eitaa logo
کافه کتاب☕📚
3.2هزار دنبال‌کننده
396 عکس
53 ویدیو
110 فایل
> به کافه کتاب خوش امدید!☕📚 > اینجا سرزمینی است برای عاشقان کتاب. اگر به دنبال خواندن کتاب،کشف دنیای موازی،یا یافتن دیدگاهی نو از طریق مطالعه هستید،جای درستی آمدید. ارتباط با ما👇 @Admin_3163 برای پیشرفت کانالمون👇 @Tablighat316
مشاهده در ایتا
دانلود
؛ نقل است که وقتی او را دیدند پاره‌ی آتش بر کف نهاده می‌دوید گفتند تاکجا، گفت : می‌دوم تا آتش در کعبه زنم تا خلق با خدای کعبه پردازند. 📕 👤 📚@library24
ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف جرم از تو نباشد، گنه از بخت منست! 👤 📚@library24
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 شما را چگونه می شناسند؟ آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که اين شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودويگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع ديناميت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را مي‌خواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخکوب شد: «آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آورترين سلاح بشری مرد!» آلفرد، خيلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: «آيا خوب است که من را پس از مرگ اين گونه بشناسند؟» سريع وصيت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسياری را خط زد و اصلاح کرد. پيشنهاد کرد ثروتش صرف جايزه‌ای براي صلح و پيشرفت‌های صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلکه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايزه‌های فيزيک و شيمی نوبل و ... مي‌شناسيم. او امروز، هويت ديگري دارد. يک تصميم، براي تغيير يک سرنوشت کافی است! 📚@library24
خنده و سکوت دو تا ابراز قوی هستن، خنده برای حل خیلی از مشکلات و سکوت برای اجتناب از خیلی از مشکلات. ‌📚@library24
*میدونی رفیق* من میگم خیلی بیشتر از سنمون بزرگ شدیم اما اونقدی که بزرگ شدیم زندگی نکردیم.. یه حساب سر انگشتی که بکنی میبینی تعداد دفعاتی که از ته دلت خندیدی خیلی کمتر از دفعاتیه که از ته دلت گریه کردی میگی اینجوری نیست؟ اگه در مورد تو اینجوری نیست باید بگم خیلی خوشبختی و خبر نداری.. 📕 👤 📚@library24
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خیلیا همچین استعدادی ندارن، اینکه بدونن کی باید برن گمشن 📕 👤 📚@library24
ما برای قبول اینکه باید با بعضی آدم‌ها، موقعیت‌ها و شرایط خداحافظی کنیم، به زمان احتیاج داریم. زمان باید بگذرد. ذهن ما باید هزاران داستان متقاعدکننده بسازد تا آرام‌آرام به لحظۀ خداحافظی نزدیک شویم. به‌هرحال چه تصمیم بگیریم چه همچنان خودمان را معلق نگه‌داریم، لحظه‌های خداحافظی فرامی‌رسند. امروز اگرنه، چند سال دیگر. حقیقت این است که فرار کردن به ما کمکی نمی‌کند. در خداحافظی‌ها، دردی وجود دارد، دردی پنهان، اصلاً مگر می‌شود خداحافظی دردناک نباشد؟ اگر خیلی وقت است که متوجه شده‌ایم به خداحافظی خاصی نزدیک شده‌ایم بهتر است خودمان را گول نزنیم. بهتر است درد را به رنج تبدیل نکنیم. 📕 👤 📚@library24