eitaa logo
تاریخ سبز‌
45 دنبال‌کننده
83 عکس
55 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
من نمیدونم کدوم احمقی اولین بار گفت جای زن تو اشپزخونست
تاریخ سبز‌
ـ ابر می‌بارد همایون شجریان
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا
وای خیلی قشنگه
هرکسی حداقل یبار باید بخونه غزلشو
ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟ ابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه‌کنان، ابر جدا، یار جدا سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز بلبل روی‌سیه مانده ز گلزار جدا ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا دیده از بهر تو خونبار شد ای مردم چشم مردمی کن مشو از دیدهٔ خونبار جدا نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این مانده چون دیده از آن نعمت دیدار جدا دیده صد رخنه شد از بهر تو، خاکی ز رهت زود برگیر و بکن رخنهٔ دیوار جدا می‌دهم جان مرو از من، وگرت باور نیست پیش از آن خواهی، بستان و نگهدار جدا حسن تو دیر نپاید چو ز خسرو رفتی گل بسی دیر نماند چو شد از خار جدا ـ امیرخسرو دهلوی غزل شماره ۱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر شب منم فتاده به گرد سرای تو تا روز آه و ناله کنم از برای تو روزی که ذره ذره شود استخوان من باشد هنوز در دل تنگم هوای تو هرگز شب وصال تو روزی نشد مرا ای وای بر کسی که بود مبتلای تو جان را روان برای تو خواهم نثار کرد دستم نمی دهد که نهم سر به پای تو جانا، بیا ببین تو شکسته دلی من عمری گذشته است منم آشنای تو بر حال زار من نظری کن ز روی لطف تو پادشاه حسنی و خسرو گدای تو ـ امیرخسرو دهلوی غزل شماره ۱۶۷۹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای که از خاک درت دیده منور گردد وصف روحت چو کنم، روح معطر گردد دیده در زیر قدمهات نمی گرید، از آن که مبادا کف پای تو به خون تر گردد گوش بگرفت، چو بشنید رقیبت سخنم گوش ابلیس چو قرآن شنود کر گردد ناوکی بر دل ریشم فگن، ای دیده من تا بود ریش درونم به برون سر گردد ای بسا جان به سر کوی تو شد خون و هنوز می رود تا به سر کوی تو محشر گردد سازمش خون و به پیش سگت اندازم، اگر بی جراحت ز سر کوی تو دل برگردد اشک خسرو همه از خون جگر ساخته است از قدمهات چو ریزم، همه گوهر گردد ـ امیرخسرو دهلوی غزل شماره ۷۵۳
هدایت شده از هوژین
به نرمی یه برکه یه دنیا به‌ گریه و رفتن.
واقعا خدایاشکرت