eitaa logo
3.6هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
750 ویدیو
8 فایل
عرفانه (عارقانه) ISTP در ۲۰۲ سالگیش تو زمین به غار من خوش اومدی ؛) ‌ . ـ 火(آتش) + 林(جنگل) = 焚(سوختن) ‌ . 📜کانال ناشناس: @ghod_balcony گپ و کانالامو اینجا پیدا کن: @ghod_list
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ثَمینآ‌؛
⭕️⭕️⭕️⭕️ تاکنون بیش از 3 میلیون مرغ در قدفدا ثبت نام کرده اند 🛑🛑
هدایت شده از شفق the Argon
خوشحالم که بیدار موندم امشب شاهکار بود
ببرائیل
هدایت شده از شفق the Argon
405.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شفق بدره درحال خوردن نشان تیرچنگالی زرین:
هدایت شده از -Вистерия
خواستار فایت شاهد و سارا
خواستار فایت شاهد و سارا
صحنه ۱ - کشف راز، در کتابخانهٔ مخفی قدقدستان سه روز پس از ماجرای کباب ۳۵۰۰ مرغ، شاهد۱۳۶ نمی‌تواند بخوابد. نیمه‌شب وارد کتابخانهٔ شخصی عارقانه می‌شود. پشت یک قفسهٔ جعلی، دفترچه‌ای پیدا می‌کند با جلد چرمی و قفل شکسته. توی دفترچه: نقاشی‌های کودکی. دو بچه کنار هم. پسرک با تاج پر مرغ (عارقانه) و دخترکی با شاخک‌های بزی (سارا ببع‌الملکه!). پایین نقاشی نوشته: «به دوستِ همیشگی‌ام سارا. قبل از اینکه دشمن شویم.» شاهد۱۳۶ دفترچه را روی میز می‌کوبد. عارقانه وارد می‌شود. عارقانه: «نمی‌خواستم...» شاهد۱۳۶: «چقدر دیگر ازت پنهان است؟! سارا فقط یک ملکه‌ی جنگی نیست. او دوستِ قدیمی تو بوده! تو تمام این مدت داشتی با معشوقه‌ی سابقت می‌جنگیدی؟!» عارقانه: «دوست، نه معشوقه. قبل از تاج و تخت. قبل از اینکه او ببعستان را غصب کند و من قدقدستان را...» شاهد۱۳۶ (صدایش میلرزد): «من برای تو رفتم اسارت. مرغ‌ها را کشتی برای اثبات عشق. اما این... این خیانت بزرگتر است. تو به من نگفتی با دلِ دشمن آشنا هستی.» او دفترچه را پرت می‌کند و می‌رود. در راهرو، با دو فرمانده برخورد می‌کند: ۱. فرمانده شفق بدره (با مدال تیزچنگال زرین بر سینه، مرغی جنگجو با چشمانی چون تیغ). ۲. فرمانده قُل ۱۹۳ سانتی (خروسی غول‌پیکر، دوست صمیمی عارقانه، با نیزه‌ای که از قد خودش بلندتر است). شفق بدره: «شنیدیم بانو. ما با توییم.» قُل: (با صدای بم) «عارقانه را دوست داریم، اما راز نگه داشتن از تو... اشتباه بود. بیا بریم ببعستان را یکسره کنیم.» صحنه ۲ - لشکرکشیِ انتقام، مرز قنطرهٔ آه شاهد۱۳۶ سوار بر مرغی جنگی، بین دو فرمانده. سپاهی کوچک اما زبده. بدون هماهنگی با عارقانه (که افسارش را گم کرده). در مرز، سارا ببع‌الملکه با لباس رزمی زنگوله‌دار و تاج پیازچه‌ای منتظر است. می‌خندد. سارا: «آفرین شاهد. خودت فهمیدی. من منتظر بودم کی متوجه بشی. عارقانه همیشه دروغگو بوده... از بچگی.» شاهد۱۳۶: «ساکت. امروز نه برای او می‌جنگم. برای خودم. تو از دوستی‌ات با او به عنوان سلاح علیه من استفاده کردی.» سارا: «دوستی؟ عزیزم، ما در کودکی قسم خوردیم تا ابد متحد باشیم. اما او قدقدستان را به من ترجیح داد. حالا نوبت من است که همه چیز را ازش بگیرم... شروعش با تو.» صحنه ۳ - نبرد سه‌گانه سارا با دو شمشیرِ کوتاه بزی جلو می‌آید. شفق بدره اولی را می‌گیرد. · شفق بدره (با مدال زرین) چنان سریع می‌زند که پرهایش خط می‌اندازند در هوا. مدالش مثل ستاره می‌درخشد و سارا را عقب می‌نشاند. · قُل ۱۹۳ سانتی با نیزه‌اش دروازه‌های ببعستان را می‌کوبد. هر ضربه، دیوار را می‌لرزاند. فریاد می‌زند: «این برای دوستم عارقانه! قسمتی که به ما نگفت!» سارا می‌خندد: «قُل جان، عارقانه گفته تو قدِت دروغه. گفت ۱۹۰ بیشتر نیستی!» قُل خشمگینتر می‌زند. اما سارا حقه‌باز است. ناگهان طنابی می‌اندازد پای شفق بدره را می‌گیرد. شاهد۱۳۶ وسط می‌پرد. شاهد۱۳۶ (خطاب به سارا): «او دوستت بود. چطور با کسی که روزی بهش لبخند زدی، این قدر بیرحم جنگی؟» سارا (لبخند سرد): «عشق تو را نابود می‌کند شاهد. عارقانه را ببین. تو را هم نابود کرد.» صحنه ۴ - پایانِ باز، اما نه برای همه در لحظه‌ای که سارا نزدیک است نیزه را به قلب شاهد بزند، قُل با بدنش سپر می‌شود. نیزه به بازویش می‌خورد، اما او با دستِ دیگر گردن سارا را می‌گیرد. شفق بدره مدال تیزچنگال زرین را از سینه درمی‌آورد و پرت می‌کند گردن سارا. مدال سفت می‌شود مثل قلاده. سارا (خفه‌خفه): «باشه... تو بردی... اما عارقانه هنوز نصف حقیقت را به تو نگفته...» شاهد۱۳۶: «نصف دیگر را خودم پیدا می‌کنم. بدون تو.» به سربازانش دستور می‌دهد سارا را زندانی کنند، نه در قدقدستان، در یک قلعهٔ سوم. نه متعلق به هیچکدام از دو سرزمین. وقتی برمی‌گردند، عارقانه جلوی در قصر زانو زده. بدون تاج. بدون حرف. عارقانه: «ببخش. برای پنهان کردن سارا. برای کودکی‌ام که ازت پنهان کردم.» شاهد۱۳۶ از کنارش رد می‌شود اما دستش را می‌گیرد. شاهد: «دیگر چیزی پنهان نکن وگرنه دفعه بعد خودم سارا را آزاد می‌کنم تا علیه تو متحد شود.» عارقانه سرش را بلند می‌کند. اشک در چشمانش. و شاهد انگشتش را می‌گذارد روی مدال شفق بدره که حالا گردنش است و می‌گوید: «این مدال را به تو قرض می‌دهم. ثابت کن لیاقتش را داری.»
اهنگ مورد علاقم این روزا
روز خویش را با تماشای اجرای کارائوکۀ موزیک عارقانه به پایان میرسانم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بله من بالاخره دل به دریا زدم و با کانف وارد Sky شدم. حدود ۶۰ مگ رفت