امروز که دوست جدیدم کلی استخر و رستوران و فلان بهم معرفی کرد یهو دوزاریم افتاد که اوه من واقعا درونگرام بابا و تو خونه بیشتر حال میکنم. تفریح اون دورهمی و بیرون رفتنه و تفریح من بازی فکری و گیم زدن. یکم سر این موضوع خودمو سرزنش کردم و بهم ریختم
焚
امروز که دوست جدیدم کلی استخر و رستوران و فلان بهم معرفی کرد یهو دوزاریم افتاد که اوه من واقعا درونگ
منچ و بازی فکری که زدیم خیلی بهم خوش گذشت. اون دو دست تو منچ برد من دو دست تو بازی فکری
📪 پیام جدید
وایب تو اینجوریه که یه نا امیدی امیدوار کننده ای
مثل یه تاریکی که نور داره
مثل یه کتابی که بوی خوب میده
مثل یه آهنگی که توی هر حالتی گوش دادنش خوش میاد
مثل حس سوییشرت پوشیدن توی هوای اول پاییز، بدن گرم اما دماغ و گوش و انگشت های یخ زده
مثل یه پارادوکس عمیقی
تو...واقعا حس خوبی میدی، با اینکه احتمالا خودت این وایب رو از خودت نگیری
ولی تو واقعا آرامش میدی عرفانه..
#دایگو
هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
راز: بهار
لونا: خواننده/ رنگ سرخ/ آلبالو
ابوعلی: ادبیات/ تیپ سنتی
کاهو: آهنگ
ملیکا: دوربین عکاسی/ کوروش و میا/ هوای بهاری
شوالیه: جیمسون/ قلعه/ کتاب خوندن کنار شومینه
شفق: مانهوا/ کمیک/ انیمه/ بافتنی/ کتاب از کدام سو
جو: گل/ طبیعت
بتمنی: بتمن صورتی
عرفانه: آسمونی که داره برف میاد/ یه کلبه تو جنگل با هوای مه
باز من دوست جدید پیدا کردم و شایما رد داد. دیشب نمیتونستم دوتاشونو با هم اداره (handle) کنم مجبور شدم غیب شم بخوابم. بعد الان که با طرف حرف زدم گفت شایما دیشب بهش گفته shut up 🚼