عزیز قلبم! ای کاش جدایی، نبودن و دوری، برایت عادی نباشد. لطفا قدری مرا به خاطر بیاور،
و برایم دلتنگ شو و اشک بریز.
من اشک های تو را مروارید ارزشمندی میدانم،
که در شب درخشش قلبم را میلرزاند.
جهان عزیزم ،
امید دارم روزی، در کنار هم، در کوچه پس کوچه
های شهر، از اعماق روحمان، برای زوج های عاشق
و نا امید بنوازیم، و در احساسشان شریک شویم.
جهان عزیزم! برایم بنویس اکنون من، در این بَلبَشو چگونه بدون هیچ نگرانی ای سر بر بالینم بگذارم، و اطمینان داشته باشم که سرت بر روی بالینت هست و دم و بازدَمَت میزان و به اندازهست؟