هدایت شده از نازنینباطعمچایودرس
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدنم متنش تکراریه ولی خب
پارت ۱
«شب سهگانه و قربانی سهخروسی»
«انتقام با پر و خون»
---
صحنه ۱ - شورا منحل میشود، جنگ آغاز میشود
ده روز از تشکیل شورای سهگانه میگذرد. عارقانه قهوهچی و نامهنویس شخصی سه زن شده. اما در دل، آتش انتقام شعله میکشد.
یک شب، شاهد۱۳۶، شفق بدره و مهلا گرگتوله بر سر این که «امشب عارقانه قهوه را برای誰 اول بیاورد» دعوا میکنند.
شاهد: «من اولین عشق او بودم.»
شفق: «من با او جنگیدم.»
مهلا: «من نامزد رسمیاش بودم. حلقه دارم.»
بحث به فریاد، فریاد به کشیدن شمشیر، و کشیدن شمشیر به نبرد سهگانه در حیاط قصر تبدیل میشود.
مرغها فرار میکنند. قُل ۱۹۳ سانتی در گوشهای ایستاده و فقط نگاه میکند. عارقانه بالای پلهها، با لبخندی سرد.
عارقانه (زیر لب): «بجنگید... بجنگید تا خسته شوید. سپس نوبت من است.»