焚
فهمیدم که پول خرج کردن تو گیم حکم تراپیو داره واسه من. انقدر نت وصل نشد و نتونستم Where Winds Meet ب
تو این ده روز خیلی چیزا فهمیدم و خیلی کارا کردم. فهمیدم واقعا مشکل از گوشیه مخصوصا پیامرسانا (که شلوغ باشن باعث میشن الکی توشون بمونی فکر کنی خبریه و وقتتو به چخ بدی) و گیم. اینا رو باید کنترل کرد. اگه کنترل نکنی استفاده از اینا رو، تو همین شلوغی ها خودتم گم میکنی. لازمه هرازگاهی آدم از گوشی فاصله بگیره و ببینه خودشه یا نه
焚
تو این ده روز خیلی چیزا فهمیدم و خیلی کارا کردم. فهمیدم واقعا مشکل از گوشیه مخصوصا پیامرسانا (که شلو
وقتی بخوای از گوشی فاصله بگیری، اولش مثل اعتیاد به مواده که بخوای ترکش کنی زجرکش میشی. اعتیاد به گوشی اینجوریه که خودتم نمیدونی چرا الان سر گوشی ای و هیچ کار خاصیم نداری ولی خب دستت طبق معمول اونو برداشته و انگشتات زدن رو ایتا و داری کاملا الکی توش میگردی. کلی کار مختلف میتونی انجام بدی ولی تموم روزهای تو توی این دستگاه برده سازی خلاصه شده و از بس با مطالب پراکندۀ متفاوت دوپامین به خورد مغزت دادی، نذاشتی لذتِ زندگی تو واقعیت رو بچشه. میتونی سعی کنی نقاشی بکشی، میتونی به یاد دوران قدیم انشا بنویسی دربارۀ یه موضوع رندوم، میتونی کمدتو تمیز کنی و وسایل قدیمیتو پیدا کنی، میتونی کتاب بخونی میتونی آشپزی کنی میتونی کاردستی درست کنی میتونی زهرمار بخوری؛ ولی تو تموم روزتو تو این گوشی ای که به معنای واقعی هیچ خبری توش نیست میگذرونی. خب معلومه که نه حس درس داری نه خوابت مرتبه نه هیچی. کل روزتو به fuck دادی و انتظار داری شب خوابت ببره؟ عذاب وجدانت نمیذاره شب بتونی بخوابی. و وقتی همش سرت تو این shitکده هست، معلومه که مغزت نمیتونه پردازش کنه ببینه توی چلغوز استعداد و علاقت چیه و با چه چیزهایی میتونی تو زندگی واقعی تفریح کنی
راستی تنها مشکل وحشتناکی که من با نت ملی باهاش روبرو شدم نا کوک بودن گیتارمه. برنامۀ guitar tuna بالا نمیاد و حالا منم و یه گیتار نا کوکی که نمیتونم هیچ جوره باهاش ور برم