانم خیالم راحت باشد که هستید. من در این ایام، هر روز شما را احساس کرده ام. هستید ... می بینید ... من حتی عکس چسبانده روی دیوار اتاقم را با تعجب نگاه می کنم هی بیت شعر روی پوستر شما را می خوانم بلکه باور کنم هی از روی کلمات تکرار می کنم شبیه کودکی که نمی داند این مفاهیم چه معانی ای دارد.. اینجا نوشته است: باید به یاران شهیدم می رسیدم..خط زیر آتش بود و معبر داشت می سوخت. من هنوز، رفتن شما را باور نکرده ام. این حرف ها که می گویند ما به زندگی عادی برگشته ایم را بریزید دور.. من شبیه آن سوگواری هستم که از سوگ خویش هیچ نفهمیده، با رویای انکار به زندگی ادامه می دهد... من هنوز باور نکرده ام که تو رفته ای...و این یک لایه ی عمیق بین من و این جهان کشانده. انگار سوگ، همیشه همان شخصیت عجیب و چند ظاهره اش را دارد. خلاف خیلی ها که صبح یکشنبه شوک زده شدند، من بارها به این صحنه فکر کرده بودم. بارها خودم را برای آن آزموده بودم همیشه از فردای روز نبودنت، از لحظه ی اعلام خبرت می پرسیدم... من رازهای نگفته ی زیادی نسبت به تو دارم. میدانی چرا من قبل از رفتن تو حسرت رفتنت را می خوردم؟ چون می دانستم ان بیانات ردیف شده ی از سال ۱۳۵۲ تا کنون را همت نمیکنم تا موقع بودنت بخوانم و به اتمام برسد ... همین هم شد... من ماندم و سیلی از بغض. بگذار یک چیز برایت بگویم: تو می دانستی من با خواندن سخنانت حالم خوب می شود؟ من هر موقع به بن بست می رسیدم، گوشی را باز می کردم و شروع می کردم خواندن سخنانی که حال مرا خوب خوب خوب می کردند. مسکنی که جان من است... مراقب خودت باش در آسمان ها ابرمرد ایران ما اینجا دلمان عجیب برای تو تنگ است. ..✍ @leghae🌒
https://eitaa.com/ravianjang لینک‌کانال روایت نویسی های دانشجویی از تهران
من معتقدم خدا نسبت به ما عاشقانه تر از خودمان نسبت به خودمان دوستمان دارد.. و بیش از هرکس، هوای ما بنده هایش را دارد.. ..✍🏻 @leghae🌒
بیابان گردمان کردی ولی زینب پشیمان نیست :)
Mohsen Chavoshi - Marize Takhte Akhari (128).mp3
زمان: حجم: 4.4M
سفید پوش بخش غم، یه شب که ناز می خری برس به داد مسری مریض تخت آخری.. @leghae🌒
با ما که بیچاره ی نجفیم، از فراق مگو... ..✍🏻 @leghae🌒
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه پلک های خسته ای، که از فراق مشهدت آهو ها رو شمردن و تو انتظار پیر شدن :) ..✍️🏻 @leghae🌒
هر جا نبودی، حس غریبی کردم... هرجا نباشی، دنبال تو می گردم... هرجا که هستی، دلم برات تنگ میشه.. خسته ترین مرد منم، که بر میگردم از جنگ پیشت :) @leghae🌒
کاش من هم لا به لای سنگ های آوارشده نهم اسفندماه، خاکستر شده بودم :) ..✍🏻 @leghae🌒
«لقاء..💫»
کاش من هم لا به لای سنگ های آوارشده نهم اسفندماه، خاکستر شده بودم :) #جانان..✍🏻 @leghae🌒
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"ای مرا همه کس ..." نمی دانم نسبت مردم این دنیا با تو چگونه است، اما فکر می کنم یک نسبتی در قلب من با تو وجود دارد که کمتر پیدا می شود، من می نشستم و عکس های تو را نگاه می‌کردم و قربان صدقه ات می رفتم، از خودم برای تو حرف می زدم و از تو برای خودم می خواندم کلماتت را به جانم می نشاندم تصاویرت را با عشق می دیدم اصلا یک عالمِ معنا با تو برای خودم مشق می کردم، نشسته ام به در و دیوار دلم این روزها نگاه می کنم و آه می کشم سوگواری دل من را چند میخری؟ اصلا خریداری؟! با آن کلام‌ِ روح نوازت نازنین... با آن کلام... چه بر سر قلبم آمده که از رفتنت بی طاقتم... ..✍️🏻 @leghae🌒