1_20571967676.pdf
حجم:
3.9M
📚 توحید مفضل نوشته علامه مجلسی
✏️نویسنده:مفضل بن عمر جعفی
📝ترجمه :مرحوم علامه مجلسی (ره)
🇮🇷ناشر:بقیه الله
#کتابخانه_دیجیتال
#کتابخانه_مجازی
#کتابخانه_آخوند
#همدان
#کتابداری
#کتابخون
🔰باماهمراه شوید در
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
📚@libhamedan
ملاعلی معصومی همدانی (زاده ۲۲ شهریور ۱۲۷۳ ه.ش – درگذشته ۳۱ تیر ۱۳۵۷ ه.ش) معروف به «آقای آخوند» مجتهد، فقیه، اصولی و عارف شیعه ایرانی بود.
زندگی
او در روستای وفس (رزن) متولد شد. پدرش مشهدی ابراهیم معصومی کشاورز بود.وی تحصیلات مقدماتی را در روستای «تولکی تپه» رزن انجام داد و به تهران رفت و علوم اسلامی را فراگرفت. با ورود شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم به آن شهر رفت و در حوزه علمیه قم به تحصیل پرداخت. پس از ده سال تحصیل در قم به تدریس پرداخت در درس میرزا ملکی تبریزی ومحمد علی شاه آبادی شرکت کرد.
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
📚 @libhamedan
هجرت به همدان
در سال ۱۳۵۰ قمری بود که وقتی مردم همدان از شیخ عبدالکریم حائری یزدی تقاضا مینمایند که آخوند ملاعلی را جهت سرپرستی حوزه علمیه همدان به آن شهر برگردانند، وی با توجه به نیاز منطقه غرب کشور، پیشنهاد آنان را میپذیرد و به آنان میفرماید: «من مجتهد عادلی را برای سرپرستی شما مردم همدان فرستادم.» او در همدان به تأسیس حوزه علمیه همدان و کتابخانه اقدام کرد و مساجد و مراکز مذهبی آن شهر را تعمیر کرد و به امور دینی مردم همدان رسیدگی میکرد.
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
📚 @libhamedan
تدریس و شاگردان
ملاعلی معصومی همدانی یکی از مدرسین سرشناس و یکی از اساتید معتبر و نامور حوزه علمیه قم گردید و حوزه درسی او که شرح لمعه را شامل میگشت، یکی از حوزههای پرجمعیت آن روز گردید و جمع گرم و پرجاذبهای را به خود اختصاص داد
اما در سال ۱۳۵۰ هـ.ق، وقتی مردم همدان از محضر مؤسس آیت الله حائری تقاضا مینمایند که آخوند ملا علی را به سرپرستی حوزه علمیه همدان به آن شهر برگردانند، مرحوم آیت الله حائری با توجه به نیاز مبرم منطقه غرب کشور، پیشنهاد آنان را با سختی میپذیرد و به آنان میفرماید: من مجتهد عادلی را برای سرپرستی شما مردم همدان فرستادم. با این که در آن ایام در شهر همدان شخصیت های بزرگ علمی و فقهی و اجتماعی همچون آیت الله میرزا محمد جولائی و شیخ علی دامغانی و سید نصرالله بنیصدر زندگی میکردند، ولی در اثر حسن خلق و تدبیر و علم وافر مرحوم آخوند معصومی، زعامت امور دینی مردم به صورت طبیعی به عهده ایشان قرارگرفت. معظمله جهت فعالیت علمی خویش مدرسه مخروبه آخوند ملا حسین را تجدید بنا نمود و خود در آن مدرسه مشغول تدریس طلاب گردید و جمعی از شیفتگان معارف اهل بیت علیهم السلام را دور خود گرد آورد.
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
📚 @libhamedan
جواهر-البلاغه.pdf
حجم:
3.8M
📓 کتاب جواهرالبلاغه
📓#کتاب
📔#بلاغت
📓#کتاب_درسی
📓#دروس_حوزوی
📓#کتابخانه_دیجیتال
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
📚 @libhamedan
کتاب الکترونیکی داداش ابراهیم.pdf
حجم:
11.2M
📚 کتاب داداش ابراهیم به مناسبت گرامیداشت هفته دفاعمقدس
🔖 آیت الله خامنهای:
تلاش کنید کتاب های شهداء بر روی سبک زندگی مخاطبان اثر بگذارد.
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
📚@libhamedan
سلام علیکم
قابل توجه طلاب محترم (برادران و خواهران)
کتب درسی و غیر درسی در دسترس است
اگر تمایل به دریافت دارید به ساختمان کتابخانه حضرت آیت الله آخوند ره دفتر مدیریت مراجعه بفرمائید
جهت جستجوی کتاب های مورد نظر باید حضورا تشریف بیارید و خودتون جستجو کنید
68.pdf
حجم:
42.3M
📚 داستان راستان (جلد ۱)
✏️ نویسنده: شهید مرتضی مطهری
🇮🇷 ناشر: نشر صدرا
📄 تعداد صفحات: ۲۹۵
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
درثواب انتشار کتب سهیم باشید
📚@libhamedan
داستان راستان-جلد 2.pdf
حجم:
48.6M
📚 داستان راستان (جلد ۲)
✏️ نویسنده: شهید مرتضی مطهری
🇮🇷 ناشر: نشر صدرا
📄 تعداد صفحات: ۲۷۷
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
در ثواب انتشار کتب سهیم باشید
📚@libhamedan
🔺نهیب پتک آهنگر
▫️یکی از شاگردان #علامه_جعفری:
🔹در همسایگی ایشان پیرمرد آهنگری بود که درمنزل خود کار می کرد و مدام صدای پتکش به گوش می رسید.
🔸در یک روز گرم تابستانی، حدود ساعت ۵ بعد از ظهر، خدمت شان بودم و ایشان مشغول مطالعه و نوشتن بودند.
ایشان طبق معمول در کتابخانه خود مشغول مطالعه و نوشتن بودند.
🌀به ایشان عرض کردم که اگر صدای پتک و چکش این شخص مزاحم کار شماست من می توانم بروم و به ایشان تذکر بدهم تا حال شما را مراعات کنند.
⚡️علامه در جواب به من گفت: نه! مبادا به او چیزی بگویید! من در کتابخانه ام وقتی از مطالعه و نوشتن احساس خستگی می کنم، صدای پتک و چکش این پیرمرد نهیب می زند و به من قدرت می دهد.
🍁 با خود می گویم: آن پیرمرد در مقابل کوره گرم آهنگری چکش می زند و خسته نمی شود اما تو که نشسته ای و مطالعه میکنی و مینویسی خسته شده ای! و دوباره مشغول مطالعه و نوشتن میشوم.
#حکایت_آموزنده
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔰در ثواب نشرمطالب سهیم باشید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
📚 @libhamedan
داستان زیبا آموزنده
خداوند در عوض، چیز بهتری به او داد...
ابن رجب میگوید: یکی از عابدان در مکه بود؛ آذوقهاش تمام شد و به شدت گرسنه گردید و در آستانه مرگ قرار گرفت. در همان حال که او در کوچههای مکه دور میزد، ناگهان 💎 گردنبند گرانبهایی دید که روی زمین افتاده بود. آن را در آستین خود نهاد و به حرم رفت؛ آنجا مردی را دید که اعلام میکرد گردنبندش گم شده است.
👤 آن مرد نشانی گردنبند را به من داد. دانستم که راست میگوید؛ لذا 💎 گردنبند را با این شرط به او دادم که چیزی به من بدهد؛ اما او، بیآنکه به چیزی توجه کند و یا چیزی به من بدهد، گردنبند را برداشت و رفت.
🤔 با خودم گفتم: بار خدایا! برای رضامندی تو این گردنبند را به صاحبش دادم؛ پس در عوض آن چیز بهتری به من بده.
پس از مدتی این عابد به سوی دریا رفت و سوار بر 🛥 قایقی شد؛ ناگهان 🌬 طوفانی خروشان وزیدن گرفت و قایق را در هم شکست. این مرد، بر یکی از تختههای قایق سوار شد و باد او را به این سو و آن سو میبرد تا اینکه او را به ساحل یک جزیره کشاند.
او وارد جزیره شد و دید که آنجا 🕌 مسجدی هست و مردمانی هستند که نماز میخوانند. او نیز نماز گزارد و سپس مشغول خواندن قرآن شد. اهالی جزیره گفتند:
آیا تو قرآن 📖 خواندن یاد داری؟
گفتم: بله.
گفتند: پس به فرزندان ما قرآن بیاموز.
وی میگوید: من به بچههای آنها قرآن آموزش میدادم و آنها به من مزد میدادند. سپس چیزی نوشتم.
گفتند: آیا به فرزندان ما ✍️ نوشتن میآموزی؟
گفتم: بله. پس از آنها مزد میگرفتم و به فرزندانشان نوشتن یاد میدادم.
سپس گفتند: اینجا دختر یتیمی است که پدرش وفات کرده است؛ آیا میخواهی با او ازدواج کنی؟ 🗣
گفتم: اشکالی ندارد.
با او ازدواج کردم و وقتی او را نزد من آوردند، دیدم که همان 💎 گردنبند در گردن اوست!!!
گفتم: داستان این گردنبند را برایم تعریف کن.
او تعریف کرد و گفت:
پدرم این گردنبند را روزی در 🕋 مکه گم کرده و آن را مردی پیدا نموده و به پدرم بازگردانده است و پدرم همواره در سجده نماز، دعا میکرد که خداوند به دخترش، همسری مانند آن مرد بدهد.
گفتم: آن مرد، من هستم.
بدینسان ☝️ خداوند، گردنبند را از راه حلال و مشروع نصیب او کرد؛ چون چیزی را برای رضامندی خدا رها کرد، خداوند در عوض آن چیز، بهتر از آن را به او داد.
📖 در حدیث آمده است:
«خداوند پاک است و جز پاک را نمیپذیرد.»
#حکایت_آموزنده
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
کتابخانه آیت الله آخوند (ره)همدان
در ثواب نشر مطالب سهیم باشید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
📚 @libhamedan