eitaa logo
دهمی های تجربی و ریاضی
390 دنبال‌کننده
589 عکس
581 ویدیو
715 فایل
https://harfeto.timefriend.net/16425179629578 اینجا همه چی بگید در حد توانم انجام میدم برگزاری آزمون های آنلاین گرفتن برنامه درسی از سازنده ایدی مشاور درسی: @Ms_Sahar_Ebadii ایدی کانال مشاوره درسی و زندگی : @Consultant1 ایدی سازنده : @Ms_Sahar_Ebadii
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم از فعالیت من برای دهمی های ریاضی👆👆
برای آنکه دنیای اطراف خود را با همه بی چارگی ها، جنگ ها، بی کاری، گرسنگی، تقسیمات طبقاتی و آشفتگی محض متحول کنیم، باید تحول در خود ما بوجود آید. انقلاب باید از خود ما شروع شود؛ البته نه بر طبق هیچ ایدئولوژی یا عقیده و یا برای سازش با یک الگوی خاص به طور وضوح، اصلا انقلابی به حساب نمی آید. برای بوجود آوردن یک انقلاب اساسی در خویشتن، شخص باید تمامی روند اندیشه و احساس خود را در رابطه درک کند. این تنها راه حل تمامی مسایل ماست؛ نه داشتن خط مشی، اعتقادات، ایدئولوژی ها و معلمان بیشتر
هر چقدر غصه بخوری ؛ دنیا پاسخی به دلت نمی دهد شاد باش، شاد بودن اگر نتواند مشکلاتت را کم کند اضافه هم نمی کند ارزش واقعی تو زمانیست، که در اوج مشکلات شاد باشی و برای راه حل بکوشی.
خودت را رها کن، ذهنت را، روانت را، خاطراتت را... خالی کن خودت را از فکر روزهای آسان یا سختی که پیش رو داری، چالش‌های جدیدی که با آن‌ها مواجهی، آزمون‌های ساده یا پیچیده‌ای که داری و تمام نگرانی‌های ریز و درشتی که در صندوقچه‌ی افکارت تلنبار کرده‌ای. رها باش از دغدغه‌ی اتفاقات تلخی که هنوز نیفتاده‌اند و به احتمال زیاد، هرگز هم نخواهند افتاد. بالآخره روزهای سخت هم می‌گذرند، چالش‌ها را پشت سر می‌گذاری، آزمون‌ها به نتیجه‌های متوسط یا مطلوب می‌رسند و فقط این نگرانی‌های تو هستند که بی‌ثمر، یقه‌ی آرامشت را چسبیده‌اند و به لحظاتت برچسب تلخ بیقراری می‌زنند. رها باش... همینطور که با ‌طمأنینه و آرامش، تلاشت را برای رسیدن به بهترین نتایج می‌کنی و برای مشکلاتت دنبال راه حل می‌گردی، فراموش نکن که بالآخره تمام می‌شود و تو باید آرام و صبور باشی. نگرانی و اضطراب، نه تنها همه چیز را بدتر می‌کند که تو را هم آشفته‌تر و شکسته‌تر و غمگین‌تر.
💕تعبیرتو از زندگی با زندگی ات گفتگو کن.... وقتی پیشامدی رخ می دهد که قابل پیش بینی نبوده و تو را دچار درگیری ذهنی کرده ، بجای واکنش نشان دادن بجای منفعل شدن با آن رویدادگفتگو کن.... موقعیت ،شرایط ،امکانات و توانمندیهایت را در نظر بگیر و با دقت با زندگی مذاکره کن.... بهترین کار ،طرح پرسش است با گفتگو و طرح پرسش ،به راه حل می رسی... با تطبیق باشرایط ،خلق راهکار و فرصت مشاوره با دیگران ،به نتیجه می رسی کارآفرینان می دانند زندگی، یعنی مذاکره بر سر اصول و قوانین و یافتن راه حل بعد از مذاکره هیچ اتفاقی راناگزیری تلقی نکن همه حوادث ،یک فرصت مذاکره با ناشناخته اند.
خودت را رها کن، ذهنت را، روانت را، خاطراتت را... خالی کن خودت را از فکر روزهای آسان یا سختی که پیش رو داری، چالش‌های جدیدی که با آن‌ها مواجهی، آزمون‌های ساده یا پیچیده‌ای که داری و تمام نگرانی‌های ریز و درشتی که در صندوقچه‌ی افکارت تلنبار کرده‌ای. رها باش از دغدغه‌ی اتفاقات تلخی که هنوز نیفتاده‌اند و به احتمال زیاد، هرگز هم نخواهند افتاد. بالآخره روزهای سخت هم می‌گذرند، چالش‌ها را پشت سر می‌گذاری، آزمون‌ها به نتیجه‌های متوسط یا مطلوب می‌رسند و فقط این نگرانی‌های تو هستند که بی‌ثمر، یقه‌ی آرامشت را چسبیده‌اند و به لحظاتت برچسب تلخ بیقراری می‌زنند. رها باش... همینطور که با ‌طمأنینه و آرامش، تلاشت را برای رسیدن به بهترین نتایج می‌کنی و برای مشکلاتت دنبال راه حل می‌گردی، فراموش نکن که بالآخره تمام می‌شود و تو باید آرام و صبور باشی. نگرانی و اضطراب، نه تنها همه چیز را بدتر می‌کند که تو را هم آشفته‌تر و شکسته‌تر و غمگین‌تر.
غمگین نباشید چراکه خوشبختی میتواند از درون تلخ ترین روزهای زندگی شما زاده شود خدا قفل بی کلید نمیسازد امکان ندارد مشکلی که برایت پیش آمده راه حل نداشته باشد
به خدا که بسپاری، حل می‌شود. خودم دیده‌ام؛ وقتی که از همه بریده بودم؛ بی هیچ چشم‌داشتی هوایم را داشت، در سکوت و آرامش، کار خودش را می‌کرد و نتیجه را نشانم می‌داد که یعنی ببین! تو تنها نیستی. خودم دیدم وقتی همه می‌گفتند این آخر خط است، با اشاره حالی‌ام می‌کرد که به دلت بد راه نده! تا من نخواهم هیچ‌ آخری، آخر نیست و هیچ آغازی بدون اذن من سر نمی‌گیرد. خودم دیدم وقتی همه سعی بر زمین زدنم داشتند، دستان مرا محکم می‌گرفت و مرا بالاتر می‌کشید تا از گزندشان در امان باشم، هرکجا آدم‌ها دوستم نداشتند، او دوستم داشت و خلأ احساس مرا یک‌تنه پر می‌کرد. اوست از پدر پناه دهنده‌تر و از مادر، مهربان‌تر... اوست از هرکسی تواناتر. من کارم را به خدا سپرده‌ام و او هرگز بنده‌اش را ناامید نمی‌کند. «أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ » ؟! چرا.. کافی‌ست، به خدا که خدا همه‌جوره برای بنده‌اش کافی‌ست.
گاهی وقتا آدم دلش میگیره. زندگی که همیشه بر وفق مراد نیست، بالاخره روزهایی هم هستند که دوست داری با کسی درد و دل کنی. ولی درد و دل کردن حالت رو بدتر میکنه. امروز میخوام در مورد این روزها صحبت کنم. من وقتی دلتنگ میشم یا اتفاقی مشکلی پیش مییاد که غمگین میشم، قبل از اینکه تصمیمی بگیرم، در یک فرصت مناسب یه گوشه دنج پیدا میکنم و شروع میکنم به نوشتن. از هر چی که تو دلم انباشته شده و باعث غم و اندوهم شده مینویسم. ممکنه بعضی افراد رو فحش بدم. ممکنه بالشی که دم دستم هست رو کتک بزنم یا کاغذ رو ریز ریز کنم و بریزم آشغالی. مینویسم و مینویسم و مینویسم. ۱۰ تا برگه یا حتی بیشتر یا کمتر پر میکنم از دل نوشته هام. شما هم وقتی این کار رو انجام بدید متوجه یه روندی در احساستون میشید. اسم این روند حرکت روی مدار احساسات هست. اگه به حال بد لحظه اول نمره ۱۰ داده باشید؛ کم کم میرسید به جایی که به صفر نزدیک میشید. بعد یه جا احساس میکنید که دیگه به اون مسئله حسی ندارید. در انتها دو حالت پیش مییاد: یک اینکه؛ وقتی کم کم که به نوشتن ادامه میدین راه حل ها، تصمیم ها و احساسات خوشایند پیداشون میشه. یا حالت دوم اینه که حداقل سنگینی اندوه و غم لحظه اول رو ندارید که در حالت دوم باید چند جلسه دیگه هم نوشتن رو تکرار کنید. با نوشتن به زمانی میرسید که با انسجام و تمرکز میتونید تصمیم درست بگیرید. میشه برای حل مشکل تصمیم گرفت. نوشتن معجزه میکنه. این تکنیک رو با استفاده از کتاب شفای زندگی خانوم لوئیس هی و کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد هنریت کلاوسر آموختم. به هیچ وجه ادعای استادی ندارم و صرفا تکنیکهایی رو که برای من جواب میده رو مینویسم تا کمکی به هم فرکانسیهام کرده باشم.