eitaa logo
لیا
24 دنبال‌کننده
48 عکس
7 ویدیو
0 فایل
لیا:آورنده‌خبر‌خوب 云花 ‹مَن‌و‌این‌روزها☁️› بفرمایید مهمونی به صرف چای☕️؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_7fl45ou&btn=
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از آوان'
_
هدایت شده از - قرین -
به کدام نام بخوانمت:)؟ محمد ، احمد یا مصطفیٰ ؟ یاأباالزهـرا ، می‌دانم تو دست آنکه به این نام بخواندت را محکم‌تر می‌گیری ..
یه انیمه رو نمیتونی ده بار نگاه کنی: منی که دیگه نمیدونم برای چندمین بار این انیمه رو نگاه کردم
تو کل سال های زندگیم انقدر مشتاق اومدن پاییز نبودم
تصور میکنم. تصور میکنم پسرک قبل از جشن، آرایشگاهش را رفته. موهایش را حالت داده. کت‌و‌شلواری را که از چندماه قبل اصرار به خریدنش داشته و پدرش بالاخره توانسته برایش بخرد، پوشیده. خودش که ادکلن شخصی ندارد. از ادکلن پدرش چند پاف، طوری به کتش زده که لک نشود. پسرک جلوی آینه، وجنات مردانه خودش را که دیده لبخند زده. لپ‌هایش گل‌ انداخته. شبیه آدم‌بزرگ‌ها شده. مرد شده. پسرها با کت‌شلوار، خیلی آقا می‌شوند. مخصوصا با اولین کت‌وشلواری که در عمرشان می‌پوشند. مادرش قربان صدقه پسرک رفته. وان یکاد برایش فوت کرده و گفته ماشالا هفت‌قرآن به میان، ایشالا دامادیتو ببینوم. پسرک طوری راه می‌رود که خدای ناکرده غباری به کت‌وشلوار تازه‌اش ننشیند. لک به پیراهنش نیفتد. یک تار مویش جابجا نشود. او خوشحال‌ترین مرد مراسم امشب است. گو که سور و سات مرد شدن او برپاست. چند لحظه بعد، حالا پسرک افتاده. کت‌و‌شلوار تازه‌اش، چاک‌چاک ترکش‌هاست. خونین و خاکی و پاره. لپ‌های گل‌انداخته‌اش مثل برف سفید شده و موهایش به هم ریخته. پسرک، شهید شده. مردتر شده. مردتر از خیلی‌ها. و زنی میان جمعیت جیغ می‌کشد که پسری با کت‌وشلوار تازه‌ مشکی ندیدید؟ «مهدی مولایی» @m_molaie110
مهم نیست چه موقعی باشه من همیشه دارم فکر میکنم چی بپوشم
بفرمایید شمع🕯