焚
ارتباط گرفتن تو اسکای واقعا رندومه
چینی بود دختره. خیلی رندوم یهو گفت دلم گرفته و یکم دردودل کرد سر اینکه رو یکی تو گیم کراش زده ولی طرف کلی دوست داره و این حسودی میکنه (از دست این دخترا)، منم نمیدونستم چی بگم کم مونده بود بگم یکم خمیر دندون میخوای؟🥺 که خداروشکر شایما اومد طبق معمول مچمو گرفت وسط مکالمه با دختر و جمعم کرد بُرد. *گیم مترجم پیام داره
焚
تازه ۲۵ سالش هم بود. دختر آخه تو گیم؟
یاد اون اکیپه افتادم که شب باهاشون آشنا شدم یهو فرداش یکی از دخترا اومد گفت دوستم عاشقت شده💔💔💔💔💔💔💔 تو یه شب💔 نمیدونستم چطور بهش بگم پسر نیستم
焚
呜呜呜
این عبارت ترکیبی از متن و ایموجی، احساس ناراحتی شدید، گریه یا التماس را منتقل میکند.
معنی تکتک اجزا:
· 呜呜呜 (Wū wū wū): در زبان چینی، این صدا، معادل صدای «هیهیهی» یا «آهآهآه» در فارسی نیست. در واقع، این اونوماتوپه (صدای ساخته شده) برای گریه کردن و ناله کردن است. معادل فارسی آن میشود: هیشهیش (صدای گریه آرام) یا به سادگی «آخیش».
· 😭: این ایموجی صورت گریان با اشکهای فشاری است و کاملاً با صدای «呜呜呜» هماهنگ است.
کاربرد (خیلی رایج در چت):
از این عبارت در موقعیتهای زیر استفاده میشود:
1. ناراحتی و غمگینی واقعی: "دلم شکست" / "خیلی ناراحتم" (مثل: فیلم غمانگیز دیدم 呜呜呜😭)
2. التماس و زاری شوخیآمیز: "لطفاً..." / "زاری میکنم برات" (مثل: بذار برم مهمونی 呜呜呜😭)
3. واکنش به یک شکست یا اتفاق بد: "نهههه" / "اه اه اه"
معادل فارسی:
"هیشهیش گریه میکنم 😭" یا به صورت خلاصه: "وای خدای من 😭"
خلاصه: یعنی «خیلی گریهام گرفته» یا «زاری میکنم» .
هدایت شده از شبهایحوّا.
میدونی چیه همیشه از تو امثال تو مثل اون عرفانه متنفر بودم و هستم. فک میکنین با پریدن و چرت و زرت کردن راجب خود ارضایی و مانهوا و دارک رومنس و هرچیزی که نوجوون های ممکلت بهش دل خوش کردن یعنی خیلی باخالین و اینا
لعنت به تو و عرفانه و آگاتا و هر سگ دیگه ای
-
آنچه تو ازش با نفرت یاد میکنی، بیش از هر چیز فقر استدلال خودت رو عیان میکنه. وقتی کسی بهجای اندیشه به فحاشی و نفرین پناه میبره در واقع اعتراف کرده که توان مواجهه با حقیقت رو نداره. نام بردن از چند نفر و چند سلیقه هم چیزی رو عوض نمیکنه. جهل وقتی بلندتر فریاد میشه، فقط آشکارتر میشه. مشکل تو فقط نفرت نیست، ناآگاهیه. حتی نمیفهمی وسط چه پروژهای داری له میشی. فرهنگ مصرف جنسی، از شما موجودات کاریکاتوری شهوتزده ساخته. بعد شما با وقاحت، علیه هر کسی که اسم خودکنترلی و حقیقت رو میاره گارد میگیرید. نمیفهمی دارن ازت یه مصرفکنندهی دائمالتحریک میسازن، که نه توان عشق داره و نه عمق، فقط و فقط واکنش شرطی. شما از حقیقت نمیترسید، شما اصلاً ظرفیت دیدنش رو ندارید. هر بار حقیقت نزدیک میشه ذهنهای ضعیفتون با ناسزا و لعن و نفرین دفاع بدوی میگیرن. حرفهات اعترافنامهی امضاشدهی خودته. نه مسئله رو میفهمی، نه ابعاد بلایی که دارن سرتون میارن. فقط خوشحالی که زنجیرات رنگیه. کاش چشمهات رو باز کنی. کاش چشمهامون رو باز کنیم.