eitaa logo
تاریخ سبز‌
45 دنبال‌کننده
93 عکس
55 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تا دهن بسته‌ام از نوش‌لبان می‌برم آزار من اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار تا بهار است دری از قفس من نگشاید وقتی این در بگشاید که گلی نیست به گلزار چشم شاهد به سراپردهٔ مژگان چه حکایت آهو از سبزه برآورد سر و شیر ز نیزار هرگز این دور گل و لاله نمی‌خواستم از بخت که حریفان همه زار از من و من از همه بیزار دست و ابزار چو می‌داد به گوش هنرم گفت رو که بازار تو روزی که نه دست است و نه ابزار هردم از سینهٔ این خاک دلی زار بنالد که گلی بودم و بازیچه گلچین دل‌آزار گل بجوشید و گلابش همه خیس عرق شرم که به یک خندهٔ طفلانه چه بود آن همه آزار چشم نرگس نگران است ولی داغ شقایق چشم خونین شفق بیند و اَبرِ مَهِ آذار ابر از آن بر سر گل‌های چمن زار بگرید که خزان بیند و آشفتن گل‌های چمنزار شهریار است و همین شیوهٔ شیدایی بلبل بگذارید بگرید به هوای گل خود زار ـ غزل شماره ۶۴ محمدحسین بهجت تبریزی؛ شهریار
تو از کجا شکفتی
تو از کجای قصه
که شب نیلوفری شه
مثل دنیای قصه
ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را من نیز چشم از خواب خوش بر می‌نکردم پیش از این روز فراق دوستان شب‌خوش بگفتم خواب را هر پارسا را کآن صنم در پیش مسجد بگذرد چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را من صید وحشی نیستم در بند جان خویشتن گر وی به تیرم می‌زند اِستاده‌ام نُشّاب را مقدار یار هم‌نفس چون من نداند هیچ‌کس ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را وقتی در آبی تا میان، دستی و پایی می‌زدم اکنون همان پنداشتم دریای بی‌پایاب را امروز حالا غرقه‌ام تا با کناری اوفتم آنگه حکایت گویمت درد دل غرقاب را گر بی‌وفایی کردمی یَرغو به قاآن بردمی کآن کافر اَعدا می‌کشد وین سنگدل اَحباب را فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او آواز مطرب در سرا زحمت بُوَد بواب را «سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو» ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را ـ سعدی غزل شماره ۸