هرچی بیشتر میگذره بیشتر به مفهوم خوشبختی تو این دنیا نزدیک میشم. خوشبختی چیزی جز اینکه جایی تو این جهان کسی با آغوش باز منتظرت باشه نیست.
با حنا و دخترخالم که ۱۵ سالشونه رفته بودم دور دور و کلا تو شمال پسرا خیلی تیکه میندازن. یکیشون هی میومد به حنا میگفت ببخشید؟ و حنا محل نمیداد. آخر رفتم تو صورتش گفتم بله چیزی گفتی؟ یکم من و مون کرد بعد گفت گفتم ببخشید. گفتم آره شنیدم کمکی میخوای؟ گفت نه همینجوری گفتم..