✔️«سید عطاءاللّه مهاجرانی» که وزیر فرهنگ و ارشاد دولت سید محمد خاتمی بود زادهٔ روستای «مهاجران» از توابع اراک است و کتابی دارد به نام «حاج آخوند» که گوشه ای از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی خودش با «حاج شیخ محمودرضا امانی» معروف به حاج آخوند در قبل از انقلاب است (این کتاب در کتابخانه سردارکاظمی موجود می باشد).
🔹و اینک خاطره ای از کتاب «حاج آخوند» با عنوان «باغ انگور»:
📚📚📚
«حاج آخوند» از لحاظ سواد و فهم چیز دیگری بود!
خوش سخن و باسواد، ادیب و نکته دان؛
دست هایش بسیار نیرومند بود و زندگیش از دسترنج خود و باغِ انگورش میگذشت.
آقای «اخوان»، همْ مدیر مدرسهٔ ما بود و همْ معلم ما؛ خوبْ درس میداد.
تا اینکه «یَرَقان» گرفت و در خانهٔ ما بستری شد و از «حاج آخوند» خواهش کرد طبق شرایط و ضوابط، بجایش درس بدهد.
«حاج آخوند» روز اول حضور در کلاس گفت:
بچه ها! امروز ما میخواهیم درباره «خدا» صحبت کنیم.
«فرقی ندارد ارمنی باشید و یا مسلمان»
همه ما از هر دین و مسلکی با «خدا» حرف میزنیم.
حالا خیال کنید خودتان تنها نشستهاید و میخواهید با «خدا» حرف بزنید.
از هر کلاسی از اول تا ششم؛ یک نفر بیاید برای ما تعریف کند چطوری با خدا حرف میزند؟
و از خدا چه میخواهد؟
در همین حال «مَملی» دستش را بالا گرفت و گفت: اجازه من بگم؟
حاج آخوند گفت: بگو پسرم!
«مملی» گالشهای پدرش را پوشیده بود.
هوا که خوب بود پابرهنه به مدرسه میآمد.
«مملی» چشمانش را بست و گفت:
خدا جان!
همه زمینهای دنیا مال خودته؛
پس چرا به پدر من ندادی؟
این همه خانه توی شهر و دِه هست؛
چرا ما خانه نداریم؟
خدا جان!
تو خودت میدانی ما در خانهمان بعضی شبها «نانِ خالی» میخوریم.
شیر مادرم خشک شده، حالا برای خواهرِ کوچکم «افسانه»، دیگر شیر ندارد.
خدا جان!
گاو و گوسفندم نداریم.
اگر «جهان خانم» به ما شیر نمیداد، خواهرم گرسنه میماند و میمرد!
خدا جان!
ما هیچ وقت عید نداریم. تا حالا هیچ کدام از ما لباسِ نو نپوشیدهایم
و اگر موقع عید «مادرِ هاسمیک»، به مادرم تخم مرغ رنگی نمیداد، توی خانه ما عید نمیشد!
کلاس ساکتِ ساکت بود. «مَملی» انگار یادش رفته بود توی کلاس است.
«حاج آخوند» روبروی پنجره ایستاده بود. داشت از آنجا به افق نگاه میکرد.
بعضی بچهها گریه میکردند.
«حاج آخوند» آهسته گفت:
حرف بزن پسرم!
با خدا حرف بزن، بیشتر حرف بزن!
«مملی» گفت:
اجازه! حرفم تمام شد.
«حاج آخوند» برگشت و «مملی» را بغل کرد وگفت:
بارک الله پسرم!
با «خدا» باید همین جور حرف زد.
کلاس تمام شد.
و حاج آخوند به خانه خود رفت و همان شب با خط خودش نامه ای نوشت که باغِ پدری اش را که بهترین باغ انگور در «روستای مارون» بود، به خانوادهٔ «مملی» بخشید!
#حاج_آخوند.
#سید_عطاالله_مهاجرانی
💠💠💠💠💠💠
خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید:
🔸 کانال بله:
https://ble.ir/libsardar
🔸 پرتال کتابخانه:
104121.samanpl.ir
🔸 ایتا:
https://eitaa.com/libsardar
#ساعت_کاری
🔖 اعضای محترم و گرانقدر کتابخانه، لطفا به جدول ساعت کاری در هفتهٔ جاری و هفتهٔ آخر اسفندماه توجه بفرمایید:
✔️هفتهٔ جاری:
شنبه ۱۸ اسفند: ۸ الی ۱۸؛
یکشنبه ۱۹ اسفند: ۸ الی ۱۸؛
دوشنبه ۲۰ اسفند: ۸الی ۱۸؛
سه شنبه و چهارشنبه ۲۱ و ۲۲ اسفند: ۸ الی ۱۴؛
پنج شنبه ۲۳ اسفند: ۸ الی ۱۳:۰۰.
✔️هفتهٔ آخر اسفندماه:
شنبه، یکشنبه و دوشنبه ۲۵، ۲۶ و ۲۷ اسفند: ۱۲ الی ۱۸؛
سه شنبه ۲۸ اسفند، کتابخانه تعطیل می باشد.
🔹به دوستانتان نیز اطلاع دهید.
💠💠💠💠💠💠
خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید:
🔸 کانال بله:
https://ble.ir/libsardar
🔸 پرتال کتابخانه:
104121.samanpl.ir
🔸 ایتا:
https://eitaa.com/libsardar
📖پیام سرپرست فرمانداری ویژه شهرستان نجف آباد بمناسبت فرا رسیدن سالروز تاسیس نهاد کتابخانه های عمومی کشور
(هرکس که با کتابها آرامش یابد راحتی و آسایش از او سلب نمیگردد.)
امام علی (ع)
🔻روز ۱۷ اسفند ماه که در تقویم رسمی کشور به نام سالروز تأسیس نهاد کتابخانه های عمومی و روز کتابخانه گردی مزین گردیده است، این نکته را بر همگان روشن می سازد که کتاب و کتابخوانی اهمیت و جایگاه والایی در رشد و تعالی جامعه دارد. بی شک ارج نهادن به کتاب و کتابخوانی و ترویج این مهم در بین آحاد مردم می تواند در توسعه کشور تأثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد و امروزه حتی در پرتو گسترش فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و شبکه های مجازی، همچنان توسعه فرهنگی کشورها در گرو اهمیت دادن به کتاب و افزایش نرخ سرانه کتابخوانی است.
🔻«کتابخانه عمومی» به عنوان یکی از مهم ترین و مردمی ترین نهادهای فرهنگی است و فرصتی است تا بار دیگر توجهات عمومی به مساله کتاب و کتابخوانی جلب گردد.
🔻در این فرصت ارزنده ضمن تشکر از زحمات کتابداران و کلیه دستاندرکاران محترم در امر ترویج کتاب و کتابخوانی، موفقیت این عزیزان را در ارتقای جایگاه کتاب و کتابخانه، روشن نگاه داشتن چراغ کتابخوانی و گسترش آگاهی آرزو دارم.
حمیدرضا محمدی فشارکی
سرپرست فرمانداری ویژه شهرستان نجف آباد
#معرفی_کتاب
کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» (Reinventing Your Life)
نوشتهی دکتر جفری یانگ و دکتر جانت کلوسکو
✔️یکی از کتابهای مطرح در زمینه روانشناسی و خودیاری است. این کتاب به بررسی تلههای زندگی که ما از دوران کودکی به همراه داریم میپردازد و راهکارهایی برای غلبه بر این تلهها و ایجاد یک زندگی سالمتر و رضایتمندانهتر ارائه میدهد.
✔️نویسندگان در این کتاب به معرفی تلههای مختلف مانند تلههای رهاشدگی، نقص و شرم، وابستگی، و غیره پرداخته و توضیح میدهند که چگونه این تلهها میتوانند بر رفتارها و احساسات ما در بزرگسالی تاثیر بگذارند. سپس با ارائه تمرینها و راهکارهای عملی، به خوانندگان کمک میکنند تا این تلهها را شناسایی کرده و راههای مقابله با آنها را بیاموزند.
✔️کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» به مخاطبانش کمک میکند تا با شناخت بهتر از خود و تلههای زندگیشان، بتوانند تغییرات مثبتی در زندگی خود ایجاد کنند و روابط سالمتری با دیگران برقرار کنند. این کتاب به ویژه برای افرادی که به دنبال رشد شخصی و بهبود کیفیت زندگی خود هستند، بسیار مفید و تاثیرگذار است.
📚بریده ای از متن کتاب:
یک کودک، به خانوادهای ایمن و باثبات نیاز دارد. خانهٔ ایمن خانهای است که والدین آن در دسترس هستند. چه از نظر فیزیکی و چه از نظر احساسی در خدمت کودک هستند. با هیچکس بداخلاقی نمیشود. دعواهای لفظی، درونمرز واضح و معمولی رخ میدهد. هیچ ترسی از مرگ و یا ترکشدن برای مدت طولانی وجود ندارد.
این کتاب در کتابخانه موجود می باشد.
#معرفی_کتاب
#روزها #محمدعلی_اسلامی_ندوشن
✔️محمد علی اسلامی ندوشن برای کتابخوانان دو سه دههٔ اخیر ایران نامی است آشنا. وی نویسنده و مترجمی است پرکار و توانا که نثر فارسی را روشن و روان و ساده و دلنشین مینویسد.
🔹وی در کتابِ روزها (انتشارات یزدان؛ تهران: 1363) خاطرات خود را از چهار تا چهارده سالگی به رشتهٔ تحریر درآورده است و در آن خواننده را به همراه خود به عمق روستای کبودهٔ چهلْ پنجاهْ سال پیش میبرد و از مشاهدات خود تابلوهایی زنده و زیبا در برابر دیدگان آنان قرار میدهد.
🔸اکنون بخشی از کتاب را که در آستانهٔ فرارسیدن بهار و نوروز نوشته شده است، می خوانیم:👇
پنجه
از بیست و پنجم اسفند، دیگر زمستان رفته و بهار سر زده بود.
پنج روز آخر اسفند را «پنجه» میگفتیم که از قدیمترین زمان از روزهای پرمعنای سال بود، زیرا میبایست مقدمات آمدن نوروز را فراهم کند.
این نوروز بههرحال و در هر خانه، ولو با مقداری گرفتاری، عادت شده بود و جزو حکم بود که امید تازه برانگیزد.
در کنار خانهتکانی، سایر نظافتهای گاهبهگاهی نیز که در طی سال نشده بود، میشد:
چراغها و لامپاها، سماور و شیشههای پنجره و ظرفهای مس را میدادند سفید کنند.
همهٔ گوشههای دوردست منزل رُفته میشد. رختهای بهاری را میشُستند و روی بند میانداختند و آنگاه تهیهٔ خوراکیهای خاصّ نوروز بود.
شیرینی که بهآن «حلوا» میگفتند، البته از شهر آورده میشد، ولی این شیرینی پادزهری داشت که میبایست آن را در همان خانه تهیه کرد و آن عبارت بود از آنچه که در مجموع «آبکرده» میگفتند.
یعنی میوههای خشک ترش و شیرین، چون آلو، قیسی، آلبالو، برگهٔ شفتالو و زردآلو که در آب خیس میشد.
از این «آبکرده» رسم بود که یک لیوان به هر مهمانی که وارد خانه میشد خورانده شود، زیرا فرض بر این بود که اشخاص با خوردن شیرینی و تنقلات گرمیشان میکند و نوشابهٔ خشک، آن گرمی را دفع خواهد نمود.
بنابراین تغارهایی توی خانه بود مخصوص این کار و کمچهای روی آن که در آن میزدند و توی نیمکاسه یا لیوان برای تازهوارد میآوردند..
یک یا دو روز پیش از رسیدن عید، چاروادارهای زغالکِش، که از شهر میرسیدند، بارشان شیرینی و سورسات عید بود.
عطارها میدادند خرما و کشمش و نخودچی و انجیر و حلواهای ارزانقیمتی که از شیرهٔ انگور و مغز گردو درست میشد بیاورند که بهمصرف عیدِ فقیرترها میرسید، زیرا آنها دسترسی به خرید حلوای اصلی نداشتند؛ بنابراین این کاروان پیش از شب عید، کاروان مخصوصی بود.
علاوه بر آن، مقدار اضافهتری قند و چای و ادویه و پارچه با خود میآوردند:
شیرینکنندهٔ کام و نونوارکنندهٔ کسانی بود که در دِه دستشان بهدهنشان میرسید.
شیرینی در زندگی مردمِ آن زمان اهمیّت بسیار داشت؛ زیرا خیلی کمتر از آنچه بدن احتیاج داشت، بهآن میرسید. به چربی (بهعلت وجود گوسفند) کم و بیش دسترسی بود ولی شیرینی جزو نوادر بهشمار میرفت. از این رو، وجود آن با عید و عیش و عروسی و سور وابسته بود.
پنج روز «پنجه» در خانهی ما کارهای عید تهیّه میشد.
نخستین نشانهٔ عید با رسیدن نخستین شیر آغوز (ماک) که از صحرا میآوردند، آغاز میگشت. این شیر را کمی میجوشاندند که سفت میشد مانند ماست و آن را در اصطلاح محلّی «فله» میخواندند.
طعمی نه ترش، بلکه روغنی داشت و بسیار خوشمزه و مقوّی بود. همان هفتهی اول زایمان، شیر بز را میشد بهاین صورت درآورد، بعد از آن دیگر بهمصرف ماست میرسید.
از شیر نخستین گوسفندانی که زاییده بودند «فله» برای اربابها فرستاده میشد؛ زیرا یمن داشت که روز نوروز «سفیدی» بر سر سفره باشد. ما خودمان گوسفند صحرایی نداشتیم، اما از گلهٔ خویشاوندان برای ما نیز آورده میشد.
رسم بر این بود که تشریفات عید بهبهترین نحو ممکن انجام گیرد. نوعی ماهیّت مذهبی پیدا کرده بود، یعنی رعایتش بههمان اندازهٔ مناسک مذهبی، واجب شمرده میشد.
روز عید، چنانکه در سراسر ایران رسم است، شرط اول نظافت بود. همه میبایست به حمّام رفته و نوترین لباس خود را در بر کرده باشند. زنها با زینتهایی بر خود.
پدرم که همیشه نظیف و منظّم بود، لباس پاکیزهٔ خود را به تن میکرد. در زمان من دیگر کت و شلوار بود. مادرم سراپا در لباس نو میرفت، نو نه بدان معنا که همان سال دوخته شده باشد، منظور آنست که از لای بقچه بیرون آمده و خیلی کم بهتن شده بود.
بوی گل سرخ و بیدمشک که لای آنها خوابانده شده بود، میداد. همه دم بهروشنی میزد، با چارقد سفید وال، چادر نماز سفید که خالها یا گلهای خیلی ریز داشت. تنها شلوار استثناء بود. من و خواهرم نیز نوترین لباسی که داشتیم میپوشیدیم.
چه انتظار خوشی بود...
روزها/ محمدعلی اسلامی ندوشن
💠💠💠💠💠💠
خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید:
🔸 کانال بله:
https://ble.ir/libsardar
🔸 پرتال کتابخانه:
104121.samanpl.ir
🔸 ایتا:
https://eitaa.com/libsardar.
سالروز ولادت با سعادت کریم اهل بیت؛ حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام تبریک و خجسته باد.
#پیشنهاد_خواندنی:
امام مجتبی(ع) روح قلب مصطفی(ص)
نویسنده: آیت الله شیخ احمد رحمانی
ناشر: عطر عترت
💠💠💠💠💠💠
خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید:
🔸 کانال بله:
https://ble.ir/libsardar
🔸 پرتال کتابخانه:
104121.samanpl.ir
🔸 ایتا:
https://eitaa.com/libsardar
📢میلاد حُسن مجسّم
✏️ رهبر انقلاب: میلاد امام مجتبی، امام حسن (علیه الصّلاة و السّلام)؛ حُسن مجسّم بر زبان پیغمبر خاتم (صلّی الله علیه و آله) که این نام را ایشان بر روی این مولود گذاشتند -و این خیلی با عظمت است، خیلی مهم است که پیغمبر این بزرگوار را، این کودک مبارک را «حسن» بنامند- انشاءالله بر همهتان مبارک باشد. ۱۳۶۹/۱/۱۸
🌟 #بهار_معنویت | روز پانزدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶
💻 Farsi.Khamenei.ir
#اسفند۱۴۰۳
✔️🎯📚به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی...
پایان آخرین روز کاری کتابخانهٔ سردارکاظمی در سال ۱۴۰۳
#۲۷اسفند
💠💠💠💠💠💠
خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید:
🔸 کانال بله:
https://ble.ir/libsardar
🔸 پرتال کتابخانه:
104121.samanpl.ir
🔸 ایتا:
https://eitaa.com/libsardar
دکمه restart دنیا 🌏
🗓 ما دوست داریم تغییرات مثبت رو سر تاریخهایی مثل اول سال نو، روز تولدمون و یا تاریخهای رُند شروع کنیم...
✔️انگار دنیا یه دکمهٔ ریاستارت برامون زده و حالا میتونیم از نو شروع کنیم.
🌀 این پدیده به اسم «اثر شروع تازه» (Fresh Start Effect) شناخته میشه و میگه که وقتی یه نقطهٔ عطف زمانی (اول هفته، ماه، سال، تولد و شروع ترم تحصیلی) توی تقویم میبینیم، انگیزهٔ بیشتری برای تغییر و رشد داریم و احساس میکنیم که یه ورژن جدید از خودمون متولد شده! ✨
حالا سوال اینه:
این فقط یه حسه؟ یا واقعاً رفتار ما تو این زمانها تغییر میکنه؟ 🤔
📊 آمارها چی می گن؟ اونا نشون میدن که:
1️⃣ جستجوی کلمهٔ «رژیم غذایی» توی گوگل، بعد از تعطیلات، اول هفته و اول ماه، مخصوصاً سال نو، تا ۸۰٪ افزایش پیدا میکنه!
2️⃣ دانشجوها تو اول هفته، ماه، ترم تحصیلی و بعد از تعطیلات، مخصوصاً فردای روز تولدشون، بیشتر میرن باشگاهِ دانشگاه! 🏋🏻♀
3⃣ مدل های رفتاریِ درس خوندن توی دانش آموزا و دانشجوها در شروع ترم و ...
4⃣ مدلهای رفتاری برای تثبیت یه عادت و رفتار جدید
و خیلی آمارهای دیگه......
🧠 پس این فقط یه حس نیست و باعث میشه که اقدام کنیم! ✨️
🌐 ضمناً آمار و ارقام هم که از طریق گوگل ترندز قابل بازیابی است.
💠💠💠💠💠💠
خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید:
🔸 کانال بله:
https://ble.ir/libsardar
🔸 پرتال کتابخانه:
104121.samanpl.ir
🔸 ایتا:
https://eitaa.com/libsardar